سلام من ی دختر 29 ساله از خانواده پرجمعیت و از قوم ترکمن هستم.
وقتی بیست و 26 سالم بود با برادر همکارم دوست شدم و رابطه جنسی و عاطفی داشتیم ی سال بعد اون پسر با خانوادش راجع به ازدواجمون صحبت کرد که مخالفت کردن و مشاوره بردنش و مشاور ازدواجمونو مناسب ندونست با اینکه منو ندید و نشناخت.برام خواستگار اومد تنها خواستگارمو رد کردم و با خانوادم درگیر شدم چون بهم امید داد.چند ماه بعد وضعشون خوب شد و ارشد قبول شد سردتر شد و ی روز بخاطر مخالفت خانوادش رابطمونو تموم کرد.خیلی التماس کردم و شکست بدی خوردم.تو طول دوستیمون مدام قرضهاش رو میدادم و هواشو داشتم.خیلی افسرده شدم.ی ماه بعد دوباره باهام شروع کرد و بهش گفتم که به ازدواج فکر نکنه چون خیلی دوسش داشتم هشت ماه به دیدنش میرفتم رابطه داشتیم و هدیه میدادم و ماهی نصف حقوقم میدادم بهش با اینکه وضع مالیم خوب نبود.هشت ماه ی طرفه بود دوستیمون و اون فقط میگفت منم دوستت دارم و هیچ کاری نمیکرد برام میگفت دلخوش ندارم .هشت ماه فقط تو خونش میدیدمش.سرد شدم و شکسته .تا اینکه رفت سربازی و اونجا هر ماه ازم پول میخواست بهش میدادم.ومشکلات خانوادگی پیش اومد برام به ترکیه اومدم پیش خواهرام و بهم گفت زندگیتو خراب کردم برو اونجا بهش پیشنهاد دادم بدون اجازه خانوادش ازدواج کنیم و خرج زندگیمونو میدم ولی مخالفت کرد و گفت نمیخوام فقیرانه زندگی کنم. دیگه بهم پیام نداد.بهش کلی پیام دادم هر هفته ولی جوابی نداد.باهاش خداحافظی کردم و ارزوی خوشبختی ولی جواب نداد بعد از شش ماه چند تا عکس از خودش فرستاد و چند تا استیکر جنسی.جواب ندادم جز نقطه فرستادن.و الان که نه ماه میگذره عکس پروفایلش عاشقانس با اول اسم طرف.حس بدی دارم ازش پرسیدم برای کیه عکس پروفایلت ولی گفت که همینجوری گذاشته پروفایلش.عکس اینترنیه.حس بدی دارم.حس میکنم تمام مدت منو فقط برای سکس میخواست و اینکه پول بدم بهش با اینکه میدونست کارم سخته و به زحمت پول درمیارم.و حالا با یکی دیگس.با اینکه میگفت هیج وقت ازدواج نمیکنه چون زندگی منو خراب کرد.نمیدونم ازش انتقام بگیرم و هر چی براش گرفتمو و دادمو پس بگیرم.یا بسپرمش دست داداشم یا ابروی خودشو خانوادشو ببرم.لطفن راهنماییم کنید.دارم دیوونه میشم .زندگی من خراب شد و انگار نه انگار.