سوالتو بپرس
X

مشکل با همسر

مادر خانمم سه پسر و یه دختر غیر از خانم من دارند.و پدر خانمم از دنیا رفته.۱۰ ساله با زنم زندگی می کنم و سعی کرده ام جامعیت خانواده ام حفظ بشه. هر دو معلم هستیم و خانه و ماشین و شغل داریم.یه دختر ۷ ساله هم داریم.
خانم من و یا خواهرش مجبورند پیش مادر باشند و با توجه به رفتار ایشان نمی توانم من هم گاهی هفت یا ده روز کنارشان باشم یا خانواده ی من با مادر خانم ۲۴ ساعته باشند و من تنها بمونم. شوربختانه این مدل سالهاست ادامه یافته و برادران خانم و همسرشان ابدا جز در موارد نادر در ایشان ننی مانند. این قضیه باعث اختلال در زندگی من شده و مشکلات متعددی برایم ایجاد کرده. خواستن بدونم چه راه حلی می توانم پیدا کنم. چه کار کنم که تنها زندگی نکنم. در این باره خانمم حتی حق داشتن فززند دیگر را هم از من دریغ کرده و دغدغه ی فکری برایم درست شده. ممنون خواهم بود کمکم کنید یا جایی برای مشاوره معرفی فرمایید.بارها به طلاق فکر کرده ام اما بودن دخترم هر اقدامی را از من سلب می کنه

AN1354:

نمایش نظرها (3)

  • سلام به این شما دوست عزیز
    قابل درک هست که این سبک زندگی مشترک و نبودن های بیش از اندازه همسرتان برای شما با مشکلاتی مواجهه شده است و نیازهایی در شما پاسخ داده نمی شود اما در این مورد نیاز است هردوی شما در کنار درک شرایط خانوادگی به مسائل زندگی مشترکتان نیز توجه داشته باشید در این مسیر زندگی مشترک در اولویت قرار دارد و نیاز است که در این مورد باهم صحبت کنید تا بتوانید با مدیریت بهتر این شرایط پیش بروید .
    بهتر است در این مسیر قبل از هر تصمیم گیری برای جدایی با همسرتان در احترام و بدون به دنبال مقصر بودن صحبت کنید و احساسات و نیازهای خود را بیان کنید در کنار اینکه بهتر است که مسیر تعاملی شما ها و دیدگاهایی که دارید مورد بررسی قرار گیرد نیاز است که زندگی مشترک بازسازی شود تا بتوانید شرایط بهتری را تجربه کنید .
    سعی کنید که در این مسیر به دنبال مقصر نباشید و سعی کنید که با ایشان در مورد احساسات و نیازهایی که دارید صحبت کنید و صحبت های ایشان را نیز بشنوید تا بتوانید با کمک زوج درمانگر تصمیم گیری بهتری را داشته باشید .
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354304

    • اگر صرفا کمک به مادرشان باشد من اصلا مشکلی ندارم معضل من اینه که مادرشون دوران نگاهت از سرطان سینه را طی می کنند (از ۳ سال پیش) میهمانهای متعددی دارند و وظیفه سانان دادن این همه میهمان _حتی در شرایط کنونی پاندمی که متاسفانه ایشان را و احتمالا فرزندم را آلوده کرده بود _ بر عهده ی خانم هست. جالب تر زمانی خواهد بود که برادران و زن برادر شان مهمان میشن و اینها وظیفه خدمت گذاری دارند. باز تا اینجا مشکلی نیست. عرض کردم معلم هستند .وقت داشته باشند از صبح تا شب بقیه وقت صرف امور کلاسداری اینترنتی میشه. اکنون این خانم خسته فقط می تواند داد بزند که دارم می میرم خسته ام و حق دارد. در حالیکه هر دلیلی برایش بیاورم که این شرایط را تغییر دهیم با تند خویی شروع به دادو حوار میکنند. اینجاست که حتی نمی توانم با ایشان برای مشاوره جایی برم.

  • در این مورد بهتر است در زمان مناسبی در بیان درک نگرانی و احساس مسئولیتی که نسبت به مادرشان دارند بهتر است که با ایشان در مورد احساسات و نیازهای خودتان و شرایط زندگی مشترکتان صحبت کنید و به ایشان بیان کنید که در کنار احترام به همه این ها شما می خواهید که در این مسیر ایشان با شما همراه شوند تا با یک زوج درمانگر مشورت کنید و بیان کنید زمان دقیق این موضوع را به ایشان بیان خواهید کرد و از قبل برای برنامه ریزی متناسب با شرایط ایشان به ایشان خبر بدهید و سعی کنید که در احترام پیش بروید بدون به دنبال مقصر بودن در کنار اینکه اگر همسرتان با آمدن مخالفت کردند و در زمان مشخص شده حاضر به مراجعه نشدند بهتر است خود شما در این مسیر اقدام کنید و با بررسی همه جوانب به کمک درمانگر در مورد ادامه مسیر و یا تصمیم به جدایی که بیان کرده اید تصمیم گیری داشته باشید .