سلام من ۲۳سالمه
۳ ساله که عروسی کردم
مشکلاتی از ابتدا با خانواده همسرم داشتم
سر افکار قدیمی که عروس خانواده باید کار کنه ظرف بشوره .مهمونی دورهمی بگیره همه باهم و…
خانواده پرجمعیتی هم هستند
خب من تک دختر هستم خونه پدرم هم تا حالا برای ۲۰ نفر غذا درست نکرده بودم
از زمانی که عروسی کردم با اصرار همسرم مهمونی هاشون رو یکی دوباری برگزار کردم تابحال با کمک همسر اونم به زور .
ولی من تنها از پس این مهمونیا بر نمیام
خانواده همسرم هم سرجاشون ک بشینن تکون نمیخورن دیگه
بارها سر این مسائل دعوا کردیم
همسرم میگه وقتی مامانم میگه همه باهم میان باید بیان
حتی یکبار هم از خونه بیرونم کردو تا نرزدیک طلاق هم رفتم
خب من خونم کوچیکه و از طرفی هم انقدری مهارت ندارم ک بخوام غذای هیئتی درست کنم
اگرم از بیرون غذاسفارش بدم میگن میتونستیم خونه خودمونم سفارش بدیم
خواهر شوهر کوچیکم هم خیلی زیر پاش میشینه و پرش میکنه
ولی همسرم اصلا طرف منو نمیگیره
میخوان برای من تصمیم بگیرن
فقط میگه مادرم
خواهرم
حتی شده بار ها زنگ زدم بهشون که یک خانواده ای بیان
میگن نه من خواهرمو ندیدم اگر میخوای بیام باید به اونم بگی
یا میگن چطو ما مهمونی بدیم تو ندی
توی مسائل دیگه هم فقط مرگو واسه همسایشون میخوان
اگر چنین مسائلی واسه دخترای خودشون باشه مهم تلقی میشه ولی عروس یه کلفت ظرف بشوره
(اینم بگم ک ازدواج ما فامیلی هست و مادر شوهر من عمم محسوب میشه
تفاوت سنی من و همسرم هم ۱۲ ساله
که همسرم فرزند اخر هست )
لطفا بگید که من چیکار کنم موندم واقعا