مشکل خانوادگی
با سلام،من خانمی متاهل بادو فرزند چهار و یک و نیم ساله هستم.خودم بیست و شش و همسرم سی وهفت سال سن داریم.هفت ساله ازدواج کردم و الان به بن بست رسیدم.امروز صبح همسرم پیشنهاد طلاق داد…
آشنایی ما با یه شیطنت یا حماقت بچه گانه تو نوجوونی من شکل گرفتو با اصرار زیاد خانواده ام رو به این وصلت راضی کردم
بعد از عقد با حقایقی از خانواده همسرم ردبرو شدم که تحمل و کنار اومدن باهاش ورای ظرفیت من بود اما به خانواده ام چیزی نگفتم و سکوت کردم.مثلا اینکه پدرشوهرم چندبار به دلیل چک بی محل کشیدن پاش به زندان کشیده شده و یکی از خواهرای همسرم از خونه فرار کرده! اختلافات بیشماری داشتیم،فرهنگی تربیتی و اعتقادی…
خونواده من از هیچی خبر ندارن چون غرورم هرگز اجازه نداد به انتخاب اشتباهم اعتراف کنم و الان به چشم خونواده ام من زندگی آروم و خوبی دارم…اما اینقدر تو خودم ریختم که از درون نابود شدم
دلم میخواست بچه هام تو محیط آرومی بزرگ بشن اما الان فقط تشنج و دعوا و جرو بحث نصیبشون شده.
اگه استقلال مالی داشتم قطعا طلاق میگرفتن حتی خیلی زودتر از این حرفها اما متاسفانه از مشکلات بعد از طلاق میترسم.میترسم چندسال دیگه بچه هام بگن تو ما رو از داشتن پدر محروم کردی و از طرفی هم الان شرایط گرفتن حضانت شون رو ندارم.از خانواده ام هم نمیتونم توقعی داشته باشم چون نه از مشکلاتم خبر دارن و نه شرایط خودشون اونقدر ایده آله که بتونم رو حمایت شون حساب کنم.
سر دوراهی بدی موندم که کدوم انتخاب درسته
الانم تو مرز طلاق عاطفی هستم و عملا دیگه هیچ علاقه ای بین مون نیست.
لطفا راهنماییم کنید














مشاوره روانشناسي تلگرامي:
http://t.me/kanonmoshaveran_bot
در این مورد حتما با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