با سلام دقیقا دوازده ساله با همسرم ازدواج کردم هر دو تحصیلات ارشد و فرهنگی هستیم اما از همان ابتدا ایشان بسیار بد اخلاق و شکاک بودن
اما حدود چهار سال است که دیگر توان زندگی با او را ندارم حدود دو سال است که اطرافیان مشاهده کرده اند که با تعدادی از دوستان خود خانه مجردی دارند کلید را پیدا کردم اما نتوانستم ثابت کنم یک پسر دارم که شش ساله است و مشکلات بین ما روی او تاثیر زیادی داشته است
حدود یک سال قبل زمانی که به منزل مادرم سفر رفته بودم پس از بازگشت به دلیل همین مسائل شروع به کتک کاری کرد طوری که دنده ام شکسته بود اما در بیمارستان به دلیل خجالتی که از اطرفیان داشتم این موضوع را پنهان کردم
تا اینکه دیشب باز هم دسته کلید جدید به همراه پاکت سیگار پیدا کردم که معلوم بود همان روز هر جایی که بوده آن کلید از آنجاست.
کلید رو برداشتم و ایشان تا صبح دنبال کلید می گشت.
چندین مرتبه هم متوجه چت های ایشان با خانم های دیگر شده ام اما کلا انکار می کند همچین چت هایی بوده و من رو متهم به توهمی بودن می کند
شما بگید چکار کنم؟