سلام دختری 27 ساله هستم که چهار سال پیش در دانشگاه دچار مشکلات روحی ناشی از شکست عشقی شده ام و اکنون بعد از 4 سال با تمام وجود سعی در گذران و کنار آمدن با مشکلات روحی و بازیابی مجدد خودم شده ام توانسته ام با زندگی کنار بیایم و دوباره به سوی اهداف قبل از این بحران بروم ولی هنوز از لحاظ روحی بسیار افسرده و بدبین بی اعتماد هستم و حتی هنوز نتوانسته ام خاطرات گذشته را فراموش کنم و گاهی ناخودآگاه به یاد گذشته گریه می کنم و همیشه خود را مقصر میدانم با اینکه این موضوع برای طرف مقابل من کاملا تمام شده است و من این موضوع را خوب درک می کنم و اصلا اون را در این شکست مقصر نمیدانم ولی نمی توانم با این مشکل کنار بیام و گذشته و احساساتم بسیار برایم زجر آور شده است واحساس شدید افسردگی میکنم با هیچکس دراین مورد صحبت نمی کنم و فقط به شدت خودم رو در کار غرق کرده و به هیچ عنوان به هیچکس اعتماد ندارم و حس بدی نسبت به علاقه مند شدن به فرد دیگری دارم. در کل نمدانم به کجا میخواهم بروم و هدف و زندگی ام را گم کرده ام.