سوالتو بپرس
X

نداشتن دوست

سلام. خانمی هستم ۳۷ساله. متاهل. دارای یک دختر ۱۲ساله. لیسانس. شغل تشریفات مجالس. ۱۷ سال پیش ازدواج کردم ،اوایل همش عشق و عاشقی بود بعد هم بچه داری.عاشق همسر و دخترم هستم .اما حدود یک ساله احساس تنهایی می‌کنم حس می‌کنم احتیاج به یک دوست واقعی دارم. همسرم موافق این روابط هست .روابط اجتماعی کوتاه مدتم عالیه اما بدلیل چارچوب‌هایی که از بچگی برام رسم شده نمی‌تونم روابط پایدار داشته باشم. اینقدر ذهنم درگیر این مسأله شده که مرتب شبها خواب می‌بینم که در خونه تنها هستم و وقتی در کوچه رو باز می‌کنم خیابون شلوغه ،میرم بین مردم و از خانومها میپرسم دوست من می‌شید ؟ روابطم هنوز با خانواده خوبه اما از اینکه هر جا بخوام برم باید برم التماسشون کنم تا همرام بیان یا خرج ۱۰نفر رو بعهده بگیرم تا مثلاً یک جمعه با التماس بیان تفریح، خسته شدم . لطفاً راهنماییم کنید چکار باید بکنم. بخاطر این مشکل عصبی شدم و همسر مهربونم رو گاهی اذیت می‌کنم. منتظر پاسختون هستم.

راشل: 37ساله. متاهل. دارای یک فرزند

نمایش نظرها (1)

  • باید این نکته رو هم اضافه کنم که هیچ وقت اجازه دوستی خارج از مدرسه یا دانشگاه رو نداشتم. بطور کلی خانواده اجازه داشتن دوست رو نمی‌دادند و میگفتن دوست یک دختر باید پدر و مادرش باشه. الحق هم همینطور بود و برام کم نداشتن اما الان جای یک دوست واقعی در زندگیم خالیه. ممنون میشم منو راهنمایی کنید. سپاس