سوالتو بپرس
X

همسر و خانواده همسر

سلام
مهدی ۳۲ ساله و همسرم ۲۷ ساله
۸ ساله ازدواج کردیم
یه فرزند ۴ ساله هم داریم
نحوه اشنایی ما سنتی بود
از همون اول ازدواج دوران عقد مشکلات ما شروع شد
و بیشتر این بحث ها از سمت خانواده همسرم بود (همسرم از کودکی پدرش رو از دست داده و با مادر و یه برادر کوچک تر زندکی میکردند)
هر کاری میکردم میگفتند کم کردی بخصوص مادرش که بشدت همسر منو تحت کنترل داره حتی یه بار مادرش گفت من انقدر بهشون فشار اوردم تا از من حساب ببرند
اما برعکس خودشون هر کاری میکردند بهترین دنیا بود
اختلاف ما زمانی شروع شد که برادر ایشون هم دخالت هاش شروع شد میگفت جرا من میرم خونه شون تا جایی که یه بار نصف شب در اتاق باز کرد و درگیری ایجاد کرد متاسفانه خانم من هم هیچ حمایتی از من نمیکرد فقط میگفت تو مشکل داری اونا درست کاری میکنند و بابت اشتباه برادرش کل فامیلش هم به حمایت پرداختند فقط گفتند حسودی کرده
خلاصه دوماه قهر بودیم موقعه اشتی که خونه دایی خانمم بود رفتیم
که متاسفانه اونا شروع به بحث کردند و کل حرفشون هم این بود باید حرف اونا رو بخصوص مادرخانمم گوش بدم اونم میگه هر جایی من میرم باید دنباله من بیای مردم داماداشون نکرشونن
و تو مراسم اشتی کنون هم بحث شد و دوباره برادشون قصد درگیری داشتند و بازم همسر من مدام از اونا حمایت میکرد
الان ۴ ساله عروسی کردیم

هنوز دخالتاشون تموم نشده و تا جایی پیش رفتند که رمال و دعا نویس تو خوته من اوردن و من اعتراض کردم خیلی راحت گفتند همه همین کارو میکنند
و چند روز بعدش هم سر خونه خانمم با پدر و مادر من بحث کرد خیلی راحت میگفت خونه رو به نام من بزنید (خونه از پدر من بوده و من نصف پول خونه رو بهشون دادم )
که باعث دعوا شد خانمم قهر کرد رفت خونشون و من که چند بار زنگ زدم مادرش میگفت اول خونه به نام بزن در صورتی که اصلا حرفی از خونه قبلا نبوده گفت من بهش گفتم پولتون رو خانواده شوهرت میخورند حتی ۱۰ روز نزاشتند من بچه مو ببینم و تا مرز طلاق پیش رفتند در عرض دوماه از نفقه مهریه استراد جهیزیه شکایت و…. همه رو به اجرا گذاشتند
خوب منم دیدم اینطوریه کوتاه نیومدم
اما اخرش بخاطر بچه ام کوتاه اومدم در واقع اگه بچه ام بزرگتر بود و میشد پیش خودم نگهش دارم حتما طلاقش میدادم
الان فقط دارم تحملش میکنم حتی با خودم میگم برم یه زن دیگه بگیرم بعد که بچه ام بزرگتر شد جدا بشم
واقعا الان دیگه تحمل کردنش سخت شده
این خانم نه احساس داره نه زنانگی خشن و بی محبته و اصلا به حرف من گوش ننیده بدون اجازه بیرون میره لجبازی میکنه دو روز خوبه ۴ روز بد
بنظر شما طلاقش بدم بچه مو چکار کنم دارم میسوزم
فقط نگران بچه ام هستم
ببخشید اگه طولانی شد
ممنون اگه میشه راهنمایی کنید

mahdi66:

نمایش نظرها (7)

  • سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک می باشد که این سبک زندگی مشترک می تواند برای شما فشار روحی زیادی همراه باشد اما موضوعی که افراد زیادی آن را نادیده می گیرند این است که بدون توجه به شرایط و شناخت های دوران نامزدی و عقد وارد پروسه ازدواج می شوند در صورتی که ازدواج تنها مشکلات را شدت بیشتری می بخشد می تواند آسیب های بیشتری ایجاد کند اگر این مشکلات در همان دوران بررسی و برطرف نشوند .
    نیاز است که شما و همسرتان زندگی مشترک را جدا از زندگی خانوادگی بدانید و در این مسیر در کنار مشورت با خانواده ها در زمان هایی که نیاز می باشد تصمیم نهایی را با مشورت و توجه به شرایط هردویتان بگیرید .
    اینکه همسر شما توقع زدن خانه به نام ایشان را دارند توقع درستی نمی باشد با توجه به میزان مشکلات و درگیری هایی که بین شما وجود دارد و من این کار را توضیه نمی کنم چون به نام بودن خانه از میزان وابستگی ایشان و یا باعث کاهش وابستگی ایشان نمی شود و حتی اگر تغییری صورت گیرد مداوم نمی باشد چون دلیل این سبک رفتاری نداشتن خانه به نام نمی باشد پس بهتر است در کنار احترامی که برای همسرتان قائل هستید از این کار خودار کنید .
    در کنار این موراد بهتر است با همسرتان در احترام و بدون حضور فرد دیگری صحبت کنید و برنامه و هدف ایشان را برای ادامه زندگ مشترکتان جویا شوید و توقعات و احساساتی که خودتان نیز تجربه می کنید را در احترام و بدون به دنبال مقصر بودن به اشتراک بگذارید البته بهتر است این مسیر تحت نظر یک زوج درمانگر صورت گیرد تا هردوی شما بتوانید برای ادامه مسیر تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
    در کنار این موراد دقت کنید که برای ادامه زندگی مشترک نیاز به دلایل مهم تری جز فرزندتان می باشد چون اگر شما تنها بخاطر او ادامه بدهید این محیط پر تشنج برای او نیز آسیبی کمتر از طلاق نخواهد داشت که در این صورت طلاق و سبک تربتی مناسب می تواند برای او شرایط بهتری را ایجاد کند .
    پس بهتر است سعی کنید که بدون در نظر داشتن فرزندتان در مورد زندگی مشترک با ایشان صحبت کنید و در کنار آن توجه کنید که اگر هسمرتان بخواهند فرزندشان را نگهدارند و صلاحیت ایشان از نظر دادگاه تایید شود ایشان تا 7 سالگی به احتمال زیاد می توانند فرزند خود را نزد خود داشته باشند مگر اینکه صلاحیت شما بعد از آن تایید نشود پس در این مورد بهتر است از تصمیم گیری هیجانی و قبل از تصمیم به جدایی و ثبت آن وارد زندگی مشترک دیگر شدن خوداری کنید و در اول برای زندگی فعلی خود تصمیم گیری کنید .
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354790

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    با توجه به مسائل و مشکلاتی که مطرح کردید به نظر میرسد تحت فشار زیادی هستید و احساس عجز و ناکامی شما کاملا قابل درک است.
    دوست عزیز توجه داشته باشید که نقش شما هم در اینگونه رفتارها و ادامه یافتن و حتی تشدید آن بی تاثیر نبوده است و حتما شما هم در این میان سهمی داشته اید حتی اگر اجازه دادن به ایجاد همچین فضایی باشد و اینکه حریم و حد و مرزهای خودتان را حفظ نکرده اید و از همان ابتدا ظاهرا بیشتر موضع منفعل و قربانی اتخاذ کرده اید که بهتر است در این زمینه حتما یک خودارزیابی داشته باشید و حتی از یک مشاور یا درمانگر برای خودتان کمک بگیرید که اینگونه تجربه ها برایتان تکرار و بازآفرینی نشوند.
    در مورد همسرتان و خانواده ایشان هم ظاهرا یک عدم بلوغ هیجانی و عدم مهارتهای لازم و استقلال وجود دارد که متاسافنه به احتمال زیاد از اضطراب بالا و احساس عدم امنیت و شاید دلبستگی ناایمن ایشان سرچشمه می گیرد ولی هرچه که باشد به شدت مخرب است و رابطه را تا این اندازه تخریب کرده است.
    مشخص است که تصمیمی که اتخاذ می کنید کاملا بستگی به خود شما، باورها، خواسته ها و ارزشهایتان در حوزه خانواده بستگی دارد.
    برای اینکه بدانید بهترین تصمیم در شرایط موجود چیست شاید بهتر باشد تصور کنید چندین سال از این روزها گذشته است و آن زمان اگر به اکنون نگاهی بیندازید، ببینید که اگر چه می کردید و چه اقداماتی انجام می دادید رضایت بیشتری داشتید.
    و یا اگر دوست صمیمی شما همین مشکل را با شما در میان می گذاشت و از شما راهنمایی و مشورت می خواستید به او چه می گفتید و چه توصیه ای به او می کردید.
    پاسخ به این سوالات می تواند به یافتن آنچه برای شما در نهایت رضایت خاطر و آرامش بیشتری به ارمغان خواهد آورد کمک کننده و موثر باشد.
    اما در کل اگر بخواهیم گزینه های موجود را در نظر بگیریم یکی ماندن و ادامه دادن به همین روند حاضر است که شما به حرفهای آنها گوش دهید و هرچه گفتند بپذیرید و بخاطر فرزندتان یا خواباندن شر باج بدهید که در این صورت آسیب چند برابر خواهد شد.
    گزینه دوم اقدام برای طلاق و جدایی است که در این صورت باید تلاش کنید کمترین آسیب متوجه فرزندتان شود و حتما چالشهایی هم در این مسیر خواهید داشت و باید آمادگی آن را داشته باشید.
    گزینه بعدی می تواند چیزی بین این دو تصمیم باشد، یعنی شما ادامه دهید ولی تحت شرایط جدید و حتی با تعیین شروطی مانند همین که حتما باید زوج درانی دریافت نمایید و راهنمایی ها و راهکارهای تخصصی را در پیش بگیرید و به توصیه های متخصص در این زمینه گوش دهید و برای ترمیم و بازسازی رابطه متعهد شوید و در این صورت یک فرصت دوباره را در اختیار ایشان و خودتان قرار می دهد اما نه به روال گذشته.
    در این مسیر حتی شاید لازم باشد به صورت فردی هم مشاوره و حتی مداخلات درمانی دریافت نمایید که در صورت همکاری و جلب توافق ایشان می تواند بسیار کمک کننده باشد.
    در این صورت بعد از مدت زمانی می توانید در صورت عدم حصول نتیجه ای که می خواهید، به جدایی هم فکر کنید و بتوانید بهترین تصمیم را در این زمینه بگیرید.

