با سلام خدمت شما دوست گرامی
دوست عزیز مسئله تان را خیلی کلی و مبهم مطرح کردید و اگر کمی بیشتر توضیح می دادید که معمولا مشکلات شما در چه زمینه ای است و از چه زمانی آغاز شده و شدت یافته است، چند سال دارید و چند سال است که از ازدواجتان می گذرد، بهتر می توانستید راهنمایی دریافت کنید.
به طور کلی هر کسی در مسیر خواسته ها و انتظارات و افکار خودش عمل می کند.
و گاهی ادراک افراد در موارد مشابه ممکن است کاملا متفاوت باشد.
اختلافات بین افراد همواره به دلیل تفاوت های فردی وجود دارد و مهم این است که ما چگونه با آن روبرو شویم و به چه شیوه هایی آن را حل و مدیریت کنیم .
اگرچه احساس ناکامی و ناراحتی شما کاملا قابل درک است و مسلما داشتن روابط خوب و با کیفیت از نیازهای اساسی هر انسانی هست.
اما بهتر است در بررسی گزینه های موجودتان ببینید آیا واقعا خواسته شما شدنی است و این گزینه تا چه اندازه تحت اختیار و اراده شما قرار دارد.
اهمیت این موضوع به این دلیل است که اگر ما در انتخاب خواسته ها و اهدافمان این نکته را در نظر نگیریم و بر گزینه ای تاکید کنیم که از ابتدا اصلا تحت اراده و کنترل ما نبوده و ما قدرتی برای تغییر آن نداشته ایم، با ناکامی بزرگی روبرو خواهیم شد.
به عنوان مثال خواسته و انتظار ما مبنی بر تغییر دیگران جزو خواسته های غیر واقع بینانه و دست نیافتنی است چرا که هر کسی فقط بر روی رفتار خودش کنترل و اختیار دارد و فقط می تواند خودش را تغییر دهد نه دیگر ی را.
پس مهم است که پس در نظر گرفتن گزینه های موجود برای اقدام، به اینکه تا چه اندازه شدنی هستند و ما می توانیم برای آن کاری انجام دهیم هم دقت کنیم .
چرا که شاید اکنون ندانید چگونه شدنی خواهد بود اما به این دلیل که بر اساس رفتارهای خودتان است، کاملا تحت اراده و اختیار خودتان قرار دارد و می توانید برای آن اقداماتی انجام دهید.
بنابراین بهتر است از خودتان بپرسید شما چگونه می توانید در بهبود کیفیت رابطه تان تلاش کنید و سهم ونقش شما در این رابطه چیست.
این قبیل سوالات چون معطوف به رفتارهای خودتان و تحت کنترل خودتان است می توان برای آنها برنامه ریزی کرد و اقدامات موثری در مسیر آنها انجام داد.
به عنوان مثال همه ما می دانیم که انتقادگری و سرزنش، غر زدن، قهر و بی توجهی، پرخاشگری و مقایسه و از این قبیل رفتارها باعث دور شدن افراد از یکدیگر می شد و اینگونه رفتارها برای هر کسی آزاردهنده و ناراحت کننده است اما در مواقعی که می خواهیم طرف مقابل ما مطابق میل وخواسته ما رفتار کند و با ما همراه شود به اینگونه رفتارهای کنترلگرانه روی می آوریم در حالی که با اینگونه رفتارها برعکس طرف مقابل را از خودمان دورتر خواهیم کرد.
در مقابل رفتار های همدلانه، حمایتگرانه، گفتگو کردن و این قبیل رفتارها باعث افزایش صمیمیت بین افراد و ارتقای کیفیت رابطه می شوند.
از سویی قضاوت کردن دیگران و به طر کلی داشتن دیدگاه قضاوتگرانه و محکوم کردن دیگران بر اساس رفتارهای ناخوشایند و آزاردهنده ای که دارند، باعث افزایش تجربه خشم در ما می شود.
یعنی اگر ما فقط بخواهیم بر درست و غلط بودن رفتار طرف مقابلمان تمرکز کنیم فقط احساس خشم را تجربه خواهیم کرد.
