سوالتو بپرس
X

مشکل در ازدواج

سلام دختری هستم 29 ساله در یک خانواده پرجمعیت و فقیر به دنیا آمده ام و اخرین فرزند خانواده (8 امین فرزند )هستم و به دلیل شرایط مالی خانواده از نوجوانی مستقل بوده و مخارج تحصیل خود را تهیه نموده ام مادرم نابینا و پدرم که فوت شده اند ناشنوا بوده اند در رشته نرم افزار کامپیوتر تحصیل کرده ومدرک کاردانی در این رشته را دارم و سپس تغییر رشته داده و در کارشناسی مددکار اجتماعی تحصیل خود را تمام کرده ام و به مدت یک ماه می باشد که در یک موسسه خیریه کار می کنم و در کنار این کار در منزل قالیبافی نیز می کنم و در خانه برادرم به همراه خواهر و مادرم زندگی می کنم و تا به حال خواستگار زیاد داشته ام و تعداد کمی را خودم رد کرده ام ولی بقیه به دلایل نامعلوم که برایم سوال شده و اصلا برایم مشخص نشده بهم خورده است و این موضوع مرا نسبت به آینده خیلی نگران کرده است .و تصمیم گرفته ام که دیگر خواستگار نپذیرم چون بعد ازاینکه خواستگاری جدی می شود و مورد پسند قرار می گیرم و مرحله خواستگاری به مراحل جدی میرسد همه چیز به صورت کاملا نامشخص تمام می شود از طرف خانواده پسر و خبری نمی شود و من در ذهنم با هزار سوال روبه رو میشوم که شاید علت این باشد شاید علت آن باشد و از لحاظ روحی خیلی ضربه می خورم و الان تصمیم گرفته ام دیگر ازدواج نکنم ناگفته نماند که افرادی که به خواستگاریم می آیند از لحاظ تحصیلات و ….از من در سطح پایین تری هستن ولی من به دلایل شرایط خانوادگی می پذیرم ولی با رفتار این چنینی ؟آنان رو به رو می شوم و این موضوع از لحاظ روحی منو داغون می کنه و در اواخر سال 97 یک خواستگار داشتم که خیلی مورد پسندم واقع شدن ولی ایشان رفتند و به مدت 4 ماه از خانواده ایشان خبری نشد و چون همسایه ایشان را معرفی کرده بودند اذیت شدم بعد از 4 ماه دوباره به خواستگاری امدند و گفتن که چون مخالف تحصیل بودند خواسته اند که درسم تمام شود و بعد به خواستگاری بیایندو ایشان یک نامزدی ناموفق داشته اند چند سال قبل و من و ایشان در جلسه خواستگاری به توافق رسیدیم و قرار شد که خانواده ها در مورد مسائل جدی صحبت کنند ولی دوباره از ایشان خبری نشد و الان 8 ماه از این موضوع میگذرد و بعد از ایشان خواستگار داشته ام ولی چون از لحاظظ عقلی ایشان خیلی مورد پسندم واقع شدند نمی توانم ایشان را فراموش کنم

rana:

نمایش نظرها (7)

  • سلام به شما دوست عزیز
    احساسات شما قابل احترام می باشد اما دقت داشته باشید بهتر است برای ازدواج به معیارهای خودتان و هم سطح فکری بودن توجه داشته باشید چون اگر تنها بخواهی برای فرار از شرایط خانوادگی وارد پروسه ازدواج شوید این مسیر می تواند برای شما آسیب زا باشد .
    شرایط خانوادگی یک ویژگی انتسابی می باشد که شما در آن نقشی نداشته اید و بهتر است برای چیزی که قابل تغییر نیست خودتان را سرزنش نکنید و خودتان را بر اساس ویژگی های انتسابی که بر اساس تلاش بدست اورده اید معنا دهی کنید و سعی کنید که دقت کنید که در پروسه خواستگاری هردو فرد به یک اندازه حق دارند که بر اساس شناخت معیارها و ویژگی های اخلاقی ، خانوادگی ، فرهنگی و... در مورد ادامه مسیر تصمیم گیری کنند و شما نیز بهتر است در کنار اینکه این حق را برای خودتان قائل هستید و این پروسه را طی می کنید برای فرد مقابل نیز قائل باشید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
    فردی که به خواستگاری شما می اید اما تعهد لازم را در این مسیر ندارد که مدتی خبری نمی دهد و باز مجدد اقدام می کند و... بهتر است در مورد سبک رفتاری این فرد توجه بیشتری کنید تا انتخاب بهتری داشته باشید .
    بهتر است به خودتان فرصت شناخت را بدهید تا بتوانید فرد مناسب و هم سطح با افکارتان را برای زندگی مشترک پیدا کنید .

