با سلام
پسری ۲۲ساله هستم و ۱۰ماهه با دختر خانمی ۱۵ساله به صورت سنتی ازدواج کردم.پدر این دختر معتاد و مادرش،نامادریش هست مادر خودش از پدرش طلاق گرفته و دختر پیش نامادریش زندگی میکنه.نامادریش خاله مادرم هست و به پیشنهاد خودشون به مادرم ما به خواستگاری این دختر رفتیم.نامادریش که خاله مادرم هست زن فاسدیه و با مردهای غریبه در ارتباط تلفنی هست و به این دختر که دختر خودش نیست روزگار نمیده البته از وقتی که به ما دادتش براشون عزیز شده.من از همون اول هم میدونستم این دختر به ازدواج با من ناراضی هست اما به زور نامادریش با من ازدواج کرده و درضمن خیلی هم نامادریش رو دوست داره و خیلی ازش حرف شنوی داره .نامادریش خیلی آدم پول پرستی هست و وقتی فهمید که من باج نمیدم شروع کرد با اذیت کردن و یاد دادن دختره.این دختر در این مدت ۱۰ماه خیلی بر علیه من توطئه کرد حرف برد بی احترامی به خانوادم کرد هیچگونه محبتی به من نمیکنه از من فراریه اونا زنجان هستن ما تهرانیم هروقت خواستم مهمون بیارمش با واسطه کردن بزرگهای فامیل بوده هیچ وقت دوست نداشته بیاد بار ها بهم دروغ گفته از من همه چیز رو پنهان میکنه امتحانش کردم ببینم بهم خیانت میکنه دیدم بله خیانت کرد.ازش پرسیدم چرا این کار هارو میکنی هیچ جوابی نمیده دوست نداره اختلاف بین مون حل بشه هیچ وقت بامن روراست نبوده.بهش گفتم میخوای از هم جداشیم میگه نه ولی خودم احساس میکنم میخواد منو به زار بیاره تا من بگم نمیخوام بره حق و حقوقش رو بگیره فقط پول مدنظرشه هرچی براش میخریدم رو میگفت چرا گرونترش نخریدی ولی دریغ از یک زره محبت به من هیچ علاقه ازش نسبت به خودم نمیبینم هر کس از اعضای فامیل نامادریش که نامادریش باهاشون خوبه رو به من ترجیح میده
ممنون میشم راهنمایی کنید