با سلام خانمی 30 ساله هستم و حدودا چهار سال پیش از همسرم جدا شدم. دلیل جدایی ما بحث یا اختلاف نبود. دخالت ها و آزار و اذیت های مادر شوهرم بود. به طوری که ب ای جدا کردن ما به دعا و جادو و هرچی بگین متوسل شده بود. من واقعا کلافه شده بودم. و مادر همسرم همیشه پنهانی با من دعوا می کرد و جلوی شوهرم مظلوم می شد. و همسرم می گفت چرا به مادرم بی احترامی می کنی. خلاصه ما جدا شدیم. همسرم برام خونه خرید با وسایل جدا و مهریه ام رو هم کامل پرداخت کرد. اما الان بعد از چهار سال هنوز هم فراموشش نکردم. همیشه عکسای دو نفر مونو، عروسی مونو نگاه می کنم. یاد لحظات عاشقان مون که می افتم کلی گریه می کنم. چند بار اتفاقی همسرم رو دیدم، هم اون و هم من با غم عجیبی به هم نگاه می کنیم. خیلی خوشحال بودم که تا الان مجرد مونده. اما الان شنیدم با مادرش رفتن خواستگاری و مثل این که قراره قضیه جدی بشه. خیلی داغونم و ناراحت. همش این احساس که لحظاتی که با هم تجربه کردیمو با کس دیگه تجربه کنه داغونم می کنه. خواهش می کنم کمکم کنین. خیلی داغونم. سعی کردم فراموشش کنم اما واقعا تو این چهار سال نتونستم. به خواستگارام جواب منفی دادم. چون دلم پیش همسر سابقمه. در ضمن این رو هم بگم ما فرزند نداریم. ممنون میشم از راهنمایی شما🙏