سلام
دختري هستم ١٨ ساله
امسال پيشم و كنكور دارم
از سال اول دبيرستان به يكي از همكلاسيام علاقه مند شدم
خيلي ازش خوشم ميومد ( البته بگم علاقه و عشقم طوري نبود كه مثلا دوست داشته باشم باهاش رابطه جنسي داشته باشم )
ولي در كل خيلي جذبش شده بودم
جوري كه وقتي ميديدمش تپش قلب ميگرفتم
اوايل با هم خوب بوديم ولي وقتي فهميد ازش خوشم مياد دچار سوتفاهم شد كه من همجنس گرا هستم و كاملا باهام سرد شد
خيلي اذيت شدم حتي بخاطرش موهامو از ته زدم
وقني ميديدمش حالم بد ميشد تپش قلب ميگرفتم
افت شديد درسي پيدا كردم
بعد يكسال سعي كردم فراموشش كنم
حالم خيلي بهتر از قبل شده بود تا اينكه يكي از دوستاي صميميم رفت و باهاش دوست شد و به من دروغ گفت
سره اين قضيه دوباره من بهم ريختم
شب تولدش انقدر حالم بد بود كه به بيمارستان كشيده شد كارم
و دوباره از نيمه ي دوم سال افت درسي پيدا كردم
البته چون ادم مغروريم وقتي ديدم باهام سرد شده منم باهاش سرد شدم و كاملا بي تفاوت رفتار ميكردم جوري كه از كنارش رد ميشدم و حتي نگاهش نميكردم ولي تو دلم غوغا بود
ناخوداگاه چشمم دنبالش ميگشت
هميشه از دور حواسم بهش بود .

ديگه خسته شدم ازين حس مضخرفي كه دارم
حس ميكنم كاملا نابود شدم
امسال كنكور دارم و دلم نميخواد تويه حاشيه باشم ولي هركاريم ميكنم نميتونم فراموشش كنم
روزاي تعطيل ك خونم خوبم ولي وقتي ميرم مدرسه و باهاش چشم تو چشم ميشم حالم عوض ميشه تپش قلب ميگيرم يا حتي گريم ميگيره
چندين بار تصميم گرفتم مدرسمو عوض كنم ولي خب شرايطش پيش نيومد و نشد
نميدونم واقعا بايد چيكار كنم تا مشكلم برطرف شه ، برام تبديل شه به يه ادم عادي مثله بقيه ي بچه ها