با سلام
همسر من 34 ساله مدتی است که با من سر اختلافات جزیی بحث می کند . چندی پیش نزد یک مشاور گفته بود که قصد طلاق دارد ولی در عین حال از من نیز نمی تواند جدا باشد ما یک دختر 7 ساله هم داریم که پس از عمل اینجکشن بعد از 6 سال زندگی مشترک خدا او را به ما داده . پس از صحبت های مشاور زندگی ما رنگ مذهبی تری به خود گرفت ولی دوباره مدتی است اختلافات زیاد شده است . خواهرش می گوید به کسی گفته که قصد دارد جدا شود و با مرد دیگری باشد . لطفا مرا راهنمایی کنید من با او چکار کنم.ممنون
نمایش نظرها (5)
سلام دوست عزیز
شرح حال خیلی کوتاهی ارایه کرده اید که بر پایه آن نمی شود در مورد علت نارضایتی همسرتان نظری داد.
در ابتدا بهتر است مستقیما از او سوال کنید و دلایل نارضایتی او را جویا شوید. بهتر است در مورد اختلافات تان در زمان آرامش گفتگو کنید. آنچه او از آن ناراضی است را یادداشت کنید. آنچه که مورد رضایتش هست را هم همین طور. سپس باهم در مورد آنچه موجب خوشنودی و رضایت تان می شود صحبت کنید و هر یک خواست های هم را یادداشت کنید. سعی کنید از خواست های کوچک و عملی شروع کنید. ابراز محبت کلامی و فیزیکی در آغوش گرفتن و نوازش تاثیر زیادی در نزدیکی و عشق در همسران دارد. خرید یک هدیه کوچک مثلا یک شاخه گل به صورت غیر منتظره، فرستادن پیغام های عاشقانه و اصولا ابراز علاقه های ساده کاری ساده اما بسیار تاثیرگذار است. روابط جنسی خوب و ارضا کردن همسر عامل بسیار مهمی در رضایت همسران دارید.
خلاصه آنکه سعی کنید علت مشکلات تان را بیابید ارتباط موثرتری باهم داشته باشید. توجه و علاقه خود را به هم با کلام و رفتار مستقیم ابراز کنید. مهارت های ارتباطی تان را بهبود دهید و...
در نهایت این که تلاش کنید مسایل تان را حل کنید اما اگر موفق نشدید به روانشناس مراجعه کنید و از مشاور برای حل مشکل کمک بگیرید.
موفق باشید.
سلام من فاطمه19ساله .....ب مدت3سال باهمسرم دوست بودم والان دوساله ک ازدواج کردیم....هنوز عقدی هستیم و همیشه پیش هم نیستیم.هفته ایی ی بارهمو میبینیم.همسرم خیلی بهم کم توجهی میکنه و من چون خیلی وابستشم اذیت میشم و دعوا میکنیم.من خیلی روش حساسم واین مسئله اذیتم میکنه.خیلی بهم محبت نمیکنه....کمکم کنین خیلی دارم اذیت میشم
دوست عزیز هیچ کسی مثل خود شما نمیتونه در این مورد نظر بده ... همیشه این دوستی ها وقتی به واقعیت میرسن رنگ میبازن و چنین مسایلی به وجود میاد ... اولا شما باید شرایط ایشون رو درک کنید ... شاید مشکلاتی هست که نگرانش کرده و شما نباید دایم انتظار توجه داشته باشید .... دوم باید مشاوره ای حضوری داشته باشید تا در صورتی که مشکل وجود داره بتونید از همین اول زندگی رفع و درمانش کنید
باسلام
من مدت 2.5 ازدواج کردم ، همسرم محبت کردم بلده اما در رابطه با من بروز نمیده ، به اطرافیان خیلی محبت می کنه ، دوستشون داره ، هدیه می گیره و ... اما با من نه !
اگه من حرفی بزنم ، هزار تا وصله مچسبونه بمن که حسودم و تنگ نظر ... در مقابلش من هرکاری که دوست داره واسش انجام می دم ، همجوره محبت می کنم اما متاسفانه اون نه ...می گه دوست داشتن به اینا نیست ...یه مشکل دیگه ای که هست از اطرافیان مثل خانم دوستاش ، زن داداشاش کلی تعریف می کنه و همش منو وادار می کنه که مدام بهشون زنگ بزنم احوال بپرسم در صورتی که اونا با من اینطور رفتار نمی کنن.... اگه مراسمی داشته باشن یا بخوان بیان خونه ما هم به من زنگ نمی زنن واسه هماهنگی ، زنگ می زنن به همسرم !
دیگه خسته شدم حوصله هیچ کدوم از دوستان و فامیل ندارم ....همیشه بمن می گه تو مشکل داری ...محبت کردن بلد نیستی ، بی عاطفه ای ، سنگ دل و ....
من اونقدر حساس و عاطفی م که طاقت دیدن یه فقیر رو ندارم ....
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282