مشکلات دوران عقد
سلام خسته نباشیددردوران عقدم ازدواج مافامیلی وسنتی بوده وحدود۱سال و۴ماهه.احساس میکنم دراین مدت من باعث ازارواذیت همسرم شدم وباعث بهم خوردن تعادل وخوشی هاوتبدیل به دعوهوناراحتی ودورشدن سردی بی میلی عدم علاقه و..شم دلم میخوادمشکلم حل کنیدچون به مشاورحضوری دسترسی ندارم.باخوندن مطالب ایین همسرداری سیاست های زنانه تسخیرقلوب مردان چگونه صحبت کردن رارهای مردان و..اطلاعات زیادی بدست اوردم وفهمیدم که من خیلی کوتاهی کردم وخودم باعث همه دلسردی هاشدم ازاول عقدکه من خیلی خجالتی بودم ونمیتونستم به خوبی پاسخگوی محبت های نامزدم باشم وهمچنین لحن حرف زدنم خوب نبوده همش احساس میکنم بادستوری حرف زدم وچون خجالت میکشیدم خیلی حرف هاخیلی ناراحتی ودلخوری هارو بیان نکردم توخودم جم شدویهومنفجرشدم اوایل خیلی خوب پیش میرفت یعنی اون خب گاهی خوب بودگاهی توابرازعلاقه ضعیف بودمن توقع داشتم تولدم یامناسبت هارو نادیدهدنگیره بیشتربهم برسه یا طلابگیره ولی اون یا نمیدونست یافراموشش میشدومنم نمیتونستم به زبون بیارم نمیدونم چراقدرت گفتنش رونداشتم ویک روزک۶ دیگه خیلی ازدستش عصبی شده بودم یک دعوای حسابی به پاشدجلوی مامانم سبکش کردم باجیغ وفریادگریه گفتم توهیچ وقت منو دوست نداشتی هیچوقت برام چیزی نخریدی دخترفلانی چقدطلاداره توچرابرامن نخریدی چرااون سرکارمیره تونمیری بدم میادازت خسیسی و..خلاصله خیلی حرفابهش زدم اونم قهرکردورفت اولین باری بودکه قهرمیشدیم طولانی ۴روزخبری ازش نبود ولی بازم خوب بود فقط۴روزنیومدبعدش هم اون برای اشتی اومدجلواخلاقش ۱۸۰درجه عوض شده بودولی بازم خیلی خوب بود.ازاون روز دیگه دعواهاوناراحتی هالجبازی هاشروشد.قهرهای طولانی تر خسیستر شد بی محبت شد قهربعدی۱۵روز بعدیش۱ماه وهمیطور ادامه دار.حرمت هابینمون ازبین رفت همه چی خراب شد.چونکه اخلاقش عوض شدهرچی زمان گذشت بدترشدچون محبت نمیکردزنگ نمیزدابرازعلاقه نمیکرد ازم دوری میکردوبه رفیقش پناه برده بودیاخودشوباچیزای الکی سرگرم میکردکه پیش من نباشه خب منم بیشترعصبی مشدم تااینکه پیام هایی رودیدم تو گوشیش وشک کردم که بارفیقش همجنس بازی کنه البته کسی بهم خبردادوقتی بهش گفتم تا۱ماه قهربودوبعدازاشتی هم دیگه بدترشد الان مثل دوتاغریبه ایم.من هرچقدسعی کردم بهش محبت کنم جبران کنم فایده ای نداشت بدترازاوایل شدکه میگفتم طلانخریده تولدنگرفته مسافرتم نبرده یاخسیس شده قبلاحداقل اخلاقش خوب بودمهربون بود ولی حالا..نصفش تقصیرخودم بوده وحالامیخوام درست چکارکنم میشه به حالت قبل برگرده؟دوباره باهم خوب باشیم.چون قراربودطلاق بگیریم ولی من دوستش دارم نمیخوام ازش جداشم.صحبت کردم باهاش میگه همش تقصیرخودت بوده یکاری کردی که من مناسبتارویادم بره یادلم نخوادبرات چیزی بگیرم .مسافرتم که ماشین ندارم ببرمت.














با سلام خدمت شما دوست عزیز
همه افراد تصورهایی از دوران نامزدی و عقد دارند در این میان شما با بیان نکردن نیازها و احساساتتان باعث جمع شدن ناراحتی در خودتان و واکنش رفتاری شدید به همسرتان شده اید و ایشون نیز به دلیل نادیده گرفته شدن توسط شما و تحقیر شدن در جلو خانواده احساساتی را تجربه کرده اند که شاید جز تصوراتشان نبوده است. سعی کنید مشکلاتتان را در جلو جمع و مخصوصا خانواده ها بیان نکنید چون هم حرمت خودان در جلو آنها شکسته می شود و هم اینکه برای هر چیزی اجازه دخالت را به آنها می دهید . اینکه یک فرد به خودش اجازه داده است که بیاید و به شما در مورد همجنس بازی همسرتان حرفی بزند نشان از این است که شما بعضی جاها اطلاعات شخصیتان را بیان کرده اید که نباید می کردید. سعی کنید با رفتارهای درست و محبت و توجه به همسرتان نشان دهید که متوجه رفتارهای گذشته خود شده اید و در مورد احساسات و نیزهایتان البته نیازهای معقول که می دانید همسرتان از عهده آن بر می آید و با بیان آن غرور همسرتان بخاطر ناتوانی در فراهم کردن آن دچار خدشه نمی شود با او صحبت کنید.از ابراز دلتنگی واحساس دوست داشتنتان به همسرتان خوداری نکنید. در این مسیر اگر بتوانید به صورت حضوری یا تلفنی از یک متخصص کمک بگیرید این مسیر برایتان آسان تر می شود .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
من هرکاری کردم درست نشده انگاردیگه دوستم نداره خسته شدم ازم یا ابنکه عادی شدم