من دو ساله که ازدواج کردم، برخلاف میل خانواده ام با کسی که فکر میکردم همدیگه رو دوست داریم ازدواج کردم، دو سال نامزد بودیم ولی پیش هم زندگی میکردیم، الان هفت ماهه که زندگی مستقلی داریم و زندگی نسبتا خوبی داشتیم، منتها یکسری اخلاق های نامناسب توی دعواهامون پیش میومد، مثل داد زدن، بی احترامی، حرفهای نامناسب و …
ولی تا حالا یکی دو بار این اتفاق افتاده بود ک وقتی همسرم خیلی عصبانی میشد یا خودش یا به اجسام اطرافش ضربه میزد و خشونتشپ ابراز میکرد، اما این سری متاسفانه برخلاف تصورم روی من دست بلند کرد و ب شدت عصبانی بود و رفتار زشتی داشت البته این سری دعوامون هم سر مسایل خییییلی مسخره و پیش پا افتاده شروع شد ولی با بهونه ی داد زدن من، عصبانی شد و …
الان چند روز از اون اتفاق میگذره و تو این دو سه روز اصلا با هم حرف نمیزنیم و به هم توجهی نداریم، اونم نه از رفتارش پشیمونه نه عذرخواهی کرده منم که تا یاد اون اتفاق میافتم ناخواسته اشکم جاری میشه، حس میکنم با این اوصاف هیچ دلیلی برای ادامه زندگیمون وجود نداره
به طلاق هم فکر کردم منتها هم ترس دارم هم نمیدونم تصمیم درستیه یا نه
ممنون میشم راهنماییم کنید