سلام.
وقت بخیر.
من یک ساله ازدواج کردم.
الان یک موضوعی را فهمیدم که خانمم راجب خودش از من کتمان کرده.
من اوایل رابطمون از خانمم خواستم که هر موضوعی که کتمان مونده و بیان نشده،بیان بشه.ایشون گفتن من همه چیز را گفتم.
رفتیم خواستگاری،و بعد خواستگاری فهمیدم یکی از خواهر هاش عقب مانده جسمی و ذهنی هستش.
ولی من علی رغم مخالفت خانوادم با این ازدواج چون خانمم را دوست داشتم،تن به این ازدواج دادم و اصلا تا الان به روی خودم نیاوردم که چرا آبجیت اینجوریه،یا چرا قبل عقد به من نگفتی.
علاوه بر این،بعد عقد فهمیدم که خاله ش هم مشکل جسمی و ذهنی داره،اما به روی خودم نیاوردم.
اما چند روزیه فهمیدم که خانمم با این خواهرش دوقلو بوده .
درحالی که خانمم میگفت این آبجیم از من یک سال کوچکتر بوده.
من نمیتونم با این موضوع کنار بیام که خانمم اینجوری حقیقت را کتمان کرده و دروغ گفته.اصلا دیدم بهش عوض شد.نمیتونم تصور کنم که با اون ابجیش دوقلو بوده.
من ترس از بیماری فرزندمون در اینده دارم.میترسم بچمون در اینده عین خواهر خانمم بشه.اصلا خیلی حالم خرابه.کمک کنید خواهشن.من چیکار کنم؟
نمایش نظرها (1)
دوست عزیز در این مورد وارد زندگی شدید و به خاطر خانمتون ازدواج کردید.
در مرحله اول شما بخاطر این دختر وارد ازدواج بشید .
فرزند در الویت بعدی قرار داره .
قبل از بارداری همسرتون هم مشاوره ژنتیک رو شروع میکنید .
و تحت نظر خواهد بود تا در صورت بروز مشکل احتمالی اقدامات لازم رو انجام بدن.
و بهتره از زندگی امروزتون لذت ببرید .
و شما هم نباید ارامش و زیبایی زندگیتون رو بخاطر این احتمالات برهم بزنید .