سلام وخسته نباشید .من دختری هستم که ب تازگی فارغ‌التحصیل شدن و 23سال دارم حدودا دو سال پیش با پسری در فضای مجازی آشنا شدم ک در ابتدا قصد ما تنها دوستی و صحبت بود اما حدودا چهار ماه پیش ب بنده پیشنهاد ازدواج دادن ایشون 27سال سن و شغل آزاد دارن از خانواده متوسط ب پایینی هستند و من از یک خانواده متوسط .ما بارها با هم بحث و ودعوا کردیم و در بیشتر مواقع یک اشتباه کوچیک باعث اون بحث میشد و در نهایت من رو وادار ب قبول اشتباه و عذرخواهی می‌کرد.تقریبا دنبال ی زندگی بدون بحث و مشکلات میگشت و حرفای من اصلا روش اثر نداشت .از اونجا ک خانواده ایشون هیچ کمکی در زمینه مالی بهش نمیکردن تحت فشار بود و البته اینو هم بگم ک من هنوز ب خانواده ایشون معرفی نشدم و قرار بود تا همین فروردین ماشین بگیره و با خانواده هامون صحبت کنیم ک متاسفانه شرایط و بیکاری باعث شد این روند ب تعویق بیوفته و من در این باره باهاش صحبت کردم اما اون نخواست ک صحبت کنه و ازم خواست سه ماه دیگه هم صبر کنم تا با آمادگی کامل ب خواستگاری من بیاد .و من قبول کردم….چون میدونستم واقعا شرایط بدی هست و با اینکه عاشقش هستم اما احساس میکنم از این موضوع سو استفاده می‌کنه و فکر می‌کنه من همیشه براش در دسترسم .حتی موقع بحث و دعوا ب راحتی ازم میخواد باهاش تماس نگیرم و انکار ن انگار باید در قبال من مسولیت داشته باشه و البته بعدش پشیمون میشه و عذرخواهی می‌کنه .از نظر اون اشتباهات من بچه گانه هستن و همیشه با جمله همینی ک هست خودش رو توجیه می‌کنه ..تنها عاملی ک باعث شده من بمونم وقت و عشق و علاقه ای هست ک در این مدت سرمایه گذاری کردم و ب هیچ وجه علاقه ای ندارم ب هدر بره و البته این موضوع رو هم بگم ک کارش براش اولویت هست با اینکه زبونن میگه تو اولویت من هستی ،اما اگه قبل قرار از پیش تعیین شده کاری براش پیش بیاد حتی ب من خبر نمی‌ده…خواستم ی راهنمایی کامل کنید ک من دقیقا باید چی کار کنم ..سه ماه دیگه منتظرش باشم یا نه …ممنونم ک بهم گوش دادین