سلام من یه خانوم ۲۴ساله هستم ۹ماهه ازدواج کردم با یه اقای ۲۵ساله من لیسانسم و ایشون تا دوم راهنمایی خوندن،خیلی بد فک میکنن،خیلی روم حساسه،و البته مغرور، چیزی که خیلی اذیتم میکنه اینه که احساس میکنم عشق گذشته رو فراموش نکرده،از بیو و اهنگ پیشوازش این احساسات در من ب وجود اومده،میدونم که دوسم داره ولی احساس میکنم هنوزم درگیر خاطرات گذشته س،مثلا این بیوی تلگرامشه؛صاحب ارزویی بودم که شیرینی تعبیرش ازان دیگری بود،خیلی این چیزا اذیتم میکنن یا حتی پیشوازش بحث رفتن و ایناس،یا وقتی اهنگ غمگین گوش میده پکر میشه انگار میره تو فکر،چیکار کنم بیخیال خاطرات گذشته ش بشه