باسلام
من چهار ماهه که ازدواج کردم و الان که به شناخت کامل رسیدم متوجه شدم شوهرم اصلا اون کسی که میخوام نیست.خیلی از کاراش رفتارش اخلاقش عذابم میده نمیدونم باید چیکار کنم
باسلام
من چهار ماهه که ازدواج کردم و الان که به شناخت کامل رسیدم متوجه شدم شوهرم اصلا اون کسی که میخوام نیست.خیلی از کاراش رفتارش اخلاقش عذابم میده نمیدونم باید چیکار کنم
نمایش نظرها (4)
سلام ۵سال عروسی کردم چندوقتبعدعروسیم فهمیدم شوهرم بادوستاش تفریحی تریاک میکشن هرکاری کردم نتونستم بیشتراز یک سال شوهرم ازاین کارمنع کنم دیگه آخرسر برای حفظ آبروم گفتم دیگه بادوستاش نره واین کارو توی خونه انجام بده من خیلی شوهرم دوست دارم اصلانمیتونم یک ساعت باهاش قهرکنم اونم منو دوست داره وحالا بعدازپنج سال شوهرم تعداددفعات کشیدنش زیاد شده قبلا هفته ی یک بار یادوفته یک بار بود ولی الان یک شب درمیون شده هرچی هم بهش میگم به حرفم گوش نمیده تهدیدش کردم اگه نزاره کنار ازخونه میرم ولی بهم میگه هرکاری دوست داریببکن اگه دوست داری بمون اگرعم نه برو من زندگیم دوست دارم اصلا هم نمیخوام خانواده ها این قضیه روبفهمن حالا میشه منو کمک کنید چکار کنم بنظرتون قهرکنم برم یا بمونم درضمن من چندبار شوهرم امتحان کردم مثلا یک هفته تا ده روز نزاشتم چیزی مصرف کنه مثلا رفتیم مسافرت ولی اصلا حالش بدنشد خودش همیشه میگه من به تریاک معتاد نمیشم فقط تفریحی میکشم البته شوهرم زود انزالی داره ووقتی ما عقدبودیم انگاردوستاش بهش گفتن تریاک برا زودانزالی خوبه ولی من هرچی بهش میگم من نیازی ندارم گوش نمیده تروخداکمکم کنید من برم یابمونم
دوست عزیز به هر حال تریاک یک ماده مخدره و میتونه اعتیاد و وابستگی ایجاد کنه ... کلا" انسان جایز نیست به چیزی خودش رو وابسته کنه ولو اینکه آب باشه ... باید بدونید تا در ایشون تمایلی برای ترک نباشه کاری از شما ساخته نیست ... و باید امیدوار باشید در حد همین تفریحی باشه و روی گزینه تریاک بمونه و به سمت مواد مخدر صنعتی کشیده نشه
سلام.4ساله ازدواج کردم.هنگام ازدواج دانشجوی کارشناسی بودم والان کارشناسی ارشددانشگاه تهران رابه پایان رساندم.تحصیلات همسرم دیپلم است.من وشوهرم حتی 5دقیقه هم بدون دعوانمیتونیم صحبت کنیم ودنیاهای کاملامتفاوتی داریم.تمام صحبتهای من وهمسرم هم بدون کوچکترین سانسوری به خانواده ایشون منتقل میشه.ازطرفی ایشون دراین 4سال باتوجه به تمکن مالی خوبی که دارندازتامین کوچکترین نیازهای بنده هم اکراه دارندوهیچ تعصبی روی من ندارندودرپاسخ به ابرازنیارهایم مرابه خانواده پدریم ارجاع میدهدبگونه ای ک حتی گاهی احساس متاهل بودن هم ندارم.درحالیکه من بافروش طلاهاوصرف نظرازفیلم وعکس مراسم ازدواج تمایلم برای حفظ زندگی راثابت کرده ام.همچنین عصبانی شدن بیش ازحدودست بزن داشتن وتیکهای عصبی هم خصیصه دیگر ایشان است.ازطرفی هرگزتمایلی برای مراجعه به مشاورندارندوبارهاباایشون صحبت کرده وتوافقی برای بهبودزندگیمان داشته ایم اماروزبعدباگفتن جمله چیزی یادم نمی ایدهمه چیزرابه خانه اول برگردانده.لطفاراهنمایی بفرمایید
دوست عزیز با تفاسیری که شما بیان کردید در این مدت 4 سال اگر قرار به تغییر بود حتما" تغییری میدید که چنین موردی کاملا" دور از انتظاره ... تغییر کسی که تمایلی به تغییر نداره غیرممکنه
بهتره در این مورد منطقی فکر کنید و برای ادامه چنین زندگی تصمیم درستی بگیرید ...لازمه در این مورد با خانواده و با افراد معتمد و قابل اطمینان و با مشاوری مجرب مشورت کنید ... در غیر اینصورت باید این زندگی بدون تفاهم رو برای تمام عمر تحمل کنید و گله و شکایتی هم نکنید