سوالتو بپرس
X

همسرم

با سلام من یاس هستم 33 ساله سه سال هست که ازدواج کردم. و حدود دوسال نامزد بودیم. ارشد مهندسی نرم افزار دارم و شاغل هستم. همسرم 35 ساله لیسانسه و حسابدار هستند. ایشون از یک خانواده متوسط رو به پایین هستند و بخاطر وضعیت مالی نه چندان مناسب مجبور بوده که دردوران تحصیل هم کارکنند.تجربه کار در رستوران و خیاطی و …دارند. این ویژگی کاری بودن ایشون درابتدا برایم نکته مثبت ایشون بود. ولی ایشون طرزصحیح زندگی کردن و هزینه کردن برای مایحتاج زندگی را بلد نیستند و همیشه اظهاربی پولی میکنند.روزهای تعطیل هم کارمیکنند و تاساعت 10شب به من میگویندشرکت هستندوسرشان شلوغ است. هیچوقت برای من چیزی نمیخرند و همیشه از من توقع دارندکمک مالی بهشان بکنم. من بخشی از پول پیش خانه را داده ام وکرایه خونه را من تقبل کرده ام چون ایشون میگویند که باپرداخت هزینه های عروسی و وام ازدواج و… پول دیگری برایشان باقی نمیماند خب من هم قبول کردم. بماند که من خرید عروسی نداشتم و عروسی معمولی با یک نوع غذا برایم گرفتند و همیشه خرج های آن راگوشزد میکنند که این موضوع هم بسیارنارحتم میکند اما بیشتر از ارسال این پیام قضیه خسیس بودن و خرج نکردن ایشان مورد بحث من است. من قبلا با پس انداز اندکی که داشتم تقریبا دوسال پیش اقدام به خرید5سکه نمودم..ایشان هر نوبت از من تقاضای فروش انها و دادن ان به ایشان میکنند هربار هم نتوانستد خودرویی تهیه کنند عدم همکاری من را دلیل ناکامی هایشان عنوان میکنند. با من درهیچ مسیله ای مشورت نمیکنند و با پولی که اوایل ازدواج داشتند اقدام به خریدامتیاز مسکن مهرخواهرشان کردند. درتمام مسایل سایه مادرشان درزندگی مان سنگینی میکنند و بدون من به منزل مادرشان میروند و حرف های مادرشان وحی منزل است. خیلی سعی کردم که پای صحبتهایش بشینم و رابطه مان را صمیمی تر کنم تا حرفهایش را به من هم که شریک زندگی اش هستم بزند اما با دیرآمدن و نبودن عملا ناموفق بوده ام. یکبار از من نپرسیده ایا چیزی لازم داری برایت بخرم؟ ایا کاری هست برایت انجام بدهم؟ صبح ها هم که سر کار میرویم از ایشان خواسته ام که مرا تا ایستگاه مترو همراهی کنند ولی هربار بهانه ای می اورند خیلی با من سرد برخورد میکنند. من در زندگی خیلی با ایشون راه آمدم بخاطر ایشون و کم بودن بودجه خانه ای دورتر از منزل مادرم اجاره و در محله ای پایین که پول پیش کمترم دارد قبول کردم درصورتیکه قبل ازدواج قول داده بودن هرجا که من راحتتر هستم و با مسیر کار بهترباشد اجاره کنند.. این اظهار بی پولی کردن و خسیس وبودن ایشان معظل بزرگی است که واقعا نمیدانم چرا اینقد منفی بافی میکنند.
از طولانی شدن متن عذرخواهم سعی کردم تاحدودی روشن صحبت کنم امیدوارم موفق بوده باشم.

yyaass:

نمایش نظرها (1)

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    احساس ناراحتی و نارضایتی و نا خشنودی شما در مورد مطالبی که عنوان کردید کاملا قابل درک است.
    مهم است که همسران بتوانند درون رابطه و زندگی مشترکشان احساس ارزشمندی دریافت کنند و خواسته ها و انتظارتشان را در نهایت احساس امنیت مطرح کنند و با در نظر گرفتن ادراک مفاوت و نیازهای یکدیگر بتوانند اختلافات و تعارشاتشان را حل یا مدیریت کنند.
    همچنین مهم است که به سهم و نقش خودتان در شکل گیری شرایط موجود توجه کنید و با یافتن سهم خودتان سعی کنید تلاش خودتان را برای بهبود اوضاع انجام دهید و فعالانه در مسیر تحقق خواسته ها و انتظاراتی که از همسرتان و از زندگی مشتکرتان دارید تلاش کنید.
    به عنوان مثال ممکن است به دلیل اینکه شما تصویر یک فرد مستقل و محکم را به ایشان نشان داده اید ایشان فکر نکنند که تحت فشار قرار دارید.
    و یا اینکه قرار نیست ایشان درباره پس انداز شما هم تصمیم گیری کنند و بهتر است نحوه مشارکتتان را در مسائل و امور مالی مشخص کنید که بهترین زمان آن البته حتی قبل از ازدواج است اما الان هم دیر نیست.
    باید تصویر واضح و روشنی درباره سهم هر کدام از شما در تامین مالی خانه نحوه مدیریت درآمد و دخل و خرجتان مشخص باشد تا هر کسی تکلیف خودش را بداند و با رسیدن به یک توافق دو سویه، اینگونه بحث های همیشگی را پایان دهید و قرار نیست هر زمانی که اوضاع بر خلاف میل و خواسته ما پیش رفت شروع به سرزنش و دادن احساس گناه به طرف مقابلمان بکنیم تا از این طریق او را مجبور به انجام کاری کنیم که خودش به هر دلیلی تمایلی به انجام آن ندارد.
    چرا که رفتارهیی مانند غر زدن، سرزنش کردن، قضاوت کردن، بر چسب زدن، تهدید، توهین و تحقیرو قهر و بی توجهی و پرخاشگری همگی جزو رفتارهایی هستند که با نیت همراه کردن طرف مقابل به سمت آنچه می خواهیم انجام می شود غافل از اینکه کاملا بر عکس آن اتفاق خواهد افتاد و نه تنها نتیجه ای ندارد بلکه افراد را نسبت به یکدیگر دلسرد می کند و صمیمیت و کیفیت رابطه را به مرور کاهش می دهد.
    بمابراین اگر تا کنون خواسته هایتان را با استفاده از هر یک از این رفتارها پیگیری کرده باشید این اقدام موثر نبوده است و گفتگوی درستی شکل نگرفته است.
    درباره هدیه خریدن هم می توانید آن را به عنوان سبک و شیوه مورد علاقه تان برای دریافت توجه و یا ابراز احساسات مطرح کنید.
    دو نفر با یکدیگر ازدواج می کنند که بتوانند با مشارکت و حمایت یکدیگر نیازهایشان را بهتر برآورده کنند.
    با توجه به تمام این مطالب و با در نظر داشتن اینکه مدت زیادی از ازدواجتان نمی گذرد، به شما توصیه می شود حتما به یک زوج درمانگر مراجعه کنید تا برای ساختن رابطه بهتر و زندگی مشترک با کیفیتی که مد نظر و دلخواهتان است، فعالانه بکوشید و گام های موثری در این مسیر بردارید و هر کسی با در نظر گرفتن سهم خودش و تعهدی که در رابطه دارد، نقشش را به درستی ایفا کند چرا که هر دو نفر در ساختن رابطه سهیم و مسئول هستند که آن را بسازند.