با سلام و عرض خسته نباشید
من و خانمم مشکلاتی داریم در چندین جهت
ابتدا من ۳۱ سال و خانمم ۳۳ سن دارد و فامیل هستیم
مشکل ما اینست که حس میکنم خانمم کلا اصلا زندگی مشترک را نمیفهمد
و بزرگترین مشکلم مادر و پدر ایشون هستن
پدر که کلا زندگیش جمع کردن پول و مادر مهربان الکی
اخرین مشکل ما این بوده خانم بنده یک روز از خواب بیدار شد اینستا چک کرد و دید یک دوستش رفته مسافرت
کلی رفت تو قیافه که این زندگی چیه ما داریم دلم به چی خوش کنم به مسافرت نمیشه بریم
اخرشم تو همین رفتارا گوشیش از دستش افتاد شکست
در حین بحث این بگم من تا قبل عروسی با ایشان از نظر اقتصادی وضع خوبی داشتم
یعنی مسافرت و هر خرجی برام مهم نبود اما از بد حادثه زندگی به ما پشت کرد پدر ورشکسته شد و من هم جایی که کار میکردم تعطیل شد و محبورا رفتم اسنپ
خوب بعد شکستن گوشی و تا خریدش تو این اوضاع بازار گوشی مبلغ ۳تومن گوشی خریدم کمتر از ۱ماه به تولدش
بماند که که اون مدل بالاتر میخواس که باونه پز بده و بابت خرید این مدل تشکر نکرد ولی هی گفت کاش اون میگرفتی
شد روز تولد من دستم خالی بود نشد کادو بخرم خانوادش اومدن و رفتن بعد رفتن مهمونا شروع کرد به پرخاشکری من فقط سکوت کردم تا اینکه دیت درازی کرد باز هم من فقط گرفتمش توف کرد تو صورتم و گفت دوست پسرم سکش به تو شرف داشت
و قبل هم گفتا بود از این حرفا تو چی بودی کی بوذی اومدی تو زندگی من فقط دنبال پول بابامی و ابنم برام جالبه پدر ایسون تا امروز یک ربال نه به من کمک کردن نه من کمکی خواستم و اصلا نمیخوام پولی بدن
قهر کرد فرداش چرا کادو نهریدی رفت خونه پدرش ۲۰ روز نیومد
تو‌زندگی مبگه دنبال دپست پسر قبلش نیست ولی تو هر دعوایی یاد اون و‌نقایسه اون

دنبال اینه که از اون خانمی که باعث جدایی اونا شده انتقام بگیره و همه اینا علنی
تو نت دنبال چک کردن پروفایل اونه بارها دیدم
واقعا بریدم راهکار میخوام