سلام
من نمی دونستم این مشکلم به کدوم یکی از موضوعاتی که یه لیست بزرگی ازش قرار دادید ، مربوط میشه ولی بخش خانواده رو انتخاب کردم . امیدوارم انتخابم درست باشه . من محمد امین هستم . 17 ساله ساکن اهواز . من توی خانواده ای متولد شدم با دو خواهر بزرگتر از من و برادر بزرگتر از من . میشه گفت که من بچه آخرم . خواهر بزرگم الان 32 سالشه و متاهله . تهران زندگی می کنه . خواهر کوچکتر 29 سالشه و اصفهان زندگی می کنه . برادرم 24 سالشه . این واسه من یه مشکل خیلی بزرگه چون هفت سال با برادرم اختلاف سنی دارم و این خیلی برام بده که همیشه خودم رو تنها حس کنم توی خونه . رابطه من و برادرم سردترین رابطه ی ممکنه . تنها مکالمه ما در روز سلام و خدافظی هستش . باور نمی کنید چه دیواری بین من و اونه . این مسئله هم چیزی نیست بشه حلش کرد . اینجوری بگم من با دوستای خودم خیلی راحتترم تا برادر خودم … رفتار جفتمون باعث شده سرمون تو لاک خودمون باشه . مادرم یه زن 48 ساله هستش که همیشه خدا توی خونه با من جنگ و دعوا میکنه . خیلی خیلی سر مسائل بی ارزشی غر میزنه سرم که واقعا کاسه صبرم رو لبریز میکنه . این مشکل مادرم هم کلا خانوادگی هستش چون دایی هام هم همینطوری هستند و پسر دایی و پسر خاله هام همشون می نالند . یه روز خوش باور کنید ندیدم از مادرم . مادرم فقط داد میزنه . الکی دعوا درست میکنه . خیلی بد دهنی میکنه توی دعوا ها . منم دورغ نگم زود از کوره در میرم آخه واقعا دیگه نمی تونم تحمل کنم ، میترسم چند سال دیگه مثل مادرم شروع کنم به قرص اعصاب خوردن . بابام هم از مادرم بدتر یه روز منطقیه یه روز از دنده چپ بلند میشه. یه چیزای چرت و پرتی میگه و به مسایلی گیر میده . پدرم 56 سالشه و بر عکس دوستان من که با پدرشون صمیمی هستند پدرم هیچ وقت حالم رو نپرسیده که پسرم چه مرگته ؟ همیشه هر وقت باهاش خواستم حرف بزنم روش به تلویزیون بوده یا جواب سوالام رو یه خط در میون جواب داده و سرش رو تکون میده . بعضی وقت ها واقعا پکر میشم و پدرم با جدیت گیر میده میگه : مگه فکر کردی کی هستی که قیافه می گیری ؟ یعنی دقت کنید نمیگه چت شده ؟ میگه قیافه نگیر واسه ما . برادرم الان یه سال سربازه توی شهر خودمون خدمت می کنه . هر دور روز میاد خونه و فردا صبحش میره . توی این یه سال مادرم ، برادرم رو گذاشته روی چشاش . همیشه به من میگه کاراش رو بکنم . همیشه دردش اینکه پسرش غذای خوبی بخوره . جای خوبی بخوابه ولی همیشه از من زده و به اون داده . پدرم هم نگرانیش پسرشه . من شش ماه لنگ 200 هزار تومن پول بودم که بدم یه صندلی واسه میزم بخرم ولی یه روز برادرم اومد گفت به پدرم : میخوام یه گوشی نو بخرم (تنها دلیلش هم این بود که گوشی قبلیش دلش رو زده بود) ، اگر داری 500 تومن بهم بده . به نیم ساعت نکشید دیدم داد دستش . منم هیچی نگفتم . همین مسائل باعث شده از برادرم متنفر بشم . خلاصه بگم میدونم نه پدرم عوض میشه نه مادرم نه برادرم . بازم خدا رو شکر خواهرم درکم میکنه و میدونه چقدر اخلاق والدین ما ها بده و میگه تحمل کن داداشی . من خودم تو همون خونه بزرگ شدم مثل تو . فقط باید تحمل کرد … من این ها رو گفتم که هم سبک بشم و هم یه راه حلی بهم بگید که اگر یه روزی زن گرفتم و بچه دار شدم مثل پدر و مادرم نشم چون خیلی عذاب می کشم تو خونه . به نظر خودم والدینم هیچ وقت نباید بچه چهارم به دنیا می آوردند چون هم دیر تصمیم گرفتند هم توان مالی برای بچه آخر رو ندارند . بیشتر اوقات فکرمیکنم شاید یه بچه ناخواسته بودم .
نمایش نظرها (4)
تنها راهش اینه که مشاوره حضوری مراجعه کنید ولی همینکه میدونید و میخوایت که تغییر کنید امتیاز خوبیه
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
با سلام خدمت شما نوجوان عزیز
شرایطی که شرح دادید شرایط سختی است ولی غیر قابل تحمل نیست . کافی است شما پدر و مادرتان را همین طور که هستند بپذیرید و شرایط برادرتان را درک کنید که ایشان در شرایطی هستند که بیشتر به چشم می آیند بزرگتر است سرباز است و سربازی دوره سختی است . نیازهای خودتان را بدون توقع از دیگران با توجه به توانایی های خودتان و کمک از کسانی که می توانند یاریتان کنند حل کنید اگر صندلی می خواهید می توانید کار کنید یک کار پاره وقت ، شاید هم در تابستان بتوانید مقداری پول جمع کنید یا از خواهرتان بگیرید . در این زمنیه می توانید از روانشناسان کانون مشاوران ایران یاری بگیرید 88422495
ببخشید چه جوری پیام جدید ارسال کنم؟
هر چی میگردم نیست
https://sppm.ir
از طریق صفحه اول وارد بشید طریقه ارسال پست رو میبینید