سلام
من واقعا دیگه نمیدونم چی کار کنم.من ۱۶ سالمه و با خانوادم بی نهایت مشکل دارم . سر هر چیز بی اهمیتی اذیتم میکنن. هر روز جنگ اعصاب داریم. حتی پاشونو از این هم فراتر گذاشتن و برای این که من جرات اعتراض نداشته باشم رو آوردن به کتک زدن
م. من واقعا باهاشون کاری ندارم.
مثلاً من شبا تا ساعت ۳_۴ بیدارم و با موبایلم کار میکنم بدون هیچ سر و صدایی. این وسط پدرم به من شب گیر داده که خاموش کن و اینا و مادرم از خواب پریده.تا ساعت ۶ دو بار از ناله و نفرین و غرغر مامانم پریدم.بعد که اعتراض کردم میگم که ساکت شو میخوام بخوابم هیس شو لطفاً حمله کرده سمتم چنگم انداخته. بعدم بابام از دست ما عصبانی شدو با چوب افتاد به جون من. همش دارم گریه میکنم. چند وقته که روم تو روشون وا شده و دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم و اگه حرفی بزنن جواب میدم کاری کنن منم همون کارو میکنم
و این بدترشون کرده. میگن تو حق نداری و ما بزرگتریم و احتراممون واجبه.
من واقعا دیگه نمیتونم تحمل کنم. تو فامیلم آبروی منو بردن. مامانم زنگ میزنه با بقیه راجب بی ادبی من حرف میزنه. بابام جلو همه سرم داد میزنه.
واقعا از این زندگی خستم. من معدلم ۲۰ و دبیرستان نمونه دولتی میرم ولی همیشه خدا تو خونمون دعوام میکنن که برو درس بخون همش میگن تو همش تو گوشی تو هیچ کاری نمیکنی. ما این همه برات خرج میکنیم و تو قدر نشناسی.در حالی که من هیچوقت کم نذاشتم.خانوادم کاری جز تحقیر بلد نیستن. همیشه میگن که تو هیچ کاری نمیتونی بکنی.
پدرم مادرم هم باهم دعوا دارن. یه باهم بیرون میرن میان تا دو روز تو خونه باید ناله ها و نفرین های مامانمونو درباره بابامون بشنویم.من واقعا دارم روانی میشم از دستشون.به همه چیز من گیر میدن موبایل درس پوششم اعتقاداتم حتی حرف زدن با پسرای فامیل که از بچگی با هم بزرگ شدیم من با این سنم هنوز اجازه ندارم که یکی از دوستام رو دعوت کنم خونه. برای همین هیچ دوست نزدیک و صمیمی هم ندارم.
اگه از ترس خدا آخرت نبود تا الان ده بار خودکشی کرده بودم. من واقعا راه حل میخوام. مامانم هم حاضر نیست منو ببره مشاوره چون خودشو خیلی باتجربه میبینه و میگه تو چی میخوای به مشاور بگی که به من نتونی بگی من راه حلشو بلد نباشم؟!
. اختلاف سنیمون هم زیاده پدرم شصت و خورده ای ساله و بازنشسته و مامانم هم پنجاه و خورده ای سالشه. همیشه تو روم میزنن که ما تو رو نمی خواستیم.من واقعا دارم اذیت میشم. تروخدا راه حل بدین .
فقط لطفاً مدارا نباشه که واقعا نمیشه چون وقتی گیر میدن سه ۴ ساعت حرف میزنن از میزنن و واقعا از آستانه صبرم تمام خارجه
نمایش نظرها (2)
سلام به شما دوست عزیز
ببین عزیزم قابل درک هست که شما تمایل داری آزادی و استقلال بیشتری در تصمیم گیری ها داشته باشی اما دقت کنید که اگر بخواهید در این مسیر برای این موراد با توهین و سرزنش کردن پدر و مادر یا نشان دادن اینکه آنها نمی دانند ، توهین و... پیش بروید امکان نتیجه گیری مثبت برای شما کم می شود .
