سلام خدمت عزیزان
من پسری ۱۶ ساله هستم که تهران زندگی میکنم و فامیل هامون شهرستان ان .
من ۶_۷ ماهی میشه که عاشق یکی از دخترای دور فامیل شدم که ۲ سالی از خودم بزرگتره .
خانواده خوبی و کمی مذهبی هستن ولی سخت گیر نیستن و راحت اند
دختره خودش با من راحته و من هم همین طور و از لحاظ حرف زدن با هم مشکلی نداریم ولی نمیدونم چطور احساسمو بیان کنم
دختر بسیار چشم پاک .ساده مهربون و من بیشتر از این چیزاش خوشم اومده
بعضی وقتا که نگاهش میکنم متوجه میشم اونم داره نگام میکنه و بهم زل زده ولی تا میفهمه نگاهشو برمیگردونه .
این وسط فقط بحث مطرح کردن علاقم به اونه و این که مطمئن شم اونم دوستم داره و فکر میکنم بهترین راه گرفتن شمارش باشه تا چند وقت باهاش در ارتباط باشم که بیشتر باهم صحبت کنیم ولی ترسم از اینه که کسی بفهمه .
من با مادرم در مورد این جور مسائل راحتم قبلا از دختر همسایمون خوشم میومد بهش گفتم و گفت :(که دوستی چیز خوبی نیست تو این سن و این چیزا زود گذره(اون موقع ۱۴ سالم بود) ولی اگه کسی تو فامیل باشه باید فکری به حالش کرد چون رفت و آمد داریم.)
الان که میخام بهش بگم خجالت میکشم چون دختره فامیله ولی اگه کس دیگه ای بود به راحتی بهش میگفتم
از طرف دیگه میگم شاید دختره دوسم نداره چون رفتارش با همه خوبه و این رفتار خوب میتونه نشونه اخلاقش باشه نه احساساتش.
ممنونم بابت وقتی که گذاشتین و تشکر میکنم از کسانی که لطف میکنن و کمکم میکنن.