سلام.من 29سالمه و 5ساله ازدواج کردم.بچه ندارم در حال حاضر.روابط من با همسرم چند روزه بهم خورده.مشکل رابطه ما مصرف مشروب همسرم هست.وقتی مشروب میخوره من حالم ازش بهم میخوره.نمیدونم چرا واقعا.انگار ناخودآگاه من به من میگه حالا وقت دعواست.و این پروسه همش در حاله تکراریه.نه اون بی خیال مصرف میشه نه من بی،خیال دعوا.الان دو روزه با هم قهريم و من خسته شدم از این وضع .دو روز قبل تماس گرفت و گفت من با پسرعمه و برادرم ميخواييم با هم باشیم و مشروب بخوریم و من گفتم نکن اينکارو و بیا خونه از سرکار گفت نمیام گفتم پس هیچ وقت نیا اگه رفتی.اون رفت پیش دوستانش.شبم برگشت.ولی من باهاش حرف نمی زنم.احساس ب ی دارم.انگار همه چیرو به من ترجیح میده.
من از خودم ناراضی ام .خشم پنهان نسبت به خودم میبینم شدم یک زن وابسته که خرج شکمشم نمیتونه در بیاره.این خیلی ناراحت کنندس.بیماری های مختلف به سراغم اومده .راستش همسرم خیلی دوسم داره و این خیلی برام ارزشمنده.ما بجز این مسئله مشکل دیگه ای نداریم.بخاطر همین گیجم.و نمیدونم برخورد درست چیه .