سلام وقت بخیر من حدود ۷ سال ازدواج کردم یه پسر ۳ ساله دارم هردو تحصیلکرده هستیم تا قبل بارداری شاغل بودم مشکل الان من فحاشی وبددهنی همسرم ودر مشاجرات ضرب وشتم من میباشد از این وضعیت خسته شدم نگران تربیت پسرمم که حرفای بد باباش رو تکرار میکنه خانواده همسرم در مرکز این دایره دعوای ما هستن معمولا چون از همون اوایل نه ازشون محبت دیدم نه راستی ونه احترام ولی من طبق تربیت خودم کار خودمو کردم احترام گذاشتم توجه کردم ولی همش بدی وسردی دیدم که با وجود اینکه همسرم گفته بود اونا سردن ازشون توقع نداشته باش ولی همسرم همش در قبال اونا از من توقع داره ودر دردودلهای من از بی مهریشون همش طرف اونا رو میگیره ومن رو زیر بار فحش ومشت میگیره فحشهای بدی به پدر ومادرم میده که تحملش خیلی سخته ومن هم که دفاعی ندارم وحتی دلم نمیخواد چهرش پیش خانواده ام خراب شه برم پیش اونا دردمو بگم فقط دارم باهاش مقابله به مثل میکنم از این وضع زندگی وحشی وبی حیایی وبد دهنی حالم بهم میخوره خسته ام دلم برای پسرم میسوزه باوجود اینکه مشاوره قبل از ازدواجم رفتیم گفت خیلی برای هم ساخته شدین ولی کو؟؟ کمکم کنید راهنماییم کنید چیکار کنم درست بشه یا من درست بشم که چه جوری باید برخورد کنم که زندگی انقد تلخ نگذره از همسایه ها خجالت میکشم انقد صدامون با الفاظ بد رو شنیدن تز خودم خجالت میکشم که چه جوری منم بد دهن شدم مثل اون دارم رفتار میکنم از پدر فوت شدم ومادرم خجالت میکشم که همسرم باید انقد پشت سرشون فحش نثارشون کنه در حالیکه انقد پیش مردم واطرافیان خوب وموجه هستش هیچ کس باورش نمیشه چنین ادمی باسه حتی یه بار خودش برادرمو گفت بیاد انقد موجه برخورد میکرد برادرم باورش نمیشد که اینکارارو بامن میکنه بجاییکه بیاد درست باهم حرف بزنیم پیش یه ادم بیطرف متخصص بریم همش میخواد از نقطه ضعفه من که خانواده ام استفاده کنه وهی به یکی از اونا بگه .خانوادت خودش که هیچی کاملا تعطیلههمش دنبال حرفای خاله زنکه وقتی تو خانوادش رفت وامد میکنه چون مادرش همش با در وهمسایه وزنهای کوچه نشین نشست وبرخواست داره این من رو اذیت میکنه لطفا راهنماییم کنید