انتخاب
سلام
من و همسرم ۵ ساله با هم ازدواج کردیم
از لحاظ روحی و عاطفی و جنسی، بینهایت کمبود دارم
الکی میگه دوسم داره ولی هیچ کاری برای اثباش انجام نمیده
من آدم پر توقعی نیستم ولی برای مناسبتایی ک داریم، ب خودش زحمت نمیده ی شاخه گل برام بخره حتی. ولی برای کارش، میلیون میلیون خرج میکنه
فقط کار براش مهمه
وقتایی ک با منه، همش تو گوشیشه
تو مسافرت همینجور
دیگه خسته شدم ازین وضع
هر چی بهونه میگیرم، آروم حرف حرف میزنم، داد و بیداد میکنم، قهر میکنم، هیچ فایدهای نداره
هیچ نوع حرف زدنی روش اثر نداره
دیگه انگیزمو از دست دادم
واسه انجام کارای خونه، بیحوصلهم
دلم نمیخواد هیچ کاری انجام بدم
من آدم شادابی بودم ک کنارش، روحمو از دست دادم
دلم میخواد ازش جدا شم ولی شرایط خونه پدریمم چنگی ب دل نمیزنه
ما با عشق و علاقه و با سختی ب هم رسیدیم
اما اینه وضع زندگیمون
من چ کاری باید انجام بدم؟
مشاورهم رفتیم
کمک شایانی بهمون نکرد…














با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس ناکامی و ناراحتی شما کاملا قابل درک است.
به اینکه چند سال دارید و آیا از ابتدا شرایط به همین صورتی بوده که توصیف کردید یا به تازگی شکل گرفته و از چه زمانی این گونه بوده است، اشاره ای نکردید.
اما همانطور که خودتان هم می دانید رفتارهایی از قبیل سرزش کردن، مقایسه کردن، تحقیر و توهین، غر زدن، قهر کردن و پرخاشگری همگی جزو رفتارهای مخربی هستند که مشکل را حل نمی کنند و باعث دور شدن افراد هم می شوند.
در حالی که همان طور که خودتان هم اشاره کردید اغلب برای کنترل رفتار دیگران آنها را انجام می دهیم که بتوانیم از این طریق طرف مقابلمان را به سمت رفتار دلخواه خودمان سوق دهیم و یا او را مجبور کنیم ولی موفقیت آمیز و موثر نخواهد بود.
چرا که هر کسی در نهایت بر اساس افکار و باورها و نیازهای خودش عمل خواهد کرد نه بر اساس میل و خواسته و انتظار ما.
و چون دریافت احساس ارزشمندی و استقلال رای از جمله نیازهای اساسی هر فردی محسوب می شود، اینگونه رفتارها همچنین مانع برآورده شدن نیازهایی از قبیل عشق و تعلق و آزادی و قدرت در افراد می شود و به همین دلیل هم بسیار مخرب هستند.
تنها راهی که می توانیم دیگران را با خودمان همراه کنیم این است که سعی کنیم از طریق حمایت و همدلی و گوش دادن و درک متقابل و از این قبیل رفتارهای به اصطلاح پیوند دهنده، بتوانیم در کنار آنها باشیم تا طرف مقابل ما بداند که ما او را درک کرده ایم و قصد مقابله نداریم و رابطه و افکار و احساس طرف مقابل هم برایمان مهم است.
بنابراین گفتگو و صحبت کردن تنها راهی است که از طریق آن افراد می توانند با مشکلات بین فردی و چالش ها و اختلافاتشان به شیوه موثری روبرو شوند.
چرا که عاملی که باعث تفاوت بین همسرانی که زندگی با کیفیت و رابطه خوبی دارند در برابر آن دسته از همسرانی که نمی توانند با یکدیگر کنار بیایند و جزو زوج های ناراضی دسته بندی می شوند، میزان اختلافات آنها نیست بلکه نحوه و شیوه روبرویی و مواجه آنها با مشکلاتشان است وگرنه اختلافات بین فردی همواره وجود داشته و دارند.
صحبت کردن هم معمولا با هدف و نیت اثبات حقانیت خود انجام می شود و هر کسی می خواهد به طرف مقابل این پیام را بدهد که من درست می گویم و حق با من است در حالی که چنین بحثی هیچ حاصلی به جز ناراحتی و دلخوری نخواهد داشت چرا که ادراک افراد در مورد یک مشکل و مسئله مشابه هم می تواند کاملا متفاوت باشد و این هم به دلیل تفاوت در ذهن و افکار و دیگر تفاوهای فردی در بین افراد است و کاملا هم طبیعی است
بنابراین آن گفتگویی موضوع صحبت ما است که با نیت و هدف درک متقابل نیازها و ادراک و گفته ها و زاویه دید طرف مقابل انجام می شود.
در چنین گفتگویی نه تنها پرخاشگری وجود ندارد و افراد یکدیگر را مورد قضاوت و سرزنش قرار نمی دهند بلکه قصدی هم ندارند که طرف مقابلشان را متقاعد کنند که مطابق میل و خواسته آنها رفتار کنند.
بلکه از طریق گوش دادن سعی می کنند حمایت و همدلی خودشان را اعلام کنند و هر کسی آزادانه و بدون ترس از قضاوت و رفتار پرخاشگرانه از سوی طرف مقابل و در احساس امنیت درباره افکار و نظرات و احساسات خودش صحبت می کند و در نهایت خواسته و انتظارش را بیان می کند.
چنین گفتگویی افراد را به سمت حل مساله هدایت می کند و در نهایت بر سر گزینه ای توافق می شود که مورد رضایت هر دو طرف است و آنها موافق هستند.
در این مسیر گاهی باید سعی کنیم برخی از موارد را همانطوری که هستند بپذیریم و برخی مهارت ها و توانمندی ها را در خودمان تقویت کنیم.
به شما توصیه می شود برای اینکه بدانید چگونه برای برآوردن خواسته ها و نیازهایتان تلاش کنید و سهم هر کدام از شما در رابطه چیست و چگونه می توانید در راستای بهبود رابطه گام بردارید به یک زوج درمانگر مراجعه کنید تا اقدامات موثر را در این مسیر از طریق دریافت راهکارهای تخصصی و کمک های حرفه ای دریافت نمایید.
این نکته را هم در نظر داشته باشید که مشاور قرار نیست معجزه کند بلکه صرفا شما را راهنمایی می کند و پروسه تغییر هم بسیار ممکن است دشوار و زمان بر باشد و کاملا به تلاش و تعهد خود شما بستگی دارد که هر کسی نقش و مسئولیت رفتارهای خودش را بپذیرد و برای بهبود کیفیت رابطه در زندگی مشترک تلاش کند.
شما هم به نظر می رسد بهترباشد به جای غرق شدن در افکار سرزنش آمیز و قضاوت گرانه درباره خودتان و همسرتان واتخاض موضع قربانی و رفتار منفعلانه، به این فکر کنید که چگونه می توانید در مسیر داشتن رابطه خوب با همسرتان و داشتن یک زندگی با کیفیت اقدامات موثر انجام دهید و در مسیر آن فعالانه تلاش کنید و بر سهم و نقش خودتان که تحت اراده و اختیار خودتان است تمرکز بیشتری داشته باشید تا به این ترتیب کمتر هم احساس خشم و ناکامی را تجربه کنید.
با تشکر از پاسخ شما
بازم ازتون مشاوره و راهنمایی میگیرم.
ممنون میشم ک همه پیامهای منو از سایت پاک کنید.