سوالتو بپرس
X

چگونه طلاق نگیریم

سلام.جوانی هستم34ساله،4سال پیش عاشق مهربانی وپاکی استادم که سه سال ازمن بزرگتربودشدم وازدواج کردیم.ماه عسل حج رفتیم،قبلابه خانواده م گیرمیدادکه چراتوزندگیمون دخالت میکنن،نمونش دوران نامزدی که من خونشون دعوت بودم مامانم زنگ زدگفت اگه اومدی خونه نبودیم رفتیم خونه دایی،ارتباطم راباهمه دخترای فامیل چه مزدوج وچه مجردقطع کردم،به زن عموم گیردادوگفت حتمآچیزی بینتونه،خلاصه کناربیت الله دادزدچرابه دختره نگاه کردی،دربرگشت به اکثرفامیل ماشام حج ندادیم،خیلی دوستش داشتم، بخاطرهمین هرچی میگفت میگفتم چشم،بخاطرآرامشش ازشهرخودم مهاجرت کردم،درشهرجدید9ماه بخاطراینکه همکارخانم دارم بیکارشدم،بعدش یه کارپیداکردم وگفتم همه پسرن،بعد5ششماه فهمید،اماراضیش کردم من جداهستم،توخیابون مرتب گیرمیده چرانگاهم به خانماس،تواتوبوس میریم شهرستان خودمان همینه،بخداهرجارفتیم دعوابوده،هیچوقت حتی مجردی باکسی نبودم،امااین خیلی گیره،به گوشیم به لبتابم،به پشه به همه چی گیره،چندباراقدام به خودکشی کردم نشده،دوتابچه داریم،الانم وسایلموبرداشتم زخانه زدم بیرون،ازاحترام من سواستفاده کرده،کنترل اوضاع ازدستم خارجه،چکارکنم؟اون ارشده من کارشناسی،البته بادیپلم من ازدواج کردیم

keyvan:

نمایش نظرها (5)

  • اول اگه فک‌میکنی مشکل فقط خانمته که اشتباه میکنی باهم برین پیش مشاور و حرفای اونو عمل کنید ..اینم بدونید یه رن بیخودی حساس نمیشه شاید از خاطره ای تو گذشته واسش تعریف کردی نسبت به جنس مخالف و اون حساس شده شایدم تفاوت فذهنگی دارید اون مذهبیه ودی شما به رابطه ازاد مثلا تو فامیل معتقدید شایدم جلوش ازخانمی تعریف کردید واون کینه گرفته هرچی هست یا به یه رغتار اشتباهتون تو گذشنه برمیگرده که چنبارم تکرار کردین یا تفاوت مدهبی و فذهنگیتونه ویا اینکه خانمتون فامیل و یا مخرمی نداره ویا با خانوادش مشکل داره وبه شما خسادت میکنه که اگه پیش مشاور برید و یه ندت رعایت کنید و‌محبت مشکلتون حل میشه و پیشنهاد طلاق لیستر خانمتونو حساس و سرد میکنه تا مطمئن نشدید حف از طلاق نزنین

    • ممنون از نظرتون،اما،،،،من اعتقاددارم به حرفاتون،اماخانمم میگه که من خودم روانشناسم،من استاددانشگاهم،برام افت داره برم پیش روانشناس...اومیگه درگذشته خیلی سرش هوحوادث اینترنت بوده،،،حتی میگه دخترمون نبایدتنهاباعمویاداییش بره جایی...حتی منم بایدجلوی چشای اون بادخترم بازی کنم

  • وای چقدر اخلاق همسر تو شبیه اخلاق شوهر منه
    من برای خلاصی از شر وسواسش همیشه تو خونه هستم بیرون که میریم هیچ کس نباید چهره مو ببینه یا حتی صدامو بشنوه و گرنه دعوا و قهر تا یه هفته مهمونمه.درخواست طلاق دادم طلاقم نداد خانوادمم حمایتم نکردن الانم سر زندگیمم

  • تا جایی که من میدونم، در اینجور مسایل فقط یک مشاور میتونه موثر واقع بشه، و اونهم اگر شخصیتی باشه خیلی دشوارتر میشه. بنظر من حتی اگر شما رفتار اشتباهی داشتی، خانمتون در صورتیکه مشکل خاصی نداشت نباید تا این اندازه نسبت به همه چیز حساس میشد و یا حداقل چنین واکنش های تندی نشون میداد. من هم قدر زندگی زناشویی و فضای مشترکی که پدر و مادر باهم در کنار فرزند هستن رو میدونم. من هم درک میکنم که وقتی واقعا به همسرت عشق می ورزی، تصمیم گیری سخت میشه. بنابراین فکر میکنم همه تلاشتون رو بکنید تا همسرتون رو با خودتون همراه کنید که نزد یک مشاور برید. وقتی هم مقاومت میکنه میتونید با نرمی ازش سوالاتی بپرسید. مثلا اینکه: خب، پس تو بعنوان مشاور بگو ما برای حل این مشکل چه کاری میتونیم انجام بدیم؟ یا وقتی میخواد با همه قطف رابطه کنید، بگید: بنظر من، گاهی لازمه با بعضی افراد قطع رابطه یا حداقل رابطه رو محدود کرد، اما فکر نمی کنی قطع رابطه با همه، یه جای این کار ایراد داره؟! در مورد زنانگیش، توانایی هاش و محاسنش ازش تمجید کنید که سخت بهش نیاز داره. اما در مورد مشاور، وقتی کمی مقاومتشو شکستید، به نرمی بهش بگید: میدونم که تو همه اینها رو خوب بلدی. اما وقتی یه پزشک بیمار میشه و خودش نمی تونه خودش رو جراحی کنه یا می دونه که به مشکلش احاطه علمی کافی نداره و یا درگیر احساساتش میشه، عقل ایجاب میکنه که از کمک همکارانش کمک بگیره. امیدوارم صحیح ترین تصمیم رو در زندگی بگیرید.