سلام
دوازده سال ازدواج کردم دو تا بچه هم دارم شوهرم بسیار خوبه و ازش راضیم
ما هفته ای یکبار همیشه خونه مادرشوهرم اینامیریم
ببینید متاسفانه حرفاش به هم برمیخوره و ناراحت میشم مخصوصا زمانی که تعریف جاریم یاب بچه های اونو جلوی من میکنه
همسرم میگه جلوی خودش همون موقع از خودت دفاع کن و خیلی محترمانه تو هم جواب بده و دیگر در خونه اومدیم حق اعتراض و گله به من نداری
من اوایل ازدواج اینطوری بودم بعد یه مدت تقریا دو سال پیش تا الان خیلی خوب شده بودم و حرفاش رو به جدیت نمیگرفتم ولی الان دوباره حساس شدم روی حرفاش .احساس میکنم کم داره و واقعا دست خودش نیست
مثلا پدرشوهر از یه کار من یا حتی پسرش تعریف میکنه این میگه خوبه دیگه حالمونو بهم زدی انقدر تعریف میکنی
چیزهای مثبت بقیه رو میگه ولی از من همش در حال ایراد گرفتنه ببینید اگر بخوام بگم اخلاقش شوخه
پس چرا از دختر خودش فقط تعریف وتمجید و فقط با من اینطوریه
یه راهکار برای اروم شدن خودم میگید
مثلا
مثلا پدرشوهرم تعریف کنه از ما که چه عروسای خوبی دارم
همش میگه خوبه حالا تو هم انگار آسماون باز شده و فقط این عروس داره میگه شوخی هم میکنم
چیزهای مثبت بقیه رو میگه ولی از من همش در حال ایراد گرفتنه
مثلا رفتی سجده چادرت روی پیشونی ات بود یا وا چرا مثلا لبو کم ریختی میوه کم آوردی اینا رو همه در خونه خودشون اتفاقق میفته ها
هروقت خونه مادرشوهرم میرم احساس میکنم مورد احترام قرار نمی گیرم
مثلا یا غذا ندارد یا هی میگه چی دریت کنم یا اگر هم از قبل درست کرده کم هست
زبونشم تلخ است کلا چون خانه زندگی قشنگی و راحتی ندارند مثلا دستشویی در پشت بام است یا مثلا آشپزخانه جای دیگر یعنی من خودم عذا میگیرم ی دستشویی میخوام بچه مو ببرم بعد همشم حرف از قدیم و فامیلهای دورشون که من اصلا ندیدم و نمیشناسم میزنه سرم درد میگیره یا تعریف جاریم و بچه هاشو میکنه
شوهرمم همش خونه مامانش و باباش یا با موبایل مشغول یا خوابیده و هیچ همکاری نداره
کلا شوهرم میگه پدر و مادرها موجه هستند و ما فقط باید نظاره گر باشیم
ممنون
نمایش نظرها (3)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
دقت کنید که در هرحالتی آنها خانواده همسرتان محسوب می شوند و نیاز است که در احترام با آنها رفتار کنید و رفت و آمد خود را بخاطر همسرتان ادامه بدهید اما دقت کنید که تعریف کردن ایشان از دیگران اگر باعث ناراحتی شما می شود می تواند از کمبود اعتماد به نفس شما نشعت بگیرد حتس اگر ایشان قصد توهین و تخریب شما را داشته باشند اما شما خودتان را باور داشته باشید از کنار صحبت های ایشان می گذرید و توجه زیادی به آن نخواهید داشت در غیر این صورت شما تعریف دیگران را به معنای تخریب خودتان معنا دهی می کنید که می تواند برای شما آسیب زا باشد .
اگر ایشان به خود شما بی احترامی می کنند می توانید در احترام و بدون توهین بیان کنید که ایشان برایتان فرد باارزشی هستند اما از این برخوردشان ناراحت شده اید و دقت کنید همسرتان مسئول رفتارها خود به تنهایی می باشد و مسئولیتی در قبال رفتارهای خانواده ندارد و اگر شما بخواهید بخاطر رفتارهای دیگران همسرتان را سرزنش کنید می تواند باعث شود که زندگی مشترک شما با آسیب روبرو شود و مسیر زندگی شما از مسیر اصلی خارج شود .
سعی کنید شناخت بیشتری نسبت به خودتان داشته باشید و ویژگی های مثبت و منفی خودتان را بشناسید و با احترام با خودتان برخورد کنید و از سرزنش کردن و مقایسه کردن خودتان با دیگران خوداری کنید .
اینکه دیگران ویژگی های مثبتی داشته باشند به این معنا نمی باشد که شما ارزشمند نمی باشید و نیاز است که شما خودتان را از دیگران جدا بدانید اما بتوانید با خودتان و دیگران با احترام برخورد کنید
ممنون از پاسخ شما مشاور گرامی
میشه لطفا کتابی یا ebook ای در رابطه با این مورد که در من می بینید معرفی کنید تا خودم را تقویت کنم
چون اینطوری فقط حرص میخورم
ممنون میشم
دوست عزیز کتابی دراین زمینه وجود ندراد و نیاز است شما اعتماد به نفس خود را تقویت کنید و همچنین بدانید که زندگی مشترک شما جدا از زندگی خانوادگی می باشد و می توانید از دو مقابله زیر که لینک آن را در پایین می گذارم استفاده داشته باشید .
https://hamyaryiran.ir/thread10880.html