نداشتن اختیار در زندگی و فشارهای دائم همسر
سلام وقتتون بخیر
خانمی هستم 27 ساله که بتازگی ازدواج کردم. حدودا ۲ ماه و نیم یه ماه میشه.همسرم متولد 70هستن.ایشون بسیار آدم نجیب و مهربونی هستن خیلی دست و دلبازن.شاد و خنده رو هستن خیلی هم مثبت نگر الان مدتی میشه حدود 3یا 4 روز هست که بشدت خوابشون زیاد شده و دائم میگن من افسرده هستم ازشون علت را هم که جویا شدم گفتن چون من دوست دارم برم بیرون گردش و تفریح اما از وقتی ازدواج کردم زندگیم بدتر شده ببینین من اصلا اهل تفریح و گردش نیستم یعنی قبلا بودم توی دوران نامزدی با همسرم بیرون میرفتیم میگشتیم حتی غذا هم میخوردیم منظورم رستوران حتی خارج از شهر هم میرفتیم یا پیکنیک میرفتیم.ولی من از زمانی که ازدواج کردم وسواس شدیدی روی وزنم پیدا کردم بطوری که اگر یه گرمم روی وزنم بره خودمو هلاک میکنم که هر جور شده بیارمش پایین حوصله بیرون رفتن با همسرمم ندارم.ایشونم میگن من واقعا خسته شدم به من حق بده که بیرون کار کنم خونه هم که میام بگم بریم بیرون تو نه بیاری به من میگن تو زن پایه و همراهی نیستی میگن من دوست دارم بریم بیرون با من بیای شام بخوریم فست فود بخوریم ناهار روزای تعطیل بشینی کنارم باهم بخوریم دوست دارم با هم میوه بخوریم حتی من همسرم دوران نامزدی میوه نمیخوردن من میوه خورشون کردم اما الان لب نمیزنم که مبادا چاق بشم هیچی نمیخورم حتی غذا نمیخورم بشدت رو وزنم حساس شدم خیلی بد شدم هراس از چاقی دارم آخه من همیشه چاق بودم و یه دوره ای بشدت چاق شدم رسیدم به 80 کیلو بعد خودمو آوردم پایین اینقدر پایین که 40 کیلو شدم .الانم 49 کیلو هستم دوران عقد حتی توی عروسیمم 54-53 بودم.ولی بلافاصله بعد از ازدواجم روی وزنم حساس شدم و آوردمش پایین هر روزم کارم اینه روزی 4-3بار میرم روی ترازو صبح و ظهر و عصر و شب. همسرمم منو که بغل میکنن میگن اینجا استخون اونجا استخون تو همه جات استخونی هر جاتو که دست میزنم فقط استخون رگای دستمو نگاه میکنن .بهم میگه فسقلی ریزه میزه کوچولو تو سوء تغذیه داری.من علاقه خیلی زیادی هم به شیرینی جات دارم جوری که همسرم کلافه شده میگه ذائقه منو بهم ریختی من شیرینی دوست ندارم مجبورم میکنی باهات بخورم .اصلا سر همینا اختلافاتمون شروع شده جوری که من میگم من دوست دارم لاغر باشم دلم نمیخواد باهات بیام بیرون دوست ندارم غذا بخورم دوست ندارم بریم گردش و تفریح بریم رستوران دوست دارم تو خونه باشم .ایشونم میگن همین کارات منجر به جداییمون میشه خانواده همسرمم متلک میندازن بهم که چرا هیچی نمیخوری تو مگه رژیم داری؟ وقتی هم میرم خونشون معذب میشم چون اصرار روی اصرار که میوه بخور،اینو بخور اونو بخور خانواده خودمم از مشکلم که بهشون گفتم میگن حق بجانب همسرته راس میگه تو خیلی لاغری خیلی استخونی زشت شدی مثه مریضا شدی اوناهم طرف همسرمو میگیرن اینم بگم که من هر روز روزی یک ساعت ورزش میکنم.پیاده روی و حلقه ولی همسرم زیاد موافقش نیست خانواده خودمم میگن ورزشت باعث جداییتون میشه پس ولش کن خودشم میگه انجام بده ولی نه هر روز نه یک ساعت.ضمنا ایشون کارشونم که گفتم سخته توی کارخونه فولاد بوتیا کار میکنن. از صبح زود ساعت 6میرن تا 5عصر .تروخدا کمکم کنین بگین من چیکار کنم ؟؟؟ از یه طرف دوست ندارم بهم امر و نهی کنن هیچکس حتی همسرم دوست ندارم بهم دستور بده بگه باید خودتو چاق کنی باید با من بیای بیرون باید با من غذا بخوری و هزاران باید دیگه از طرفی هم نمیخوام زندگیم از هم بپاشه ببینین من سر دوراهی گیر کردم خب از طرفی خودم دلم میخواد پایه و همراه همسرم باشم بهشم حق میدم که با وجود کار سختش احتیاج به تفریح داشته باشه ولی از اینکه من این همه سال رژیم گرفتم به سختی وزنمو آوردم پایین (چون تو دوران چاقیم همه مسخرم میکردن یه لباسم اندازم نبود اصلا سایزم گیر نمیومد) و ورزش کردم و میکنم یهو بزارم کنار حتی تصورشم منو دیوونه میکنه خانوادمم میگن تو وسواس پیدا کردی تروخدا کمکم کنین بگین من باید چیکار کنم که زندگیم الکی الکی از هم نباشه یه مورد دیگه هم هست که همسرم ازم شاکی اینکه ایشون دوست دارن آشپزی کنن و غذا بپزن منم دوست ندارم بیان تو آشپزخونه چونکه کثیف میکنن و همه چیو بهم میریزن منم بشدت روی این مورد حساسم و خیلی وسواس دارم روی تمیزی جوری که هر روز جارو میکشم،طی میکشم ،دستمال میکشم خلاصه همش در حال تمیز کردن و سابیدن و شستنم ایشونم کلافه شدن از اینکه چرا من نمیزارم بیاد تو آشپزخونه چندبارم بخاطر همین موضوع تمیزی من و اینکه ایشون این موارد رعایت نمیکنن دعوامون شده بشدت کارمون به داد و جیغ و کتک کاری رسیده.ترو خدا کمکم کنین بگین باید چیکار کنم برای حل این مشکلاتم؟؟؟؟
ممنونم














سلام به شما دوست عزیز
نگرانی شما برای زندگی مشترکتان قابل احترام هست و با توجه به شرایط پیش آمده این موضوعات می تواند باعث ایجاد اختلاف بیشتر بین شما و همسرتان شود و به همین دلیل نیاز است که این وسواس های فکری شما که بی ارتباط به رژیم های سنگینی که می گیرید نیز می تواند نباشید نیاز است که به روانشناس مراجعه داشته باشید تا این افکار و احساساتی که شما تجربه می کنید مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانیم به شما کمک کنیم .
دقت داشته باشید که زندگی مشترک یک زندگی دونفره می باشد که نیاز است به نیازها و دیدگاهای هردو فرد احترام گذاشته شود و به انها توجه شود تا هردو فرد بتوانند شرایط روحی مناسبی را تجربه کنند .
بهتر است در این مسیر با توجه به اینکه می دانید این رفتارهای شما می تواند آسیب زا باشد برای مشاوره اقدام کنید تا بتوانیم به شما کمک کنیم.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۵۸۹۵