  • با سلام من اول نامزدیم حس خوبی داشتم ولی الان بازم هی روز ب روز حسم کم میشه الان بعد ی مدت درست شده مشکلم اینه نمیتونم ابراز علاقه کنم نمیشه هروقت پیش قدم شدم بگم این زبون یاریم نکرد کلافه شدم اما اوت دوسم داره و همیشه به من ابراز علاقه میکنه و همیشه میبخشه و هرچیزی بخام در لحظه اولی محیا میکنه احترامو داره و خیلیم دوسم داره ولی خب چ کنم نمیشه ابراز کنم ی چیزی انگار جلوم میگیره

    • سلام به شما دوست عزیز
      در این مسیر نیاز است که شرایط روحی و احساسات شما و افکارتان مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانیم در این مسیر به شما کمک کنیم تا شرایط بهتری را تجربه کنید .
      دقت کنید که در مسیر ادامه این رابطه نیاز است که بتوانید به احساسات و نیازهای هم پاسخ بدهید تا بتوانید مسیر سازنده تری را تجربه کنید .
      آنچه از نظر افکار شما تجربه می کنید باعث می شود که بر روند رفتاری شما تاثیر زیادی داشته باشید با توجه به اینکه بیان کردید حستان به ایشان نیز کم شده است و بازگشت داشته است بهتر است در همین دوران نامزدی این موضوعات را با کمک روانشناس بررسی کنید تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22685741

    • با عرض سلام مجدد خدمت شما
      دوست عزیز توجه داشته باشید که دوست داشتن آدابی دارد و ما قرار نیست هربار کسی را به باد کتک بگیریم و با او بدرفتاری کنیم و بعد بگوییم دوستت داریم.
      بهتر است کمی به خواسته ها و نیازهایتان توجه کنید.
      و اینکه رفتارهای پراخاشگرانه و سرزنشگرانه برای هر فردی آزاردهنده است و درگیری و تنبیه فیزیکی ه دیگر بدترین نوع رفتار است که هیچ کسی مجاز به انجام آن نیست.
      توجه داشته باشید که خشم با پرخاشگری متفاوت است.
      خشم یک احساس است که احساسات تحت کنترل مستقیم ما نیستند.
      اما پرخاشگری یک رفتار است و کاملا دست خود فرد است و هرکسی باید بیاموزد خشمش را به شیوه ای مدیریت کند که آسیبی متوجه خودش اطرافیانش نشود.
      بنابراین با توجه به مواردی که مطرح کردید کاملا طبیعی است که حالتان خوش نباشد و نتوانید ابراز احساسات کنید چرا که از درون زخمهایی دارید که هنوز تازه هستند.
      بنابراین به شما توصیه می شود حتما برای دریافت زوج درمانی با همسرتان صحبت کنید و اگر ایشان مدعی هستند که شما را دوست دارند و حفظ زندگی مشترک برایشان اهمیت دارد، بهتر است برای بهبود اوضاع و حفظ رابطه و زندگی تان تلاش کنند.
      شما همچنین نیازمند دریافت مشاوره فردی هم هستید چرا که باید بیاموزید چگونه خواسته هایتان را به شیوه های موثری پیگیری کنید و رفتار جراتمندانه داشته باشید و در صورت لزوم تصمیماتی برا مراقبت از خودتان بگیرید و به دیگران اجازه آسیب رساندن به خودتان و تجاوز به حریمتان را ندهید.
      همسرتان هم باید این پیام را دریافت کند که دربرابر زندگی مشترک و رابطه تان مسئول است و همچنین باید مسئولیت رفتارهای نادرست پرخاشگرانه و آسیب رسانش را بپذیرد و بداند خواسته ها و نیازهای شما هم مهم هستند و باید به آنها پرداخته شود نه اینکه کلا نادیده گرفته شوند و لازم است برای تغییر آنها اقدام کند وگرنه ممکن است شما و زندگی مشترکش را از دست بدهید.