در اول بهتر است وارد بحث های بین پدر و مادرتان نشوید و در این مورد اجازه بدهید مشکلات بین آنهارا خودشان برطرف کنند و دوم آنکه بهتر است در زمان مناسب و در احترام و بدون توهین و سرزنش کردن و با بیان درک اینکه آنها برای شما چه امکاناتی را محیا کرده اند با آنها در مورد احساسات و نیازهایتان صحبت کنید نیاز است که آنها احساسات شما را بدانند اما بدون سرزنش کردن آنها و در کنار این موراد بهتر است دقت کنید که هر خانواده ای هنجارهای خاص خود را دارد که نیاز است که مورد احترام واقع شود و یا در مورد آنها صحبت شود تا بتوانید تغییراتی در مورد آن ایجاد کنید چون راحل دیگری جز تعامل موثر وجود ندارد که به نظر می رسد شیوه تعامل بین شما با مشکل مواجهه می شود و در صورت امکان بهتر است به صورت حضوری برای مشاوره به روانشناس مراجعه کنید تا هم از نظر روحی بتوانیم به خود شما کمک کنیم چون داشتن افکار خودکشی نشان از نداشتن شرایط روحی مناسب می باشد و همچنین در صورت امکان یک دوره خانواده درمانی را برای شما و پدر و مادرتان ایجاد کنیم تا در فضای سازنده تر بتوانید این مشکلات را بررسی و برطرف کنید.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
02122354783
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس نارضایتی و ناراحتی شما از شرایطی که توصیف کردید کاملا قابل درک است.
در این که این گونه رفتارهای کنترل گرانه مانند مورد انتقاد واقع شدن، سرزنش و غر شنیدن، مدام جر و بحث و دعوا و یا در معرض مقایسه و قضاوت منفی و تحقیر و توهین قرار گرفتن بسیار دشوار و ناراحت کننده و آزاردهنده است هیچ تردیدی وجود ندارد.
متاسفانه برخی از والدین از سر دلسوزی تصور می کنند از طریق انجام این قبیل رفتارها می توانند فرزندانشان را به سمت مسیر درست و آن چه به صلاح خودشان است هدایت کنند.
غافل از این که با انجام این گونه رفتارها نه تنها نمی توانند بر آن ها مسلط شوند و آن ها را تحت کنترل درآورند، بلکه باعث دور شدنشان از یکدیگر نیز می شوند.
اما خب واقعیتی که در این میان وجود دارد این است که ما والدین خودمان را خودمان انتخاب نکرده ایم و هیچ تسلطی هم بر رفتار آن ها نداریم و درست همان طور که آن ها نمی توانند رفتار ما را کنترل کنند و ما در نهایت طبق میل و خواسته خودمان رفتار خواهیم کرد آن ها هم به همین ترتیب اختیار و اراده رفتارشان فقط در دستان خودشان است و از آن جه که انتظارات و خواسته ها و افکار متفاوتی هم با ما دارند، رفتارهایشان هم گاهی برای ما بسیار ناراحت کننده و کاملا بر خلاف میل و نظر و خواسته ما و حتی آزردهنده به نظر می رسد.
بنابراین برخی موارد جزو واقعیت هایی هستند که در دنیای بیرونی وجود دارند و ما هم چاره ای جز پذیرفتن آن ها نداریم.
اختلافات بین فردی هم همواره بین افرادی که با یکدیگر در اارتباط هستند وجود داشته و دارد حالا چه افراد مختلف و اعضای یک خانواده باشند چه همکار و هم کلاسی و هم دانشگاهی و دوست و حتی همسران.
این موضوع هم یک واقعیت اجتناب ناپذیر است و ما فقط باید بدانیم و اگر هم نمی دانیم بیاموزیم که چگونه با این اختلافات به گونه ای روبرو شویم که بتوانیم در مسیر خواسته های خودمان همچنان باقی بمانیم و در عین حال رابطه هایمان را نیز نگه داریم.
چرا که داشتن رابطه های خوب و سالم و با کیفیت نیز یکی از نیازهای اساسی هر انسانی است و مهم است که مهارت های موجود در این مسیر را که همگی اکتسابی هستند و از طریق تمرین کردن به دست می ایند را بیاموزیم مانند مدیرت موثر خشم، مدیریت روابط بین فردی، شیوه های حل مساله و حل اختلاف از طریق گفتگو و مذاکره کردن.
جرا که تنها شیوه موثر برای حل یا مدیریت کردن این گونه اختلافات و مشکلات موجود بین افراد صحبت و گفتگو و مذاکره کردن است.
