سلام خسته نباشید من چارساله نامزدم به شدت بهم علاقه و احساس داریم و بهش دت برا همدیگه تلاش کردیم ولی الان مدتیه یه نفر اومده حواسشو پرت میکنه رابطمون سرد شده ما بحثای خیلی جزعی داشتیم که سریع رفع میشد ولی الان کاملن باهم درگیریم با اینکه میدونم دوسم داره منم به شدت دوسش دارم ولی خیلی عصبیو ناراحتم نامزدمم مقاومت میکنه و اصرار داره که با کسی نیست با اینکه من خودم دیدم بهانه جو شده سریع دعوامون میشه مطمعنم اگه اون نبود هیچ وقت اینجوری نمیشد و وقتی بره همچی درس میشه ولی الان که شرایط اینجوره واقعا عصبیم و حالم بده هم خیلی زیاد تحمل این شرایط برام سخته همم اگه نباشه خیلی برام سخته به شدت به کمک نیاز دارم توروخدا راهنماییم کنید خیلی برای این رابطه زحمت کشیدیم ارزشش خیلی زیاده خودشم میدونه ولی انگار همچی یادش رفته انگارمطمعنه ک توی هرشرایطی من پیششمو ولش نمیکنم دعواهامون بد شده نمیدونم چیکار کنم خیلی دوسش دارم میدونمم که اونم همین احساسو بهم داره فقط این مدت مثل بچه ها رفتار میکنه انگار نمیدونه و یه رفتار بد انجام میده راهنمایی لطفن
نمایش نظرها (3)
سلام به شما دوست عزیز
احساسات شما قابل احترام هست اما عزیزم دقت داشته باش که رابطه نامزد شما با فرد دیگری خیانت محسوب می شودو دوست داشتن شما و ایشان این خیانت را توجیهه نمی کند و مسئولیت ایشان را کم نمی کند نامزد شما خودشان این مسیر را انتخاب کرده اند پس بهتر است در این مورد با خیالپردازی و نادیده گرفتن واقعیت پیش نروید و برای اینکه بتوانید در این مسیر نتیجه گیری بهتری داشته باشید با مدرک در مورد خیانت ایشان باهم در احترام صحبت کنید و بیان کنید که هدف ایشان و برنامیشان برای ادامه رابطه با شما چیست و دقت داشته باشید که برای اینکه فردی خیانت را تکرار نکند نیاز است که در اول مسئولیت خود را در این اشتباه بپذیرد و در مسیر تعهد تلاش کند و در طول زمان این اعتماد می تواند مجدد بین شما شکل بگیرد .
با توجه به اینکه در دروان نامزدی و شناخت هستید این موراد مهم را نادیده نگیرید و با نامزدتان به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا مشکلات بین شما بررسی دقیق شود و نوع تعامل شما نیز مشخص شود و همچنین دلایل این خیانت مورد ارزیابی قرار گیرد تا هردوی شما بتوانید برای ادامه مسیر تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354783
با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس نگرانی و ناراحتی شما با توجه به شرایطی که توصیف کردید کاملا قابل درک است.
اگر چه کمی ابهام در گفته های شما وجود دارد و دقیق اشاره نکردید که آیا منظورتان از نامزدی رابطه رسمی است و در این صورت این همه تاخیر در اقدام برای ازدواج چه بوده است و یا منظورتان یک رابطه دوستی و غیر رسمی است که در این صورت ماجرا ممکن است تفاوت داشته باشد همچنین بهتر بود کمی بیشتر درباره خودتان و این که هر یک از شما چند سال دارید توضیح می دادید تا بتوانید راهنمایی بهتر و دقیق تری را دریافت کنید.
نکته بسیار مهمی که در صحبت های شما به چشم می خورد این است که به نظر می رسد ورود احتمالی یک نفر سوم به رابطه خودتان را کاملا خارج از اراده و اختیار ایشان در نظر گرفته اید و اشاره کردید که آن فرد حواس ایشان را پرت می کند و یا این که اگر برود و نباشد همه چیز خوب است.