  • سلام خانمی ھستم 16 ساله که 3 سال است که ازدواج کردم شوھرم 28 ساله که دو ساله خونه خودمم وشو ھرم تک فرزند است ما زیر خانه مادر شوھر م زندگی میکنیم و یک پسر 4 ماهه دارم مشکل من مادر شوھرم است او به من گیر میدهد و حتی باعث شده که شوھرم نگذارد خانواده من به خانه ام بیایند و قطع رابطه با خانوادھ ام کرده حتی مادرشوهرم با من درگیر شده و شوھرم وقتی فھمید مراکتک زد مادرشوهرم ازدوران عقد بامن بد است اصلا شوھرم به مادر ش ھیچی نمیگوید این ھا چیزهای خیلی کمی است و من خلاصه کردم پدر من کارگر ساده است و شوھرم کارمند اوھم بعضی وقت ھا خیلی اذیتم میکند و نمی دانم چیکار کنم گاھی وقت ھا میگویم بزارم بروم ولی از حرف مردم میترسم حتی باعث شدھ شوھرم از من طلا ھایم را بگیرد و وقتی که ھنوز بچه ام به دنیا نیامده بود گفت برم مثل ھمان گوشواره ا ت را بگیرم گفتم با خودتان است وروز ی که بچه ام بدنیا امد چندروز بعد اورد داد نمی دانم چیکارم کنم
    :giggle:

    • سلام به شما دوست عزیز
      احساسات شما قابل احترام می باشد اما دقت کنید که سن شما برای وارد زندگی مشترک شدن در 13 سالگی سن بسیار پایینی می باشد و این میزان از اختلاف سنی شما و همسرتان در یان شرایط سنی می تواند مشکلات زیادی را ایجاد کند .
      در این مسیر برای ادامه زندگی مشترک و تجربه متفاوت تر نیاز است که شما و همسرتان یک دوره زوج درمانی را تجربه کنید تا بتوانیم به شما و ایشان کمک کنیم تا بتوایند تجربه بهتری داشته باشید .
      شما و ایشان نیاز است که زندگی مشترکتان را از زندگی خانوادگی خارج کنید و سعی کنید که حریم های خصوصی زندگی مشترکتان را حفظ کنید تا بتوانید تجربه بهتری داشته باشید در کنار این موارد بهتر است دقت داشته باشید که تمرکز شما بر رفتارها مادرشوهرتان هم باعث تکرار بیشتر رفتارهای ایشان می شود و هم اینکه از نظر روحی برای خودتان فشار زیادی را ایجاد می کند .
      بهتر است در زمان مشخصی در احترام به همسرتان بدون اوردن نامی از خانواده ایشان و مادرشان در مورد احساسات خود با ایشان صحبت کنید و برنامه ایشان برای ادامه زندگی مشترک را جویا شوید تا بتوانیم در این زمینه بر اساس دیدگاها و شرایط ایشان در مورد ادامه زندگی مشترک تصمیم گیری کنید .
      دقت کنید که بهتر است در زمان عصبانیت از ادامه صحبت خوداری کنید تا از آسیب رسیدن به خودتان جلوگیری کنید و در کنار این موراد اگر همسرتان نیز تمایلی به زوج درمانی نداشتند بهتر است خودتان برای مشاوره حمایتی اقدام کنید تا بتوانید در این زمینه تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
      دقت کنید که شما برای ادامه زندگی مشترک نیاز به دلایل محکم تری جز صحبت و دیدگاه های دیگران دارید و یا وجود فرزندتان چون اگر بخواهید این مسیر را ادامه بدهید به این روش و بدون تغییر این مسیر هم برای خود شما و هم سبک تربیتی و شرایط روحی فرزندتان آسیب زا می باشد.
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22685895