با سلام و وقت بخیر خدمت شما.بنده دختری 30ساله با مدرک فوق لیسانس کامپیوتر و فرزند اخر خانواده که همگی خواهر و برادرها ازدواج کرده اند.از لحاظ مالی خدا روشکر متوسط به بالا هستیم خانواده مذهبی و در یکی از کلان شهرهای ایران زندگی میکنیم . با پسری 32ساله لیسانس عمران و البته کارمند(ارتش) که از لحاظ مالی خانواده متوسط رو به پایین دارد و روستایی هستند اشناشدم.ایشون پسر خوب منطقی ارام.تا حدی دیندار( که از این لحاظ بسیار شبیه به هم هستیم).من و ایشون 27ماه همدیگر را کامل میشناسیم و ایشون در همون ماه های. اول(ماه5)به خواستگاری بنده امدن و خانواده بنده یکسری شرایط برای ایشان گذاشتن (خرید منزل در یکی از کلان شهرها و تغییر ماشین و تغییر شغلشان)و ایشان قبول کرد و تا الان نتوانسته است این شرایط را انجام دهد.من شاهد هستم که خیلی درگیر برای پیدا کردن پول و خرید مسکن هستند که البته نشده است.ما همدیگر را بشدت دوست میداریم متاسفانه در این مدت باهم رابطه جنسی هم داشته ایم و الان بنده پرده بکارتم را از دست داده ام ولی هیچکسی در جریان نیست الا خودمان.
حالا من با مخالفت شدید خانواده ام مواجه هستم که تا ایشون منزل و بقیه شرایط را محیا نکند نباید حتی بیاید خواستگاری مجددد .من هم بخاطر مشکلم نمیدانم چیکار کنم و به هیچ عنوان نمیتوانم مشکلم را به خانواده ام بگویم
حالا سوالم این هست ما باید چیکار کنیم .از هم جدا بشیم.یا پافشاری برای ازدواج کنیم.و اگر پافشاری هست چگونه خانواده ام را راضی کنم .لازم به ذکرهست که پدر بنده فوت کرده اند و مادر و برادرهایم اختیار بنده را دارنند.