سوالتو بپرس
X

کمالگرایی در انتخاب پارتنر

سلام خسته نباشید
یکی از دوستان من یه آقای ۳۵ ساله کمالگراست. برا انتخاب دوست دخترش به فایل اکسل درست کرده که خدود ۵۰ آیتم داره. با سختگیری دوست دختر انتخاب میکنه و گزینه‌های خوبی هم هستن ولی بعد از یه مدت نقاط قوت دیگران رو با ضعف اون خانوم مقایسه میکنه و رابطه تموم میشه.
میشه دلایلش رو بگید و موضوع رو تحلیل کنید؟ راهکارش چیه

parnaz:

نمایش نظرها (1)

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    همان طور که خودتان در عنوان اشاره کردید احتمالا ایشان درگیر نوعی کمال گرایی باشد که البته اصطلاح درست تر آن شاید بی نقص گرایی باشد.
    و یا ممکن است اگر در حوزه های دیگر هم گرفتار این گونه افکار وسواسی باشند، به طور کلی گرفتار اختلالات حوزه وسواس باشند که البته نیازمند انجام مصاحبه تشخیصی و بررسی ها و ارزیابی های دقیق تری است.
    اما در کل زمانی که افراد بیش از حد گرفتار جزئیات می شوند در این مورد خاصی که مطرح کردید، یعنی در حوزه ازدواج، ممکن است از اصل موضوع دور بیفتند و فراموش کنند که به طور کلی مسئله اصلی چه بود.
    در این مورد چند نکته بسیار مهم وجود دارد.
    نکته نخست که این افراد باید آگاه شوند که اگر در حوزه انتخاب برای ازدواج و به طور کلی هر حوزه دیگری که قرار است تصمیمی اتخاذ شود، به دنبال بهترین گزینه و یا تصمیمی هستند که بعدا احتمال پشیمان شدنشان وجود نداشته باشد و صد در صد خوب و بی نقص باشد، اساسا چنین خواسته و تصوری کاملا غیر واقع بینانه و دست نیافتنی است.
    چرا که اولا دانش انسان ها محدود است، دوم اینکه شناخت صد در صد انسان ها غیر ممکن است و پیش بینی قطعی حتی درباره خودمان هم نمی توانیم انجام دهیم و این که با گذشت زمان خیلی از موارد ممکن است تجربه شوند که دانستن آن ها پیش از این ممکن نبود.
    و بعد این که با انتخاب یک فرد روبرو هستیم و به قول معروف دست بالای دست بسیار است.
    انتخاب یک فرد برای ازدواج مانند انتخاب برای خرید یک وسیله برقی یا اوتومبیل نیست که آپشن های مشخصی داشته باشد و بتوانیم با یک تخمین و مقایسه ساده به نتیجه برسیم.
    افراد علاوه بر ویژگی های خاصشان و برتری هایی که دارند دارای یک کل هستند و نمی توانیم ویزگی ها و صفات افراد را از خودشان جدا کنیم در این صورت به چشم یک شی به آن ها نگاه کرده ایم که اساسا اشتباه است.
    نکته مهم دیگر اشکال در اولویت بندی و طبقه بندی این افراد است.
    این افراد معمولا آنقدر ویژگی های مختلف را با هم و یک جا می خواهند که گزینه انتخابی شان احتمالا نیست در جهان باششد و باید به این درک و نا امیدی از شیوه شان برسند.
    بهتر است در ابتدا ملاک هایشان را اولویت بندی کنند و یاد بگیرند در ابتدا با خود آن فرد آشنا شوند.
    تکنیک تصویرسازی ذهنی می تواند در این زمینه بسیار کمک کننده باشد.
    نکته مهم دیگر درباره این گونه افراد می تواند مربوط به عوامل زمینه ساز و بستر ساز این نوع انتخاب و رویه شان باشد.
    آن ها قرار است با ازدواج کردن چه چیز هایی را به دست بیاورند یا به طور کلی ازدواج برای آن ها چه معنا و مفهمی دارد؟
    آیا صرفا می خواهند مانند آنچه درباره کارکرد اصلی ازدواج مطرح می شود، بتوانند نیازها و خواسته های خودشان را بهتر برآورده کنند؟
    یا اینکه این انتخاب و آن فرد را قرار است به عنوان یک دستاورد در رزومه زندگی شان ثبت کنند و به خودشان یا دیگران مطلب خاصی را اثبات کنند؟
    اساسا ازدواج قرار است چه کارکردهای دیگری برای آن ها داشته باشد و این مشیر تا چه اندازه موثر و کارآمد و تحت کنترل است و در کل به دنبال چه چیزی هستند.
    به عنوان مثال اگر من بخواهم یک فر بخرم برای پختن کیک، حالا اینکه موزیک هم پخش کند و رقص نور هم داشته باشد، در کل چه فرقی به حال آن کارکردی دارد که من از آن دستگاه انتظار دارم و آیا آن را از طرق دیگری نمی توان پیگیری کرد؟
    نکته دیگر بحث تحلی سود و زیان این مسیر است، این زمان و هزینه ای که من انجام می دهم برای یافتن یک گزینه خاص در برابر به دست آوردن یک مورد دشوار که ممکن است اصلا وجود خارجی هم نداشته باشد آیا به این مسئله هم دقت دارم؟ برای خودم فرصت مشخصی را تعیین کرده ام؟ چقدر احتمال دارد به خودم بیایم ببینم دیگر فرصت وانرژی زیادی ندارم و خیلی از فرصت هایم را هم از دست داده ام و اکنون انتخاب های بسیار محدودی دارم؟ و این بیت شعر گویای همین نکته می تواند باشد که: به هوش باش که می در قدح نمی ماند.
    نکته دیگر ویژگی ها و مشخصات و برتری های خودشان است.
    خودشان چه مزیت هایی دارند و آیا بهترین هستند که به دنبال بهترین می گردند و اصلا بهتر بودن را چه کسی تعیین می کند؟
    اصلا چگونه می توان بر سر یک ملاک و معیار مخص و قابل ارزیابی توافق کرد و به نتیجه رسید.
    بنابراین این نوع ادراک که این موارد کاملا نسبی هستند و بستگی به خود افراد دارند هم می تواند مهم باشد.
    این ها بخشی از عواملی بود که می تواند در این مسئله مورد توجه قرار گیرند و این فرد در نهایت باید کمک حرفه ای دریافت کنند تا بتوانند مناسبترین تصمیم و بهترین خودشان را داشته باشند و اگر هم درگیر اختلال خاصی هستند پروسه درمان را طی کنند.