و در مقابل اتخاذ موضع همدلانه و دیدن آسیبها و مشکلات درونی افراد به عنوان منشا رفتارهای نادرستشان به جای این برداشت که حتما با ما خصومت یا مشکلی دارند و در نظر گرفتن کاستی ها و عدم آگاهی و مهارت و توانمندی هایشان به عنوان دلایل اصلی رفتارهای آسیب رسانشان به جای خصومت آنها و اینکه خودشان معمولا بیشترین آسیب را از اینگونه رفتارهای نادرست خودشان می بینند، می تواند حس شفقت را در ما فعال تر کند و باعث شود خشم و نفرت کمتری را تجربه کنیم و به جای مقابله به مثل و پرخاشگری متقابل، سعی کنیم آنها را بهتر درک کنیم و در کنار آنها قرار بگیریم نه در مقابل انها تا بتوانیم رابطه بهتری با آنها بسازیم به جای اینکه مدام با انها درگیر شویم و بجنگیم.
تنها راه موثر برای حل مسائل بین فردی فقط گفتگو و مذاکره کردن با هدف رسین به توافق دوسویه است.
به این صورت که هر کسی با مطرح کردن افکار و احساسات خودش انتظارات و خواسته هایش را در زمینه مشکل مورد نظر مطرح کند و شنیده شود.
بنابراین با توجه به این موارد و با در نظر داشتن واقعیتهایی که گاهی ناراحت کننده ولی اجتناب ناپذیر هستند، و با در نظر گرفتن سهم خودمان در جهت خواسته ها و اهداف واقع بینانه ای که در زندگی داریم، می توانیم در مسیر خواسته هایمان گام برداریم.
در این مسیر شاید لازم باشد مهارتهای جدیدی را بیاموزیم و یا در مواردی خودمان را توانمندتر سازیم تا آسیب کمتری متوجه ما شود و در عین حال مانعی برای پیشرفت و زندگی مطلوبمان نشود.
با توجه به تمام مطالبی که مطرح شد به شما توصیه می شود که حتما به یک زوج درمانگر مراجعه نمایید تا بتوانید راهنمایی ها و مداخلات لازم را در این زمینه دریافت کنید و در مسیر بهبود کیفیت رابطه تان اقدامات موثرتری انجام دهید.
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما دوست گرامی
دوست عزیز مسئله تان را خیلی کلی و مبهم مطرح کردید و اگر کمی بیشتر توضیح می دادید که معمولا مشکلات شما در چه زمینه ای است و از چه زمانی آغاز شده و شدت یافته است، چند سال دارید و چند سال است که از ازدواجتان می گذرد، بهتر می توانستید راهنمایی دریافت کنید.
به طور کلی هر کسی در مسیر خواسته ها و انتظارات و افکار خودش عمل می کند.
و گاهی ادراک افراد در موارد مشابه ممکن است کاملا متفاوت باشد.
اختلافات بین افراد همواره به دلیل تفاوت های فردی وجود دارد و مهم این است که ما چگونه با آن روبرو شویم و به چه شیوه هایی آن را حل و مدیریت کنیم .
اگرچه احساس ناکامی و ناراحتی شما کاملا قابل درک است و مسلما داشتن روابط خوب و با کیفیت از نیازهای اساسی هر انسانی هست.
اما بهتر است در بررسی گزینه های موجودتان ببینید آیا واقعا خواسته شما شدنی است و این گزینه تا چه اندازه تحت اختیار و اراده شما قرار دارد.
اهمیت این موضوع به این دلیل است که اگر ما در انتخاب خواسته ها و اهدافمان این نکته را در نظر نگیریم و بر گزینه ای تاکید کنیم که از ابتدا اصلا تحت اراده و کنترل ما نبوده و ما قدرتی برای تغییر آن نداشته ایم، با ناکامی بزرگی روبرو خواهیم شد.
به عنوان مثال خواسته و انتظار ما مبنی بر تغییر دیگران جزو خواسته های غیر واقع بینانه و دست نیافتنی است چرا که هر کسی فقط بر روی رفتار خودش کنترل و اختیار دارد و فقط می تواند خودش را تغییر دهد نه دیگر ی را.
پس مهم است که پس در نظر گرفتن گزینه های موجود برای اقدام، به اینکه تا چه اندازه شدنی هستند و ما می توانیم برای آن کاری انجام دهیم هم دقت کنیم .
