سلام .زن 37سالمه .مطلقه هستم و یه پسر 12سالهدارم .مدتیست اقایی از شهرستان خاستگاری من امده چند مشکل دارم یکی توی اون شهرستان من گذشته ی خوبی ندارم و ایشون همشو میدونن یعنی واضح بگم با کسی صیغه بودم ..تمام گذشته ی منو اون اقا به خاستگارم گفته .ذهنش زیاد درمورد من خوب نیست ..ولی میگه دوست دارم و هست .ولی الان که نزدیک عقده کمی عوض شده تا اینکه دعوا سر بیرون رفتن و نرفتن شد که میگفتن با خودم میری میای و این اقا اونجا به من گفت خراب بودی .با این بودی با اون بودی ..حالا از روی عصبانیت هر چی ..من موندم الان پشیمونه شدید .چجور اطمینان کنم بهش دیگه کرار نمیکنه.درضمن کنارش هستم اصلا این مسایل نیست الان دورم این چیزا پیش میاد .بهش گفتم چجور اطمینان کنم باز نگی ؟ شما بگید من خونه پدرم زندگی میکنم تهران و ایشون جلفا .خونه پدرمم زندگی مرفه دارم از طرفی این اقا رو دوست دلرم زندگیمو دوست دارم .لطفا کمک کنید بدونم میشه اطمینان کرد بهش .