اما سوال اصلی این است که آیا واقعا افراد در برابر محرک های بیرونی مجبور و منفعل هستند و ما می توانیم رفتارهای فرد دیگری را به جز خودمان کنترل کنیم؟
به این که تا کنون چه اقدامی برای برطرف کردن این موضوع انجام داده اید اشاره دقیقی نداشتید و یا این که چه مدت از این موضوع می گذرد و تا چه اندازه در این زمینه اطمینان دارید و یا به نظر خودتان دلیل انکار ایشان چیست؟
در کل به نظر می رسد که یک عدم اعتمادی به هر حال بین شما وجود دارد و ساید رابطه به آن اندازه ای که شما فکر می کنید درست و بی نقص نباشد و ظاهرا ایشان هم صمیمیت عاطفی خیلی زیادی با شما ندارند که حقیقت ماجرا را پنهان می کنند و یا به هر حال مشکلی در این میان وجود دارد که از دید شما پنهان مانده است و نیاز به انجام برزسی های بیشتر و ارزیابی های دقیق تری وجود دارد تا بتوانید مسئله را حل کنید.
نکته بسیار مه دیگر این است که درست است که سرمایه گذاری زمانی و احساسی و عاطفی در روابط باعث می شود ما بیشتر برای ترمیم آن تلاش کنیم ولی این هرگز به این معنا نیست که اگر مشکلات و مسائل جدی دیدیدم خودمان را گول بزنیم و آن ها را انکار کنیم و یا در یک رابطه ناسالم و حتی آسیب زا باقی بمانیم فقط به این دلیل که خیلی روی آن سرمایه گزاری کرده این و از این طریق بیش تر خودمان را در معرض آسیب قرار داده ایم.
ضمن این که داشتن و یا بهتر است بگوییم ساختن یک رابطه زیبا و با کیفیت و سالم که جزو اساسی ترین نیازهای هر فردی است فقط از طریق شناخت بیشتر می تواند به دست آید و همین موارد در فرایند شناخت و در طول زمان می تواند برای ما یک هشدار و نشان دهنده به دست آوردن اطلاعات جدیدی باشد که ممکن است در انتخاب ما و تصمیمان به ادامه و یا ترک رابطه تعیین کننده باشند و نباید از کنار این مورد ساده گذشت.
اگر ایشان واقعا وارد یک رابطه موازی شده باشند انخاب خود ایشان بوده و مسئ>لیت این انتخاب هم کاملا بر گردن خودشان است نه آن نفر سوم و اگر قرار باشد اقدام و یا تغییری صورت گیرد هم باز باید از سوی خود ایشان باشد واگز ایشان به هر دلیلی وارد این رابطه شده اند و از شما هم پنهان کاری می کنند شاید واقعا لازم باشد در رابطه خودتان تجدید نظری بکنید حتی اگر زمان زیادی را صرف آن کرده باشید.
بنابراین با توجه به این موارد و با توجه به اهمیت موضوع رابطه به شما توصیه می شوذ حتما برای دریافت راهنمایی های دقیق تر در این زمینه به یک روانشناس و یا مشاور مراجعه حضوری و یا غیر حض.ری داشته باشید تا بتوانید در مسیر حل این موضوع اقدامات موثر تری انجام دهید و بتوانید آگاهانه تر تصمیم گیری درستی داشته باشید.
همچنین هر زمان قصد ازدواج با این فرد و یا هر فرد دیگری را داشتید به شما توصیه می شود حتما از طریق مراجعه به یک فرد متخصص مشاوره قبل از ازدواج دریافت کنید تا بتوانید با استفاده از اطلاعات بسیار تعیین کننده ای که در این جلسات در نتیجه انجام بررسی ها و ارزیابی های تکمیلی به دست می آ>رید بهترین و مناسب ترین انتخاب را داشته باشید و آگاهانه تصمیم گیری کنید.
