سلام من زنی هستم 45 ساله دارای دو فرزند پسر24 و16 ساله همسرم 57 ساله است بیماری لوپوس دارم بیماری مرا بسیار آسیب پذیر کرده است همسرم مردی با اخلاق تند و بی تفاوت به کلیه مسائل خانواده است من کار می کنم و بیشتر مخارج خانواده بر عهده من است از نظر روحی بسیار حساس شده ام با کوچکترین مسئله ای حال روحم بد می شود و روزها گریه می کنم و سکوت به همسرم گفتم هوای منو داشته باش با تمسخر گفت مثلا چطوری امروز تصمیم گرفتم با شما صحبت کنم وبپرسم اگه طلاق بگیرم و او را ترک کنم آیا به صلاح من است یا خیر آیا می توانید به من کمک کنید من حتی به خودکشی هم فکر کرده ام ولی دل آن را ندارم لطفا کمکم کنید لطفا حمایتم کنیدهر وقت ناراحت یا غمگینم اصلا براش مهم نیست حتی نمی پرسه تو چته هر وقت قهر می کنم اصلااهمیتی نمی ده گاهی فکر می کنم فقط به خاطر خدماتم در خانه و درآمدم منو می خواد کمکم کنید لطفا چکار کنملطفا نگویید باهاش صحبت کن و احساساتت را بگو چون اصلا فایده ای نداره
- On تیر ۱۱, ۱۳۹۹, ۱۰:۰۳ ق.ظ
maryam54
دسته بندی: مشاوره خانواده
مشکل با همسرم
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (2)
سلام به شما مریم جان
قابل درک هست که در این شرایط شما با فشار روحی زیادی همراه هستید و این سبک رفتاری همسرتان و یا داشتن بیماری ایشان می تواند با فشارهای روحی بیشتری برای شما همراه باشد اما دقت کنید که بهتر است قبل از تصمیم گیری برای جدایی و...برای بهبود شرایط روحی خودتان اقدام کنید چون داشتن علایمی چون 1. احساس غم و اندوه2. گریه 3.داشتن افکار خودکشی و...نشان از افسردگی می باشد که می تواند در مسیر زندگی مشترک شما ، تصمیم گیری ، روابط شما با خانواده و دوستان و... تاثیر زیادی داشته باشد .
پس در اولین گام بهبود شرایط روحی شما مهم می باشد چون حتی در صورت تصمیم به جدایی بازهم شما به شرایط روحی مناسب برای ادامه مسیر زندگیتان نیاز دارید پس بهتر است قبل از هر تصمیم گیری در سطح بهتری از شرایط روحی قرار بگیرید در این مسیر می توانید با طی کردن جلسات روانشناسی به سطح مناسبی برسید تا با بررسی شرایط و صحبت با همسرتان در این مسیر تصمیم گیری داشته باشید .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354304
با سلام خدمت شما دوست گرامی
احساس ناراحتی و ناکامی شما کاملا قابل درک است.
اگرچه به این که دقیقا چه مدت است که این خلق پایین را تجربه می کنید اشاره ای نکردید اما اکنون به نظر می رسد که تحت تاثیر اختلال افسردگی هستید و فعلا در چنین شرایطی بهتر است درباره چنین مساله مهمی تصمیم خاصی نگیرید و در ابتدا از طریق مراجعه به یک روانشناس و دریاف کمک حرفه ای و تخصصی مداخلات لازم را در این زمینه دریافت نمایید.
اساسا هر فردی نیاز به دریافت احساس توجه و ارزشمندی را در رابطه دارد و اگر این نیازش برآورده نشود احساس ناخوشایند و ناکامی دریافت خواهد کرد.
رفتارهایی مانند سرزنش و قضاوت منفی کردن، تحقیر و توهین و مسخره کردن و پرخاشگری و البته قهر و بی توجهی و حتی باج دادن به طرف مقابل هم جزو رفتارهایی هستند که به شدت رابطه تخریب می کنند بنابراین تعجبی ندارد که اکنون از کیفیت رابطه تان تا این حد ناراضی هستید.
اما به طور کلی زمانی که زندگی مشترک سال ها وجود داشته است معمولا اولین و بهترین گزینه تلاش برای حفظ زندگی شترک از طریق ترمیم و بازسازی آن است.
اگرچه ایشان رفتارهای شان ممن است اکنون برای شما بسیار ناراحت کننده و آزار دهندده باشد اما در هر رابطه ای هر دو سوی رابطه سهم و نقشی دارند و بهتر است هر یکی از افراد با به عهده گرفتن مسئولیت اثر رفتار خودش به فکر تغییر و اصلاح خوش باشد چرا که تنها فردی که ما می توانید او را تغییر دهی خودمان هستیم و معمولا اگر تمرکز و توجه خودمان را به جای یافتن ایراد و اشتباهات دیگران، بر رفتار خودمان قرار دهیم اغلب به نتایج بهتری دست خواهیم یافت و نکته مهم دیگر این است که همه افراد در برابر خواسته ها ونیازهای خودشان مسئول هستند و باید آن ها را فعالانه و متعهدانه پیگیری و برای تحقق شان تلاش کنند.
درباره این که شما تا کنون در این مسیر و برای بهبود کیفیت رابطه چه اقداماتی انجام داده اید توضیحی ارايه ندادید اما قهر کردن و بی توجهی کردن هم خودش جزو رفتارهای ناموثر است که در بلند مدت باعث کاهش صمیمیت بین افراد خواهد شد.
زوج درمانی در این گونه موارد می تواند تا حد زیادی کمک کننده باشد اما اگز به هر دلیلی خوب پیش نرفت می توانید به جدایی هم به عنوان یک تصمیم جدی فکر کنید.
چرا که ماندن در ازدواج تا زمانی خوب است که کارکردهای خودش را داشته باشد در چنین شرایطی که افراد ناراحت و تحت فشار هستند ادامه دادن آن کل زندگی افراد را تحت تاثیرقرار داده و باعث آسیب به سلامت روان افراد می شود.
این که فکر کنید فقط برای خدمات تان و یا درآمدی که دارید مورد توجه هستید خیلی می تواند ناراحت کننده باشد.
اما تصمیم به جدایی نیز هرگز تصمیمی نیست که بتوان درباره آن به طور کلی نظری داد و کامل بستگی به خود افراد دارد.
البته تصمیم راحتی هم نیست و آمادگی برای چنین اقدامی شاید کمی زمان بر باشد ولی درباره افرادی که منابع و امکانات بیشتری دارند مانند کار و درآمد و جایگاه اجتماعی- اقتصادی مطلوب، به مراتب راحت تر می تواند باشد.
با توجه به تمام این مطالب به شما توصیه می شد در ابتدا هر چه سریع تر برای بهبود خلق پایین و افسردگی احتمالی که اکنون با آن درگیر هستید اقدام کنید تا بعد از بهبود نسبی بتوانید تصمیم مناسب تری در این زمینه بگیرید و در رایند تصمیم گیری نیز بهتر است که با درمانگرتان و یا یک مشاور حتما در ارتباط باشید و با کمک ها و راهنمایی های تخصصی که در این زمینه دریافت می کنید بتوانید بهترین تصمیم گیری را داشته باشید.