سلام
بنده مردی هستم ۳۲ ساله ۸ ساله ازدواج کردم و یک فرزند ۳ ساله پسر دارم
بخاطر اختلاف شدید با خانواده همسر از اول ازدواج(مشاوره حضوری رفتیم و تایید کردند مشکل از خانواده همسرم هست ) یک بار در دوران عقد ۲ ماه با همسرم قهر بودم و تا شب عروسی که بهترین لحظه هست مااختلاف داشتبم یک بار هم بعد از عروسی که تا پای طلاق پیش رفتیم طی دوماه خانمم همه کارای طلاق کرد کهمیدونم بخاطر دخالت خانوادش بود ولی بخاطر فرزندم برکشتیم سر زندگی
خانواده همسرم هنوز هم باعث ازار من میشند و خانمم فقط از اونها حمایت میکنه میگه من پشت سر ازت حمایت میکنم که مطمئن هستم این کار رو نمیکنه
حسن میکنم نسبت به هم حس خاصی نداربم فقط بخاطر فرزندم زندگی میکنیم روزی نیست که باهم بحث نکنیم حتی سر یه چیز الکی همسرم بد زبان هستند وقتی دعوا میشه با تمام وجودش دعوا میکنه اصلا فکر بعدشو نمیکنه و بعد از دعوا بهش میگم چرا فحاشی میکنی میگه عاملش خودتی کلا هیچ وقت خودشو مقصر نمیدونه
من فقط منتظرم پسرم سنش به ۷ سال برسه دستشو بگیرم ازاین زندگی برم و خودم تربیتش کنم چون نمیخام با اخلاق مادرش بزرگ بشه
میدونم پسرم اسیب میبینه ولی تحمل ندارم دیگه
اینکه تحمل کردن تا ۴ ۵ سال دیگه واسم سخته بعضی موقعه ها فکر میکنم این زندگی همینطور باشه و جدانشم ومن برم سراغ یه زن دیگه واسه ازدواج دوم
که البته ترس از این کار دارم و یا موقیعتش پیش نیومده
و مشکل بزرگتم اگه الان جدا بشم پدر مادرم دیگه طاقت درگیری با طلاق رو ندارند اخه مادرم زمانی که اختلاف ما تا پای دادگاه و طلاق رفت سکته کرد و الان هم بشدت افسردگی گرفته اگه جدا بشم یه بلایی سرشون میاد
بلاتکلیفم لطفا راهنمایی کنید