مشکلات با خانواده
سلام دختری هستم ۱۹ ساله متاسفانه سال اول کنکورم قبول نشدم و پشت کنکوری هستم پارسال هر موقع که من میخواستم درسم بخونم خانوادم یادشون میوفتاد باید یه حرکت بزنن حالا نظافت خونه باشه جمع کردنش و….. هرچیم میگفتم درس دارم میگفتن تو اگه درس خون باشی میخوندی امسالم چون تو خونم و مدرسه ام نمیرم کافیه بدونن بیدارم همش صدام میزنن و میگن اینکارو بکن اون کارو بکن حتی برا لیوان ابم صدام میزنن و خودشون نمیرن بخورن منم وقتی از پای کتاب بلند میشم چون دوس دارم ادامشو بخونم بلندم میکنن عصبی میشم و دیگه ادامه نمیدماینم بگم هر ۵ مین یبار صدام میزنن خلاصه اینکه دارن پارسال رو عینا برام تکرار میکنن چندباری سعی کردم بهشون بگم که من درس دارم و انقد صدام نزنید بازم کارخودشونو میکنن درسته خودمم تنبلی کردم ولی اصلا درکم نمیکنن هر وز هروز بیرونن وقتیم میگم نمیام میخوام درس بخونم میگن حالا درس خون شد حالا امروز نخون و اصلا نزاشتن به برنامه هام برسم یا یه درسو بخونم
بعضی وقتا میگم ولم کنید کنکور دارم میگن اگه کنکور داری چرا همش میخوابی یا تو گوشی من حتی تل و اینستامم حذف کردم
برا خوابم اوایل برا اینکه صدام نزنن خودمو میزدم به خواب اما حالا اینم شده یه معضل جدا
اینم بگم ازم انتظار دارن رشته و دانشگاه تاپم قبول شم و به همه میگن دارم درس میخونم درحالی که نمیخونم و واقعا نمیدونم امسال بعد از نتایج باید چیکار کنم
اینم بگم هرکاری اونا بگن باید بکنم اما اگه خودم بخوام کاری کنم حق ندارم هروقتم اصرار و پا فشاری کردم باید با همه حرف بزنن که من تصمیم غلطه یا نه حتی اگرم غلط نباشه تهش باید طبق خواسته اونا عملی شه و این دیونم میکنه
دیگه نمیدونم باهاشون چیکار کنم که اجازه بدن زندگیمو بسازم














با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس ناراحتی و اضطراب و نگرانی شما در این زمینه قابل درک است.
اما در آخر شما مشکل اصلی و خواسته خودتان را دقیق مطرح نکردید.
به نظر می رسد شما قصد درس خواند دارید و انتظار دارید خانواده شما خودشان متوجه این موضوع باشند و به صورت کاملا خود انگیخته خودشان را با شما و برنامه های شما و نیازهای شما تنظیم کنند.
در این صورت بهتر است بدانید که چنین خواسته و انتظار شما از خانواده تان یا به طور کلی اطرافیانتان کاملا غیر واقع بینانه و دست نیافتنی است و شاید علت اصلی احساس ناراحتی و ناکامی شدید شما و خشما که در این رابطه تجربه می کنید همین مسئله باشد.
چرا که اساسا هر فردی در مسیر نیازها و خواسته های خودش و بر اساس ادراک و باورهای خودش عمل می کند و کاملا هم طبیعی است.
همان طور که شما در لحظه ممکن است از دغدغه دیگران یا والدینتان و نیازهای آن ها آگاه نباشید و تمام تمرکزتان بر مسیر و هدف و خواسته و نیاز اکنون خودتان است، آن ها هم متقابلا همین گونه هستند چرا که هر کسی در برابر خواسته ها و نیازهای خودش مسئولیت دارد و نه دیگران.
بنابراین شما اگر هدفی دارید که برای شما مهم است باید خودتان بتوانید برنامه ریزی انجام داده و بر همان اساس به شکل جدی پیگیری کنید و ببینید چگونه می توانید در مسیر تحقق آن اقداماتی انجام دهید که شما را به سمت هدفتان سوق دهد و در واقع موثر باشد.