سلام مرسی واقعن که پاسخگو بودید توضیحات دقیق ترش که گفته بودید بهش اشاره نشده من 21سالمه ایشون 23سالشونه هردو خوانواده در جریان هستن و ما رسما باهم نامزد هستیم هرچند که اوایل خانواده من مخالفت داشتن و میگفتن به پیشنهاد های بهترت فکر کن از لحاظ مالی و ضاهری با اینکه اینا نظر خوانواده من بود ملاک های من اخلاق و محبت و رفتار و شخصیت و احساس مدنظرم بود بلاخره خوانوادم به نظرم احترام گذاشتن و توی این تایم هیچ بی احترامی به نامزدم نکردن و مثل پسری که ندارن باهاش برخورد داشتن دلیل طولانی بودن نامزدی سن کم منو ایشون بود که یکی از شروط پدرم هست که گفتن باید بزرگتر بشین همو بهتر بشناسین وسنتون بیشتر باشه واسه تصمیم گیری منو ایشون به خصوصیات اخلاقی هم کاملا واقفیم از جمله خصوصیات من حساسیت شدیدم روی دخترای دیگه هست که همون اولم ایشون منو با همین اخلاقام پذیرفته بودن. اوایلی که من با ایشون بودم نامزدم خونه ماشین کار پول هیچ چیزی نداشت و اصرار داشت مستقل باشه و کمکی از خونوادش نگیره و با پشتکاری که داشت الان تمام امکانات رفاهی رو فراهم کرده خیلیم سختی کشید تا این شروط پدرمو انجام بده منم خیلی کمکش میکردم که این پشتکارو استقلالش یکی از عواملی بود که من علاقم به ایشون بیشتر شد ولی از لحاظ جنسی من با ایشون رابطه ندارم و نامزدمم از من نخاسته توی این تایم ولی خب چون بیشتر مواقع کنار هم هستیم وقتایی نیاز داره که از لحاظ جنسی حمایت بشه و من این نیازو براش براورده نکردم خیلی دوست ندارم در این موضوع بحث کنم ولی خب نامزدم از این لحاظ منو حمایت میکنه رضایتی که اون در این مورد به من میده من نمیتونم توی این دوران بهش بدم البته خودشم هیچ اعتراضی نداشته ازین بابت حق داره این نفر سومیم که الان داخل رابطمون هست و من فقط شک ندارم چون خودم شماره و پیاماشو دیدم ولی اون لحضه بهش چیزی نگفتم منتظر بودم خودش بیاد بهم بگه که من یک اشتباهی کرذم الان پشیمونم و عذرخواهی کنه بدون در نظر گرفتن برخورد من. انکارشم فک میکنم بخاطر اینکه با توجه به اخلاقی که از من میشناسه در این مورد فک میکنه اگه من بفهمم که با کسی در ارتباطه ترکش میکنم و دیگه هیچ وقت منو نمیبینه و تمام زحماتش خراب میشه. تا حدیم درست فکر میکنه من واقعن یکی از مهم ترین حساسیت هام همینه و اون اینو میدونه. ولی اگر که خودش بیاد باهام حرف بزنه و پشیمون باشه شاید یه فرصت دیگه بهش دادم. ولی اون برای اینکه من گذینه رفتنو انتخاب نکنم همش خودشو بی گناه نشون میده و میگه دارم برا زندگیمون تلاش میکنم و کسیو نمیارم تو رابطمون. امروزم بهش گفتم که من ازین شرایط خسته شدم و اگه کاری نکنه مجبورم ترکش کنم هرچند خیلی سخته برام و شروع کرد به حرفایی که چقد دوسم داره تمام تلاش برا من بوده که ازدواج کنیم و... هرکاری میکنه که من بمونم ولی وفتی دوباره پرسیدم گفت که نه با کسی رابطه نداره و تلاش میکنه ارامشمونو برگردونه الان که دارم اینو مینویسم شرایط یکم بهتر شده ولی بازم حضور اونو حس میکنم کاملن دو دلم و گیج شدم نمیتونم تصمیم درستو بگیرم من همچنان دوسش دارم و امیدوار به بهبود شرایطم دل کندن ازش خیلی سخته برام ولی اگه فشار روانی زیاد باشه واقعن نمیتونم تحمل کنم