1
به شدت استرسی هستم
سلام وقت بخیر
از دوران کودکی استرس رو داشتم تا الان که 27سالم شده
رو همه چی هم تاثیر داشته لاغرم ریزش مو هم جدیدا شدید شده
اما چیزی که الان خیلی داره اذیتم میکنه استرس این کروناس
به شدت اذیت دارم میشم
از غذا به کل افتادم انگار به معده ام قفل زدن روزای اول که در روز 14ساعت میخوابیدم
عرق میکنم گر میگیرم همش پامو تکون میدم حالت تهوع گرفتم گلاب به توتون بالا میارم
نمیتونم این وضع رو تحمل کنم خیلی بهم ریختم














با سلام خدمت شما
دوست عزیز اضطراب و نگرانی شما کاملا قابل درک است.
گاهی در زندگی شرایط پیش بینی نشده ای رخ می دهد که ما انتظارش را نداشته ایم.
واقعیت این است که همیشه اوضاع مطابق میل و خواسته ما پیش نمی رود و خیلی از اتفاقات دست ما نیست و اگر بخواهیم انرژی مان را صرف مالی کنیم که خارج از دایره کنترل و اراده ماست مانند این می ماند که روزانه کلی انرژی برای جابجا کردن دیوار هدر دهیم!
در آخر چیزی جز خستگی جسمانی برای ما نمی ماند و تمام روز را هم از دست داده ایم و وقت و انرژی مان را صرف کار بیهوده ای کردیم که بی فایده بوده است.
در این مورد هم اگر بخواهیم بر مواردی که تحت اراده ما نیست تمرکز کنیم چیزی جز خستگی روانی عایدمان نخواهد شد.
البته اساسا اضطراب تا حدی از آن برای انجام امور زندگی لازم است.
به خصوص در مواقع خطر و بحران اگر نباشد بقا به خطر می افتد.
اضطراب ناشی از احساس خطر اس به این معنا که باید کاری انجام داد تا از خطر در امان بماند.
زمانی مشکل ساز می شود که برای ما مانع ایجاد کند.
اصطلاحا به آن نگرانی دردسر ساز می گویند.
در صورتیکه نگرانی باید کارساز و راهگشا باشد.
همانطور که می دانید تنها چیزی که تحت اراده و کنترل شما اس رفتار مراقبتی و پیش گیرانه خودتان است.
اگر تمام موارد مهم ذکر شده را در این زمینه انجام دهید، بیشتر از آن دردسر ساز است.
البته افکار نگران کننده و منفی معمولا به صورت اوتوماتیک به ذهن ما می آیند و ذهن ما مانند کارخانه تولید افکار، در حال تولید اینگونه افکار است.
پژوهش ها نشان داده اند که در ذهن همه این افکار وجود دارند.
تفاوت و تمایز مهم افرادی که دچار مشکلاتی مانند شما می شوند و آنهایی که نمی شوند این است که شما افکار خودتان را جدی و مساوی واقعیت در نظر می گیرید.
این در حالی است که اگر سعی کنید در لحظه به آنها آگاهی یابید و در نظر داشته باشید که اینها فقط یکسری افکار هستند و شما صاحب آنها هستید نه آنها.
قرار هم نیست که جلوی آنها را بگیرید فقط باید فضایی برای آنها در نظر بگیرید که که باشند و شما هم فقط نظاره گر آنها باشید.
بنابراین من مشاهده گر را در خودتان جایگزین من قضاوتگر کنید.
مهمانخانه ای را در نظر بگیرید که یک آدم شرور وارد آن می شود و به صندوق دار در قسمت پذیرش مراجعه می کند و او با دیدن سر و وضع آن فرد به او می گوید اتاق خالی ندارند و از او می خواهد که سریعتر آنجا را ترک کند تا آبرویشان پیش میهمانان آنها نرود.
آن فرد هم با داد و بیداد آنجا را به هم می ریزد و اوضاع بدتر می شود و همه متوجه شده و از اتاقهایشان بیرون می آیند.
حالا اگر از همان ابتدا برای آنکه شر بخوابد یک اتاقی در یک گوشه ای در اختیار او می گذاشتند، پس از چند روز اقامت آنجا را ترک می کرد و ممکن هم بود اصلا کسی متوجه حضور او نشود و اشوب هم به پا نشود.
ماجرای این فرد شرور مانند افکار است.
هرچه بخواهید مانع شوید بیشتر آشوب به پا می کنند.
تمریناتی در این زمینه وجود دارد که می تواند به شما کمک کند.
یکی از آنها این است که هر وقت به شدت درگیر احساس نگرانی و افکار بد شدید، یک لحظه تمرکز کنید به اطرافان نگاه کنید و نام پنج شی که در اطراف خودتان می بینید نام ببرید. و به همین ترتیب صداهایی که می شنوید را برای خودتان نام ببرید و بعد به قسمتهایی از بدنتان که در تماس با زمین یا صندلی هستند توجه کنید و همچنین اگر بویی به مشامتان می رسد را با خودتان حدس بزنید.
این تمرین به شما کمک می کند که در لحظه ذهنتان آگاه باشد.
تمرین دیگری که می توانید انجام دهید این است که یکسری بادکنک هلیومی را تصور کنید که روز هر کدام فکری که از ذهنتان می گذرد نوشته شده و یکی یکی از زمین بلند می شوند و به آسمان رفته و از دید شما خارج می شوند.
انجام روزانه و مرتب این تمرینها به شما کمک می کند که به افکارتان آگاه شوید و به آنها اجازه عبور و مرور دهید و فقط آنها را مشاهده کنید (تقویت من مشاهده گر).
این تمرینات با این هدف انجام می شوند که با وجود اینکه این افکار همچنان حضور دارند ولی اثر آنها طوری نباشد که بر شما مسلط شوند بلکه شما بر آنها تسلط داشته باشید.
اگر احساس کردید نیاز به دریاف راهنمایی بیشتری دارید برای ارزیابی و بررسی دقیقتر می توانید مشاوره تلفنی دریافت نمایید.