سلام من خانم هستم و حدود 2 سال است که ازدواج کردم، من اصلا نمیتوانم با همسرم صحبت کنم هر موقع با هم صحبت میکنیم دعوامون میشود. ن زود ناراحت میشم و گریه میکنم. هروقت هم چیزی را به همسرم گفته ام قهر میکند و من باید برم آشتی کنم چه مقصر باشم و چه نباشم.کمکم کنیک که چطور باهاش صحبت کنم و مشکلاتمان را حل کنم.
در ضمن همسرم اینقدر که کارش براش مهمه هیچ چیز واسش اهمیت نداره، حتی توی این مدت ما با هم بیرون یا رستودان نرفتیم، دارم کلافه میشم، این کارها رو سوسول بازی میدونه.
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس ناراحتی شما از شرایط موجودتان قابل درک است.
مسلما جر و بحث کردن، پرخاشگری، تحقیر و توهین، سرزنش کردن، قضاوت کردن، غر زدن، مقایسه کردن فرد با دیگران و قهر یا بی توجهی و حتی باج دادن جزو رفتارهایی هستند که به رابطه اسیب جدی وارد می کنند و صمیمت بین افراد را کاهش می دهند.
نمی دانیم معمولا بحث های شما بر سر چه موضعاتی است اما اختلافات بین فردی به هر حال وجود دارند و اتفاقا تنها شیوه موثر برای حل یا مدیریت آنها هم گفتگو و صحبت کردن است.
اما نه بحث کردن، د ربحث کردن احتمالا هدف هر یک از طرفین این است که ثابت کد خودش درست می گوید و می خواهد طرف مقابل را به نوعی کنترل کند که کاری را انجام دهد که خودش مایل نیست و یا او را در مورد چیزی مجبور به تغییر کند و چون هر کسی فکر میکند خودش بر حق است این تلاش دو جانبه به دعوا ختم می شود و حتما هم در آن یک یا چندتا از رفتارهای مخربی که در بالا اشاره شد وجود خواهند داشت اوضاع را بدتر خواهد کرد.
در حالی که گفتگویی موثر است که هردو طرف گفتگو نظر و ادراک طرف مقابل را محترم و ارزشمند بدانند و اصلا با همین نیت انجام می شود که بدانیم طرف قابل ما در این زمینه چه نظری دارد، چگونه فکر می کند و چه احساس یا هیجانی را تجربه می کند و در نهایت خواسته و انتظارش از طرف مقابل چیست.
بعد از اینکه فرد مقابل ما صحبت کرد وماهم در صورت لزوم سعی کردیم همدلی دهیم و او را درک کنیم و از همان زاویه دید او به موضوع نگاه کنیم و خوب گوش دهیم و در صورت لزوم خلاصه کنیم تا مطمئن شویم منظور طرف مقابل را درست متوجه شده ایم، ما هم متقابلا درباره افکار و احساساتمان در مورد موضوع مورد نظر صحبت می کنیم و بعد خواسته انتظارمان را مطرح می کنیم.
در این فرایند هرگز نباید خبری از تحقیر و توهین و سرزنش و برچسب زدن باشد و باید آنقدر ترین شود تا در بلند مدت طرف مقابل ترسی از قضاوت منفی نداشته باشد و آنقدر احساس امنیت داشته باشد که نظر و خواسته اش را صریح و واضح مطرح کند.
چنین گفتگویی بهتر است در زمان مناسبی که هر دو طرف تاحدودی آمادگی دارند و هیجان یا احساس خاصی بر آنها غلبه ندارد، انجام شود.
نکته مهم دیگر این است که این کار اگر به شیوه درستی انجام شود افراد به سمت حل مساله و مشکل هدایت می شوند و در نهایت بر سر گزینه ای توافق خواهند کرد که تا حدی مورد رضایت و توافق هر دو نفر باشد.
بنابراین انجام درست آن نیازمند کسب مهارت است که فقط از طریق تمرین به دست می آید و هرچه بیشتر سعی کنید آن را درست انجام دهید در انجام صحیح آن موفقتر عمل خواهید کرد.
گاهی برخی مهارتهای دیگر مانند تنظیم مدیریت هیجانات منفی مانند خشم و حل مساله هم به عنوان پیشنیاز مطرح می شوند که باید به آنها هم در صورت لزوم پرداخته شود.
در کل رابه سالم رابطه ای است که در آن هر دو طرف رابطه احساس ارزشمندی متقابل و امنیت و صمیمیت دریافت نمایند و بتوانند اختلافاتشان را از طریق گفتگو به شیوه موثری مدیریت کنند و به نیازها و خواسته های هر دو طرف بها داده شود.
البته هر کسی خودش در نهایت مسئول پیگیری نیازها و خواسته هایش خواهد بود.
با توجه به این مطالب و با در نظر گرفتن این موضوع که در ابتدای زندگی مشترکتان هستید به شما توصیه می شود برای دریافت راهنمایی های لازم در این زمینه و برای بهبود کیفیت رابطه تان به یک زوج درمانگر مراجعه نمایید تا هر یک به سهم خودتان برای افزایش کیفیت زندگی مشترکتان اقدامات موثری انجام دهید.