    • من اصلا از شرایط خانوادگیم فرار نمی کنم و برای فرار از این شرایط به ازدواج فکر نمیکنم هدفم دستیابی به آرامش است

  • در ضمن بله شرایط خانوادگی من انتسابی است ولی افرادی که به خواستگاری تشریف می آورند شرایط خود من رو در نظر نمی گیرند بیشتر به این موارد دقت می کنند

  • با سلام
    دوست عزیز با توجه به مواردی که مطرح کردید شرایط سختی را پشت سر گذاشته اید و مشخص است که دختر توانمندی هستید.
    در نظر داشته باشید که آنچه در واقعیت اتفاق می افتد همیشه آنچه ما می خواستیم نیست و گاهی هم در شرایطی قرار میگیریم که برایمان مبهم است و احساس بلاتکلیفی می کنیم.
    باید در هر شرایطی ببینیم ما دقیقا چه می خواهیم و ببینیم برای رسیدن به آن خواسته مان چه کاری از دستمان ساخته است؟
    اگر شرایط به گونه ای باشد که از دست ما کاری بر نیاید و اوضاع به گونه ای خارج از کنترل ما باشد، باید آنرا همانگونه که هست بپذیریم و به اینکه بطورکلی می خواهیم چگونه باشیم فکر کنیم و گزینه های دیگر.
    پس مرحله اول این است که ببینیم چه چیزهایی تحت کنترل ماست و چه مواردی خارج از دایره کنترل ما هستند تا انرژی مان را صرف کاری کنیم که تحت کنترل ماست و آنرا بیهوده هدر ندهیم چرا که درغیر این صورت چیزی جز ناکامی نصیبمان نخواهد شد.
    بنابراین شما هم در مورد ازدواج به سبک خواستگاری سنتی باید بدانید که شیوه به همین صورت است که خواستگارهایی معرفی می شوند و می آیند و هر دو طرف ممکن است به هر دلیلی بپسندند یا نپسندند.
    جالب است بدانید که خیلی از اوقات پسرها هم همین حال را دارند و از اینکه خانواده دختر مثلا به آنها می گوید به شما تا چد هفته یا ماه بعد پاسخ می دهیم، برایشان گران و عجیب می آید و چنین توقعی ندارند.
    در حالیکه این جزو ماهیت این رسم و این شیوه است (در اینجا اصلا بحث مقایسه یا برتری سبک ازدواج مطرح نیست، شیوه مدرن که در آن دختر و پسر در ابتدا یکدیگر را می پسندند و بعد خانواده ها را در جریان قرار می دهند هم بهرحال مشکلات و چالش های خاص خودش را دارد).
    هیچ ارتباطی هم به دوست داشتنی بودن یا نبودن دو طرف ندارد.
    حالا اینکه شما نا امید شده و بخواهید قید ازدواج و آمدن خواستگار را بزنید چه اتفاقی می افتد؟
    جز این است که فرصت آشنایی و بوجود آمدن مورد مناسب را از خودتان دریغ کرده اید به این دلیل که نخواسته اید ناکامی احتمالی ناشی از آن را تحمل کنید؟
    در مورد این خواستگار اخیرتان هم که توضیح دادید که ظاهرا مورد پسند شما قرار گرفته اند، ببینید چه کاری از شما بر می آید و چه اقدامی می توانید برای پیگیری یا هر کار دیگری انجام دهید تا به جای منفعل بودن موضع فعالتری داشته باشید؟
    این تلاش می تواند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم باشد و کاملا بستگی به خود شما دارد که چقدر می خواهید در این مسیر هزینه کنید؟
    به این معنا که تا چه اندازه این خواسته برای شما مهم است و اگر چگونه رفتار کنید نسبت به خودتان حس بهتری خواهید داشت؟
    مثلا می توانید از طریق همان واسطه ای که شما را معرفی کرد پیگیر شوید یا هر اقدام دیگری که به ذهن خودتان می رسد.
    دقت کنید که شما خواسته ای دارید ببینید آیا حاضرید برای آن تلاشی کنید یا نه ترجیح می دهید منتظر بمانید و به قول فردی، شما پا پیش نگذارید؟
    فقط در نظر داشته باشید که هرکاری بکنید انتخاب خودتان بوده و پیامدهای احتمالی آن هم باید پذیرفت.
    گزینه دیگر این است که قید او را بزنید و بر فرصتهای دیگر تمرکز کنید.
    یا یک مهلتی برای خودتان در مورد ایشان در نظر بگیرید که اگر تا آن زمان خبری نشد قید ایشان را بزنید.

  • اینکه افراد دیگر چگونه فکر می کنند را نمی توان تا زمانی که در مورد آن صحبت نشود نتیجه گیری کرد بهتر است به خودتان زمان بدهید تا بتوانید با فردی آنا شوید که شرای شما را بپذیرد و با همین شرایط شما را مورد پذیرش قرار بدهد .
    پس بهتر است فرصت آشنایی را به خودتان و افراد دیگر بدهید تا بتوانید در زمان مناسب تصمیم گیری مناسب داشته باشید .