سلام من ۱۹ سالمه با یه پسری از طریق تلگرام اشنا شدم و اون ۲۶ سالشه بهش گفتم دوسش دارم و اون بهانش فاصله شهرامونه که حدودا سه ساعتی فاصلس و میگه دوس نداره از راه دور رابطه داشته باشه مدااام دوس داشت من برای دانشگاه برم شهر اونا و هر روز جواب انتخاب رشتمو میپرسید ولی خانواده من راضی نیستن من برم شهر دیگه و مصممن روی حرفشون ولی با این وجود حس میکنم بازم هنوز مایله حرف بزنیم تو حرفاش فهمیدم یه سری مشکلات روانی داره هر شب کابوس میبینه و تحت درمان میگه دچار یه فروپاشی ذهنی شده یاس فلسفی من کلی تو نت درباره مشکلش سرچ کردم سعی دارم کمکش کنم تو نت نوشته بود همچین ادمی روی احساساتش مدیریت انچنانی هم نداره و این پسره شدیدا کم حرفه نه فقط با من با همه هیچوقت پیش قدم نمیشه برای حرف زدن ولی وقتی باهاش حرف میزنم خودش ادامه میده بحثو وقتایی که از گفتن یه چیزایی فرار میکنم کنجکاو میشه بدونه کمکم کنه
سوالم اینه دلیل این سرد بودنش بیماریشه ؟ و اینکه من چجوری میتونم کمکش کنم کابوساش کمتر شه حالش خوب باشه و بتونیم بیشتر باهم پیش بریم فک میکنم اگه کم کم به هم بیشتر علاقه مند بشیم خیلی مساله مسافت هم مطرح نباشه
مثلا من گفتم میرم پیاده روی گفت منم میرم خواستم بگم بیا رفتیم با هم حرف بزنیم یا مثلا خوندم باید برای کابوساش صحنه سازی قشنگ کنه ولی هیچکدومو بهش نگفتم چون اولن نمیدونم کمک میکنه به رابطمون و اون یا نه دوم اینکه طبق گفته خودش اون کتابایی که خونده و باعث بیماری روانیش شده یه جورایی بهش تنها بودنو یاد داده
ممنون میشم کمکم کنید بدونم چجوری همه چیو درست کنم اصلا درست شدنی هست من خیلی دوسش دارم و حاضرم هرکاری کنم اما اونو نمیدونم واقعاا