من حدود ١ سالی میشود که تنش های پدرم به من زیاد شده و همش بهم سرکوب میزنه و بهم میگه که دیگه ازت ناامید شدم. بیشتر این کارهایش هم به خاطر این است که من وقت زیادی را در گوشی میگذارم و او از این ترز فکر من بدش می اید و میگوید که باید بزرگ بشی من هم هر چه بزرگانه کار انجام میدهم و به حرف هایش گوش میدهم اخر از من ناراضی هست و حالت بدی نسبط به من دار من به خدا بزرگ شده ام ولی او رفتارهای بچه گانه ای با من انجام میدهد. برای مثال به من میگوید شب ها قبل خواب گوشیت را به من بده .یکی دیگر از این رفتار ها که از نظر پدر من بد است با گوشی کار کردن است.من تنها١۵سال دارم و علاقه ی زیادی به گیم دارم برای همین او فکر میکند من هنوز بچه هستم و نمیخواهم بزرگ بشوم. واقعا از این رفتار خسته شده ام من به قدری الان ناراحتم که آرزوی خود کشی دارم و تنها دلیلش هم که تا الان خود کشی نکرده ام این است که یک گناه هست.دیگه تحملم بریده است و نمیدونم چیکار باید بکنم لطفا کمکم کنید.ممنون