5
غمگینی بودن و عدم شادی
سلام دختری ۱۶ساله هستم با مزاج سوداوی و درگیر بیماری میگرن . چندوقتیه به احساس افسردگی میکنم به خاطر میگرنم به پزشک مراجعه کردم که مزاجمو و گفت و خیلی از اخلاقیاتم بد گفت ، خانواده ی من یعنی پدر و مادرم بیشترروز درگیر مسائل شغلیشچن هستن و پدرم اغلب کم حوصله و خیلی عصبانیه و من این چند وقت به خاطر دعواهای مدام پدرم و تنهایی ناشی از نداشتن خواهر یا برادر بزرگتر و فامیل نزدیک و یا حتی دوست و عدم وجود هیچ گونه شادی و خنده ای توی خونمون احساس افسردگی و یا حتی زودرنج شدن میکنم من ادم معنوی هستم و اصلا دوست ندارم به این خاطر عصبی بشم و افسردگی داشته باشم دوست دارم مثل هم سن و سالام شاد باشم و توی خونه بخندم من نیاز به خندیدن دارم کمکم کنید…














سردرهای میگرنی
دوست عزیز یکی از علل سردردهای میگرنی بروز تنش و به هم ریختگی اعصابه.
شما در سن خیلی خوبی هستید و میتونید با ورزش و یا استفاده از کلاسهای هنری
روحیه تازه ای به خودتون بدید .
اکثر افراد امروز تنها هستند و این هم به خاطر شرایط روز جامعه است .
میتونید با یاد گیری یک ساز اوقات فراغت خودتون رو پر کنید .
با این روشهای ساده از بند افسردگی رها خواهید شد .
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
با سلام
من دختري ١٩ ساله ام و حدودا ٨ ماه ميشه كه عقد كردم
با اينكه با كسي كه واقعا بهش علاقه داشتم و بهم علاقمند بود ازدواج كردم
اما همش ميخوام تنها باشم و بيشتر وقتا ميخوام همسرم فقط در كنار خودم باشه
از اينكه همسر تنها باشه خونه پيش خانوادش و من در كنارش نباشم كه بره خونه خواهرش اعصابم رو بهم ميريزه و حرفايي ميزنم كه درست نيست
همسر من تك پسره و يك خواهري داره كه ازدواج كرده قبلا خيلي باهم مشكل داشتن اما الان خواهرشون سعي ميكنه مشكلات رو بر طرف كنه من از اين كارشون ناراحت نيستم اما حرف هايي كه از شوهرم ميزدن قبل ازدواج رو نميتونم فراموش كنم و وقتي ميرم كنارشون همون لحظه همچي يادم ميره و خيلي خوب رفتار ميكنم اما بعدش اعصابم خورد ميشه و همش فكر ميكنم من باعث شدم كه شوهرم از خواهرش و مادرش دور بشن ( در صوتي كه شوهرم قبل ازدواج از خانوادش دور بود و از خانوادش خوشش نميومد )
شوهر من رفتار هاي خانوادش رو ميدونه و مدام ميگه كه بهشون رو نده و پرو باش
ميدونم همسرم من رو خيلي دوست داره ولي بازم همش ترس از دست دادنش رو دارم و مدام از آينده ميترسم و با خودم هزارتا فكر ميكنم و گريه ميكنم
با سلام خدمت شما دوست عزیز
این میزان از وابستگی می تواند برای هردوی شما و رابطه مشترک بین شما آسیب به همراه داشته باشد . نیاز است بپذیرید که ایشان در هرصورت حتی اگر خانوادیشان افراد خوبی نباشند جزی از این خانواده می باشد و نیاز است که زمان هایی را در کنار آنها سپری کند و احترام آنها را حفظ کند .
۱٫ همسر شما چند سال دارد؟
۲٫ از نظر مالی مستقل می باشد؟
۳٫ زمانی که ایشان نزد خانوادیشان هستند شما چگونه برخورد می کنید ؟
۴٫ چه چیزی باعث می شود که شما عذاب وجدان داشته باشید که ایشان را از خانوادیشان دور کرده اید؟
۵٫ چند مدت است ایشان را می شناسید؟
١. همسرم ٢٣ ساله است
٢. بله مغازه پدر خودم مشغول به كار هستن
٣.اگه خودم باشم خيلي خوب و شوخ طبع ولي اگر همسرم تنها بره يكمي اعصابم خورد ميشه ولي چيزي به همسرم نميگم و تو خودم ميريزم چون نميخوام بخاطر من از اونا دوري كنه
٤.همسر من كار نداشت و پدر من مغازه گرفته فقط و فقط بخاطر من و همسرم كه بتونيم خرج زندگيمون رو در بياريم البته در شهر ديگه ، مادر همسرم وقتي من هستم كنارش ميگه كه بايد كار كنه و ولش كن هرچي ميخواي بگو تا برات فراهم كنه، اما وقتي با همسرم تنها ميشه همش به همسرم ميگه چرا رفتي شهر ديگه و اينهمه كار نكن در صورتي همسرم من مدام تو مغازه نشسته و خستگي بدني نداره من آيند رفتار رو دو رويي ميبينم و همسرم هم اين مسئله رو ميدونه و مدام ميگه كم نيار جلوش اما من هيچوقت نميتونم جواب بدم و حتي اگر تيكه بندازن و بي احترامي كنن فقط سكوت ميكنم و حالا كه نزديك عروسمه بعضي وسايل هايي كه خانواده شوهرم بگيرن واسم عذاب وجدان ميگيرم و تو فكر ميرم اونا كه خودشون وضع مالي متوسط دارن و مدام ميگن پسرمون زود ازدواج كرده و من هميشه عذاب وجدان اين رو دارم كه چرا قبول كردم. با اينكه تمام وسايل عروسي رو من خودم كار كردم و خريدم
٥. من و همسرم خيلي وقته همديگرو دوس داشتيم حدودا ٦ سال باهم بوديم
من خيلي وقتا ميدونم كه مشكل از رفتار منه اما همسرم اصلا اجازه نميده كه من برم مشاور
دوست عزیز دقت کنید بهتر است وارد این مباحث نشوید و سعی کنید زندگی شخصی خودتان را داشته باشید و احترام خانواده همسرتان را حفظ کنید .
توجه زیاد بر این موضوعات و دیدگاهای دیگران می تواند بر روند زندگی شما تاثیر گذارد . با توجه به اینکه همسرتان نسبت به رفتار خانواده خود آگاهی دارد بهتر است شما در این مورد صحبتی نکنید و مسیر زندگی خودتان و اهداف مشترکتان با همسرتان را دنبال کنید .