اختلاف پدر و مادر
سلام من یک دختره ۲۰ ساله و تک فرزند هستم پدر و مادرم حدود ۱۰ سال اختلاف سنی دارند و مادرم اصلا راضی به ازدواج نبود و میشه گفت این ازدواج براش ازدواج اجباری بود از وقتی یادمه بیشتر اوقات باهم دعوا داشتن بابام اوایل دست به زن داشت مامانمو میزد اما خب یه چندسالیه که این عادتش رو ترک کرده ولی خب یه اخلاقای بد دیگه داره مثلا اینکه خسیسه ، زودجوشه ولی زود هم خنثی میشه ، افکارش قدیمیه ، و اینکه با یه زن دیگه هم در ارتباط بود اما وقتی بهش میگم قبول نمیکنه میگه همچین چیزی نیست مادرم هم یه آدم صبور ولی کینه ایه و بیشتر حرفاش رو بیان نمیکنه و چون از اول پدرم رو دوست نداشت و پدرم هم رفتار خوبی نداشت هیچ ابراز عشق و محبتی بینشون وجود نداره الان یک سال و خردی که جدا از هم زندگی میکنیم مادرم دیگه نمیخواد با بابام زندگی کنه من پیش مادرم هستم و پدرم مدام به من میگه که تو همش پشت مادرتی مادرت داره آیندت رو خراب میکنه با این کارش داره آبروی تو رو میبره به تو لطمه وارد میکنه بچه باید پیش پدرش زندگی کنه پدر پشتوانه بچه است تو پیش مادرت آینده ای نداری… اما واقعیت اینه که من به شدت به مادرم وابسته ام و چون دخترم پیش مامانم راحت ترم اما نمیدونم چطور باید این موضوع رو به پدرم بگم که ناراحت نشه ؟؟ الان ما خونه نداریم به پدرم میگم برام خونه بگیر من برم توش زندگی کنم میگه نه من خونه بگیرم که مادرت بره توش زندگی کنه اون دشمن منه مردم چی میگن کی اینکار رو قبول داره؟… من چجوری باید راضیش کنم ؟؟ پدرم وضع مالیش خوبه و من اصلا دوست ندارم یه زن دیگه وارد زندگیمون بشه گاهی وقتا به خودکشی هم فکر میکنم اما بعد پشیمون میشم خب منم دلم یه زندگی آروم و پر از عشق کنار پدر و مادرم میخواد اما خدا این نعمت رو از من دریغ کرد ممنون میشم راهنماییم کنید














با سلام خدمت شما دوست عزیز
مسائلی که عنوان کردید نشان دهنده اوضاع نابسامان و پر استرسی هست که احساس نگرانی و تنش و ناکامی که تجربه می کنید کاملا قابل درک است.
متاسفانه واقعیت گاهی برای ما بسیار ناخوشایند است و اوضاع به گونه ای پیش می رود که نه تنها دلخواه ما نیست بلکه آزاردهنده هم خواهد بود.
مسلما نیاز به داشتن روابط خوب و با کیفیت بسیار اساسی و مهم است اما واقعیت را هم نمی توان تغییر داد و گاهی باید بر خلاف میل باطنی مان از تلاش برای تغییر آن دست برداریم چرا که کنترلی بر آن نداریم و تمرکز بر چیزیکه از اراده و اختیار ما خارج است فقط باعث تجربه احساس ناکامی پی در پی در ما خواهد شد.
پدرو مادر شما به هر دلیل نتوانستند در کنار یکدیگر زندگی کنند و شما هم در موقعیت و شرایط دشواری قرار گرفته اید که ظاهرا مجبور به انتخاب هستید.
از آنجا که پدرتان ظاهرا به شما و خواسته هایتان اهمیت می دهد و در برابر شما همچنان احساس مسئولیت می کند، و با توجه به اینکه تنها راه موثر حل مشکلات و اختلافات گفتگو برای رسیدن به توافق است، تنها راه شما هم همین صحبت کردن با ایشان است تا شاید بتوانید با جلب نظر ایشان به توافقی برسید.
اما مسلما رفتار هر کسی دست خودش است و شما نمی توانید ایشان را مجبور به انجام کاری کنید که دلشان نمی خواهد مگر با توجه به شناختی که از ایشان دارید بتوانید به طریقی متقاعدشان کنید که قابل تضمین هم نیست.
همه افراد وقتی احساس ناکامی شدیدی را تجربه می کنند گاهی در نا امیدی شدیدی گرفتار می شوند که ممکن است به خودکشی هم فکر کنند.
اگر خلق پایینی را تجربه می کنید حتما برای دریافت کمک حرفه ای اقدام نمایید تا با انجام بررسی و ارزیابی مورد نیاز راهنمایی های لازم را دریافت نمایید و بتوانید بهتر تصمیم بگیرید و در مسیر رسیدن به خواسته ها و نیازهایتان اقدامات موثری انجام دهید.
چجوری میتونم از شما مشاوره آنلاین بگیرم و اینکه هزینه اش چقدر میشه