پنج ساله عاشق پسري شدم مه پسر دايي مامانم بود خيلي من اونو دوست داشتم قبل از شروع رابطم باهاش اون با خاله خودم رابطه داشت كع اددواج كرده بود از قبل هم همو دوست داشتن ولي كات شدن الان دو سال پيش فهميدم با مامان خودمً رابطه داره ما هم رابطمون داغون شد هي دعوا هي دوستي دوماه قهر ي هفته دوستي با مامانم هم ي جوري فهموندم كه باهاش رابطه داري اما زير بار نميره ب اون هم گفتم كهًبا مامن من رابطه داري نميدونم بايد چي كنم زندگيم نابوده الان دو هفتس رابطمون كات شده واسه هميشه ولي بازم با مامانمه