اکنون متوجه شدید که چنین خواسته و انتظار و توقعی از دیگران دست نیافتنی و غیر منطقی است و باید خواسته هایتان متمرکز بر رفتارهای خودتان و با در نظر گرفتن محدودیت ها و شرایط موجودتان باشد.
بهترین شیوه برای حل اختلافاتتان با دیگران و والدینتان هم گفتگو کردن است و رفتارهایی مانند قهر و بی توجهی، قضاوت و سرزنش، پرخاشگری و یا غر زدن نه تنها اثر بخش و کمک کننده نخواهند بود بلکه باعث تخریب روابط شما با اطرافیانتان خواهند شد.
فقط از طریق گفتگو می توانید از افکار و ادراک و دغدغه های دیگران با خبر شوید و متقابلا احساسات و افکار خودتان را در زمینه ای که با یکدیگر اختلاف نظر دارید و یا نیازها و خواسته هایتان با یکدیگر در تعارض قرار گرفته است، مطرح کنید و خیلی محترمانه و بدون رفتار پرخاشگرانه انتظار و خواسته هایتان را در موقعیت های مختلف عنوان کنید تا دیگران هم از افکار و احساسات و خواسته های شما در همان موقعیت آگاهی یابند تا در نهایت با مشارکت و همراهی و همدلی یکدیگر، و نه قضاوت منفی که موجب خشم بیشتر می شود، بتوانید با یکدیگر توافق کنید که گزینه ای را انتخاب کنید که تا حدودی مورد رضایت هر دو سوی طرف گفتگو باشد.
همچنین لاززم است مهارتهایی را مانند بیان جراتمندانه خواسته و یا مدیریت خشم و یا مدیریت زمان را بیاموزید تا بتوانید از زمان خودتان درست و به بهترین شکل استفاده کنید و مسئولیت انتخاب های خودتان را هم بر عهده بگیرید.
به عنوان مثال وقتی به شما می گویند چه شده حالا درس خوان شده ای، این که شما در مقابل این گفته چه رفتاری را انجام دهید کاملا انتخاب خودتان است، مثلا می توانید درخواست آن ها را اجرا کنید یا اینکه قاطعانه تصمیم خودتان را بازگو و تکرار کنید یا از آن ها بخواهید در این زمینه گفتگو کنید و شما زمان های مشخصی را در هفته به گردش و یا خانواده تان اختصاص دهید و از قبل به آن ها برنامه خودتان را اعلام کنید یا در این زمینه بهر حال به یک توافقی برسید، یا پرخاشگری کنید و یا هر رفتار دیگری که انجام دهید تحت کنترل مستقیم شما قرار دارند.
آن چیزی ه که باید بر آن تمرکز کنید همین رفتارهای انتخابی تان است که در دایره کنترل و اختیازات شما قرار دارند وگرنه نه اتفاقات بیرونی و نه رفتارهای دیگران هیچ یک تحت اراده شما نخواهند بود و تمرکز و تاکید بر آن ها به جز احساس ناکامی و خشم و به هدر رفتن زمان و انرژی تان حاصل دیگری نخواهد داشت.
با توجه به این مطالب به شما پیشنهاد می شود جلسات مشاوره فردی دریافت نمایید تا بتوانید مدیریت و کنترل بهتری بر رفتارهای انتخاب خودتان داشته باشید و آن ها را متمرکز بر هدف خودتان انتخاب کنید و بدانید چگونه در مسیر خواسته ها و نیازهایتان اقدامات موثری انجام دهید و موانع بیرونی موجود را پشت سر بگذارید و با احتلافات و چالش های بین فردی با اطرافیانتان به بهترین شیوه روبرو شوی تا آن ها را به بهترین شکل حل یا مدیریت کنید و به این ترتیب در مسیر اهدافی که تعیین می کنید گام بردارید.