چرا که افراد فقط از این طریق می توانند با ادراک یکدیگر آشنا شوند که به دلیل همان تفاوت های فردی حتی در مورد یک موضوع مشابه ممکن است بسیار متفاوت باشد تا از این طریق بتوانند مسیر و گزینه ای را انتخاب کنند که در نهایت دو سر برد بوده و تا حدی مورد توافق و رضایت مندی نسبی دو سویه باشد.
در حالی که ما اغلب با نیت اثبات حقانیت و درستی خودمان با یکدگیر جر و بحث و دعوا می کنیم و هیچ نتیجه و حاصلی هم به جز دلخوری و ناراحتی و کدورت بیشتر بین افراد و در نتیجه دوری و تخریب رابطه ها نخواهد داشت.
در این مسیر از هیچ تلاش و رفتار مخرب دیگری هم دریغ نمی کنیم و مدام یمدیگر را محکوم کرده و مورد سرزنش قرار می دهیم و هیچ کس حاضر نیست کمی سعی کند موضوع را از زاویه دید طرف مقابل ببیند به او هم فرصت صحبت کردن بدهد و دغدغه ها و نگرانی ها و خواسته هایش را بشنود و سعی کند او را درک کند و به او حتی همدلیاش را ابرز کند تا ازاین طریق افراد بیشتر با یکدیگر همراه شوند و مشارکت و همکاری به احتمال بیشتری شکل بگیرد.
با توجه به این موارد و نکاتی که مطرح شد شما هم بهتر است در ابتدا سعی کنید خواسته ها و انتظارات خودتان را بر اساس واقعیت ها و شرایط موجود خودتان تنظیم کنید تا کم تر احساس ناکامی و خشم ناشی از نرسیدن را تجربه کنید، چرا که اگر خواسته های شما غیر واقع بینانه و دست نیافتنی باشند محکوم به شکست و ناکامی خواهید بود.
در مرحله دوم سعی کنید خواسته های خودتان را به صورت درونی و معطوف به دایره اختیارات و اراده خودتان یعنی رفتارهای خودتان در نظر بگیرید تا بتوانید برای رسیدن به آن ها گامی بردارید و کاری انجام دهید.
به عنوان مثال اگر خواهان بهبود رابطه تان با مادرتان و یا پدرتان و یا هر فرد دیگری هستید، سعی کنید از رفتارهای مخربی که در بالا به آن ها اشاره شد کم تر استفاده کنید ودر مقابل سعی کنید با مدیریت موثر خشم خودتان از پرخاشگری و قهر کردن و یا غر زدن اجتناب کنید و در مقابل گفتگو کنید و حمایت و همدلی خودتان را با آن ها بیشتذر اعلام کنید تا بتوانید در مسیر تحقق خواسته های خودتان اقدامات موثرتری انجام دهید و سهم ونقش خودتان را در رابطه درست انجام دهید تا به این ترتیب به احتمال بیشتری آن ها هم متقابلا به شما احساس ارزشمندی و توجه بدهند و به شما و خواسته هایتان اهمیت بیشتری بدهند.
بنابراین ببینید اگر چه رفتاری انجام دهید به این خواسته خودتان نزدیک تر خواهید شد و با کدام رفتارها دورتر و این نکته را هم همواره مد نظر قرار دهید که هر کسی خودش مسسولیت رسیدگی به نیازها و خواسته هایش را دارد و باید برای آن ها فعالانه تلاش کند.
به نظر دختر هوشمند و کوشا و توانمندی هستید و حتما با تمرکز بر این نکات کاربردی می توانید گام های موثری بردارید تا به جای مقابله با رفتارهای نادرست اطرافیانتان سعی کنید با شیوه های بهتر و موثر تر با مسائل و چالش هایی که دارید به بهترین شکل روبرو شوید.
برای رفتن پیش مشاور هم می توانید به والدین خودتان اعلام کنید که برای افزایش توانمندی ها و مهارت های رفتاری خودتان نیاز مند این جلسات هستید تا بتوانید رفتارهای بهتر و انتخاب های درست تری داشته باشید که این خواسته و هدف حتما هم راستا با دغدغه و نگرانی آن ها هم خواهد بود و به احتمال بیشتری با شما همراهی خواهند کرد و حمایت خواهید شد.