همسرم به حدی بعضی وقتها عصبی میشه که میترسم ازش هرچیزی میگه بعدفرداش میاد عذرخواهی به غرور وشخصیتم برمیخوره ولی اینبارسرهیچی دعواراه انداخت نمی‌خوام ببخشمش بخداازش میترسم گناه دارم فقط دلش برادیگران میسوزه من 22سالمه خستم کرده باهمه چیزش ساختم قد نمیدونه امروز شوهرم سرشکستن یه قوری بلوابه پاکردمادرش چیزیش می‌شکنه ناراحت میشه میگه خیلی اخلاق زنونه آیه به من می‌گفت خجالت بکش هیچکس نیست به من احترام بذاره بهم محبت کنه دلم پره بهم فحش میده قسم میخوره نمیگه بازم میگه خستم کرده خسته