سلام.. پدرو مادر من کسایی هستن که ازدواج با خودشون بر پایه منفعت بود زمین و.. پدر با ها گفته من نمیخواسمش و مادرش باعث شد.. اللن پدرم 50 و مادرم هم همون سن از بچگی تا الان منو خواهرمو مسئولیتمون نپذیزفن.. در حدی که نه پول میده، همش میگه ندا م در صورای مه دا ه مادرم همش تملم عقده هذشو از اول سر من دختر بزرگ خالی میکنه همش میگه برو شوهر کن راحت شم.. هر مدلم باشم حرفو هر چقدرم گوش بدم فایده نداره نه اشتباهشونو میپذیرن اصللاااااا، نه حرف گوش میکنن نه حالیشون میشع چند باری هم من کو تا حد مرگ بردن خدا بهن رحم کرد انقدر بیخیالن پدرم هنوز که هنوز میگه من مجردم و ولقعا هم همینطور رفتار میکنه! مادرم هم شبیه دختر بچه ها همش نق و غر میزنه سر ما و حرفای بد جوری که انقدر منفی حرف میزنه با ادم به پوچی میرسونه… لطفا بگین رفتن از پیششون با کار واسه من دختر مجرد و هنوز کاری نداره چیکار کنم؟؟؟؟؟