وضعیت خانوادگی و کودکی- ازدواج
باسلام و تشکر بابت امکاناتی که در اختیار کاربران قرارداده اید.
من حبیب هستم 26 سالم است اهل تهران هستم تا کارشناسی رشته منسی برق ادامه تحصیل دادم و خدمت سربازی هم رفتم و الان هم مشغول بکار هستم.
راستش میخوام خیلی راحت باهاتون صحبت کنم و دوست دارم زحمت بکشید و با تامل صحبتام رو بخونین. پیشاپیش ممنونم
من در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم و پدر و مادرم با هم ازدواج فامیلی داشتند، پدر و مادرم ادمای تقریبا ساده اندیشی هستند و خب البته ما هم که بچه هاشونیم مقداری ساده اندیش هستیم ، از بچگی یادم می اید که یه علاقه ای به پای خانوما داشتم و تا اینکه در دوران بعد از بلوغ با فکرهایی مثل بوسیدن پا متاسفانه خودارضاعی میکردم . خیلی با انگیزه و پرتلاشم اطرافیانم خیلی اینجوری من رو میشناسن و البته خیلی هم مسئولیت پذیر و مهربانم و هدفم همیشه این بوده که کاری که بهم میسپارن به نحو احسن انجام بدم و اگه حتی دیگران همکاری نکنن خودم اونکارو انجام بدم.
مدتی بود حدود 2 سال پیش این فکرم رو مشغول کرد که اگر من دختری رو انتخاب کردم و باهاش ازدواج کردم دوست دارم خیلی بهش محبت کنم و از جمله این حسی که در کودکی داشتم یعنی پایش را هم ببوسم بخاطر همین به دکتر روانپزشک رفتم و بهم گفت باید این ازمایشات رو بدی و حدود 1 سالی زمان می برد و راستش خیلی برام هم تعجب اور بود و هم معقول نبود ازش خواستم راهکاری اگر واقعا مورد مساله سازیه بده که از خودش شروع به تعریف میکرد و خیلی خودشو مرتبشو برد بالا که من دکتر خیلی خوبیم و بهترین دکترم و شبیه به این صحبت ها؛ راستش برای من خیلی عقلانی نبود چون هرچی ادم اطلاعاتش بیشتر باشه خب در صورت عاقل بودن افتاده تر و سر بزیر تره .
از قبل چند مورد بودن برای ازدواج که به دلایل فامیل بودن یا سطح و سبک خانوادگی و دیگاهی بهم نمیخوردیم بعد از مدتی الان بازهم هم خودم و هم خانواده دنبال یه دختر مناسب هستیم که بتونیم انشااله ازدواج کنیم من مدتیه گفتم فعلا دست نگه داریم و دوست داشتم برم پیش مشاور (بخاطر بیان صحبت هایی ک اینجا گفتم البته شاید به نظر مهم نیان ولی بتر دونستم اینجا بگم)ک راستش دید خوبی نداشتم و البته قطعا وقتی با یه دختر اشنا شدم مشاوره پیش از ازدواج خواهم رفت ولی الان که کسی درکار نیست فکر نمیکنم نیازی باشه
از طرفی خب راستش خیلی تنهام و گاهی به سایت های چت روم میرم و البته میدونم کارم درست نییست ولی یه جوری خودمو با چت کردن با جنس مخالف درگیر میکنم البته اینم بگم گاهی سایت های پورن هم میرم.
در کل هر چی که میدونستم خیلی شفاف از خودم گفتم. از شما دوست عزیزی که این مطلب رو خوندید خیلی ممنونم که وقت گذاشتین و ازتون خواهش دارم که راهنمایی خوبی کنید.
باتشکر














اعتیاد ذهنی
دوست عزیز شما ریشه مشکل خودتون رو میدونید.
اینکه چنین تصوراتی دارید به خاطر تنهاییه .
و اینکه ذهن شما برای رسیدن به اوج لذت در خودارضایی ازش استفاده میکنه .
و به همین خاطر به نوعی برای شما اعتیاد ذهنی به وجود آمده.
که میتونید با اراده قوی کاهشش بدید .
در دوران پس از ازدواج میتونید در قالب رابطه جنسی با همسرتون این مشکل رو پوشش بدید و به نوعی کنترل ومدیریتش کنید .
توصیه میکنم اگر باز هم مشکلی هست با مشاوران روانشناس مشورت کنید .
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