1
من خیلی بدبختم
من خیلی بدبختم الان ی ساعت نوشتم پاک شد همش فقط میشه بگین من ک تنها خوشی زندگیم فیلم و کتاب بود با این مشکل ک نمیفهمم هرچی ازشون نمیفهمم چیکار کنم ؟
۱۵ سالمه،دخترم
مشکلاتمم
وسواس فکری ، تمرکز پایین ، خنگی و کلا همه چیز














با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناراحتی و ناکامی شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
به نظر می رسد افکار منفی زیادی با محتوای خود سرزنشی و قضاوت منفی درباره خودتان در ذهنتان پرسه می زنند که ظاهرا با تمام آن ها هم همراه می شوید و آن ها را جدی می گیرید که تا این حد احساس بد و ناخوشایند و خلق منفی را تجربه می کنید.
البته بهتر بود اکنون که سیستم خلاق ذهن شما به شما چنین پیشنهاد خوبی داده است که مشکلتان را در این فضا مطرح کنید شاید راه حلی پیدا کنید، کمی بیشتر توضیح می دادید و بعد از پاک شدن مطلب از نوشتن مجدد منصرف نمی شدید و یک بار دیگر هم تلاش می کردید تا با ارائه اطلاعات دقیق تر بهتر بتوانید راهنمایی دریافت کنید.
با این جال تلاش می شود که به برخی از نکات و مواردی که به نظر می رسد می تواند برای شما تا حدی راه گشا باشد اشاره ای هرچند کوچک بشود تا بتوانید از آن استفاده کنید.
دوست عزیز همه انسان ها پنج نیاز اساسی دارند که باید برای رسیدن به آن ها تلاش کنند و خودشان هم مسئول مستقیم تحقق خواسته ها و نیازهای اساسی شان هستند و باید حواسشان به خودشان باشد
از جمله نیازهای بسیار مهمی که باعث کیفیت بخشیدن به زندگی ما می شوند نیاز به داشتن رابطه های خوب و سالم و با کیفیت و همچنن داشتن تفریح و انجام فعالیت های لذت بخش است که گاهی مغفول واقع می شوند و یا ما رابطه های خوبی نداریم که باید ریشه یابی و حل شوند.
اگر چه سن شما یعنی در سنین نوجوانی کلا دغدغه های زیادی در ذهن افراد وجود دارد و چون افراد در این دوران برای ورود به مرحله بزرگسالی و جامعه بزرگ تری آماده می شوند باید تکلیف خودشان را در موارد و زمینه ها و حوزه های مختلفی مانند شغل مورد علاقه شان در آیند، مسیر مورد علاقه شان برای زندگی، سبک زندگی دلخواهشان، رشته دانشگاهی که می خواهند در آن ادامه تحصیل بدهند و اصلا این که آیا می خواهند ادامه تحصیل بدهند یا مسیر دیگری را در پیش بگیرند و مواردی از این قبیل مشخص کنند و برای تکت ک این موارد تصمیماتی بگیرند که می تواند بسیار تعیین کننده و مهم و سرنوشت ساز باشد.
بنابراین به نوعی هویت خودشان را در این دوران در زمینه های مختلفی تعریف و به نوعی مسیرشان رادر زندگی انتخاب می کنند و این فرایند می تواند بسیار دشوار و سخت و در مواقعی سردرگم کننده و گیج کننده باشد.
بنابراین احساس شما تا حد زیادی طبیغی و شرایط پیچیده شما هم قابل درک است و شاید به همین دلیل به خودتان بر جسب وسواس فکری زده اید و آن وسواس فکری که نوعی اختلل است نیاز به تشخیص توسط افراد متخصص در این زمینه دارد.
تمرکز پایین هم می تواند به دلیل فشار و بار استرس زیاد در این زمینه ها و یا موارد دیگری باشد که در آنها احساس سردرگمی و بلا تکلیفی کرده اید و یا هر موضوع دیگری که پرونده اش در ذهنتان باز مانده است و باید به آن بپردازید.
خنگ بودن هم باز برچسبی هست که خودتان به خودتان زده اید در حالی که به نظر می رسد نوجوان با هوشی باشید که برای حل مساله خودتان به همچین شیوه موثری یعنی دریافت مشورت از سوی روانشناسان و مشاوران آن هم با استفاده از همین فضا و امکانات محدود روی آورده اید و اتفاقا انتخاب بسیار تحسین بر انگیز و زیرکانه ای بوده است.
به نظر می رسد شما بیشتر نیاز به این دارید که کمی در این زمینه ها آگاهی خودتان را افزایش دهید و با کسب خود آگاهی بتوانید به درستی خواسته های خودتان را مشخص و برای آن ها هدف گذاری و برنامه ریزی داشته باشید و به این ترتیب تا حدودی به ذهن خودتان نظمی بدهید تا بدانید قرار است به کدام سمت حرکت کنید.
و از همه مهم تر موانع موجود بر سر راهتان به سمت اهداف و و=خواسته هایتان را شناسایی و برطرف کنید که این موانع هم می توانند بیرونی باشند و هم درونی مانند همین افکار منفی که درباره خودتان دارید و خود گویی های منفی درباره خودتان که سد راه تان برای انجام اقدامات موثر به سمت خواسته های تان شده است.
در حالی که قرر نیست به هر فکری که در ذهنمان تولید می شود بچسبیم چرا که ذهن ما کارش همین تولید افکار مختلف است که ممکن است برخی از آن ها کاملا به درد نخور باشند و کمکی به ما نکنند و باید این افکار را به۹ حال خودشان رها کنیم که فقط برای خودشان رفت و امد کنند ولی اجازه ندهیم مانع حرکت کردن ما به سمت اهدافمان در زندگی بشوند.
در عض فقط به آن دسته از افکارمان بها بدهیم که ما را به سمت حل مساله ای هدایت می کنند مانند همین فکر که باعث شده بیایید و در چنین فضایی مشورت و کمک حرفه ای بخواهید و این افکار اتفاقا برای ما راه گشا هستند و ما را به سمت اهدافمان هدایت می کنند.
بنابراین با توجه به تمام این موارد و با توجه به این که به نظر می رسد خلق شما بسیار پایین است و افکار سرزنشی و قضاوت گر زیادی دارید و احساس تنهایی و نا امیدی می کنید، به شما توصیه می شو.د حتما به یک روانشناس و یا مشاور مراجعه داشته باشید تا بررسی های لازم در این زمینه انجام شود و پس از ارزیابی دقیق بتوانید کمک حرفه ای برای مشکلاتتان دریافت کنید و در صورت لزوم مهارت های جدیدی را به دست آورید و توانمندی هایتان را تقویت کنید تا بتوانید در مسیر تحقق خواسته ها و اهدافتان در زندگی گام های موثر تری بردارید و متعهدانه برای آن ها تلاش کنید و بدنید که در این مسیر چه موانعی دارید و با نظارت یک فرد متخصص و با انجام راهنمایی ها و راهکارهای دقیق تری که دریافت می کنید کیفیت زندگی خودتان را افزایش دهید و به این ترتیب احساس رضایت و خشنودی بیشتری را در زندگی تان تجربه کنید.