چرا که شاید اکنون ندانید چگونه شدنی خواهد بود اما به این دلیل که بر اساس رفتارهای خودتان است، کاملا تحت اراده و اختیار خودتان قرار دارد و می توانید برای آن اقداماتی انجام دهید.
بنابراین بهتر است از خودتان بپرسید شما چگونه می توانید در بهبود کیفیت رابطه تان تلاش کنید و سهم ونقش شما در این رابطه چیست.
این قبیل سوالات چون معطوف به رفتارهای خودتان و تحت کنترل خودتان است می توان برای آنها برنامه ریزی کرد و اقدامات موثری در مسیر آنها انجام داد.
به عنوان مثال همه ما می دانیم که انتقادگری و سرزنش، غر زدن، قهر و بی توجهی، پرخاشگری و مقایسه و از این قبیل رفتارها باعث دور شدن افراد از یکدیگر می شد و اینگونه رفتارها برای هر کسی آزاردهنده و ناراحت کننده است اما در مواقعی که می خواهیم طرف مقابل ما مطابق میل وخواسته ما رفتار کند و با ما همراه شود به اینگونه رفتارهای کنترلگرانه روی می آوریم در حالی که با اینگونه رفتارها برعکس طرف مقابل را از خودمان دورتر خواهیم کرد.
در مقابل رفتار های همدلانه، حمایتگرانه، گفتگو کردن و این قبیل رفتارها باعث افزایش صمیمیت بین افراد و ارتقای کیفیت رابطه می شوند.
از سویی قضاوت کردن دیگران و به طر کلی داشتن دیدگاه قضاوتگرانه و محکوم کردن دیگران بر اساس رفتارهای ناخوشایند و آزاردهنده ای که دارند، باعث افزایش تجربه خشم در ما می شود.
یعنی اگر ما فقط بخواهیم بر درست و غلط بودن رفتار طرف مقابلمان تمرکز کنیم فقط احساس خشم را تجربه خواهیم کرد.
و در مقابل اتخاذ موضع همدلانه و دیدن آسیبها و مشکلات درونی افراد به عنوان منشا رفتارهای نادرستشان به جای این برداشت که حتما با ما خصومت یا مشکلی دارند و در نظر گرفتن کاستی ها و عدم آگاهی و مهارت و توانمندی هایشان به عنوان دلایل اصلی رفتارهای آسیب رسانشان به جای خصومت آنها و اینکه خودشان معمولا بیشترین آسیب را از اینگونه رفتارهای نادرست خودشان می بینند، می تواند حس شفقت را در ما فعال تر کند و باعث شود خشم و نفرت کمتری را تجربه کنیم و به جای مقابله به مثل و پرخاشگری متقابل، سعی کنیم آنها را بهتر درک کنیم و در کنار آنها قرار بگیریم نه در مقابل انها تا بتوانیم رابطه بهتری با آنها بسازیم به جای اینکه مدام با انها درگیر شویم و بجنگیم.
تنها راه موثر برای حل مسائل بین فردی فقط گفتگو و مذاکره کردن با هدف رسین به توافق دوسویه است.
به این صورت که هر کسی با مطرح کردن افکار و احساسات خودش انتظارات و خواسته هایش را در زمینه مشکل مورد نظر مطرح کند و شنیده شود.
بنابراین با توجه به این موارد و با در نظر داشتن واقعیتهایی که گاهی ناراحت کننده ولی اجتناب ناپذیر هستند، و با در نظر گرفتن سهم خودمان در جهت خواسته ها و اهداف واقع بینانه ای که در زندگی داریم، می توانیم در مسیر خواسته هایمان گام برداریم.
در این مسیر شاید لازم باشد مهارتهای جدیدی را بیاموزیم و یا در مواردی خودمان را توانمندتر سازیم تا آسیب کمتری متوجه ما شود و در عین حال مانعی برای پیشرفت و زندگی مطلوبمان نشود.
با توجه به تمام مطالبی که مطرح شد به شما توصیه می شود که حتما به یک زوج درمانگر مراجعه نمایید تا بتوانید راهنمایی ها و مداخلات لازم را در این زمینه دریافت کنید و در مسیر بهبود کیفیت رابطه تان اقدامات موثرتری انجام دهید.