8
مشاوره
باعرض سلام
خانمی 23ساله هستم همسرم 28سالشه 6ساله ازدواج کردیم یک بچه دوسالع دارم همسرم خیلی رفتاربدی باهام داره هرموقع خونوادش میخوان بیان باهام مهربونه منم مثل کلفتا بهشون میرسم واحترامشون نگه میدارم همین ک اونابرن ک دیگ سرکاری نداره باهام خیلی خراب میکنه فحش میده سر کوچکترین چیزا دادمیزنه. حرفایی میزنه بخدا ک انقد دلم میشکنه منو تخریب میکنه یبارمیگ چاقی بی جنبه ای میگ بو میدی
بخدا قسم انقد ب بهداشتم میرسم ک از چشمش نیوفتم انقد اهمیت میدم ک خدامیدونه ولی چون میدونه حرفاش خیلی رومن تاثیر میذاره اینجوری میگ ک من غصه بخورم وگریه کنم همیشه نقطه ضعفامو بروم میاره هرچی من خودمو کنترل م














سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه شده است اما عزیزم دقت کنید که شما در اوج نوجوانی وارد پروسه ازدواج شده اید و خب این مسیر بر تصمیم گیری شما و معیارهایی که برای ازدواج دارید و بینش شما تاثیر دارد در هرصورت این یک موضوع مهم در مسیر انتخابی شما بوده است .
اما در هرصورت شماها وارد پروسه زندگی مشترک شده اسد و ۶ سال شناخت از بعد شخصیتی و رفتاری همسرتان دارید و در این مسیر نیاز است که بررسی کنید که دلایل شما برای ماندن در این زندگی مشترک جز فرزندتان چه موراد دیگری می باشد تا بتوانید در این مورد بهتر تصمیم گیری کنید.
در کنار اینکه برای بهبود این مشکلات و مسیر ارتباطی بین شما و همسرتان اینکه شما بخواهید خودتان را تغییر بدهید به تنهایی کمکی نمی کند و در این مسیر نیاز است که برای بازسازی این مشکلات شما و همسرتان باهم همراه شوید چون در این مسیر دیدگاه ها، افکار، احساسات و باورهای هردوی شما در کنار بعد شخصتی و رفتاری که دارید تاثیر گذار می باشد.
بهتر است که در این مورد با همسرتان در زمان مناسبی در احترام و بدون به دنبال مقصر بودن صحبت کنید و احساسات خود را در مورد این شرایط و مسیر ارتباطی بیان کنید و بخواهبد برای بهبود زندگی مشترکتان به زوج درمانگر مراجعه کنید در صورت مخالفت ایشان بهتر است خودتان برای بررسی و تصمیم گیری مراجعه داشته باشید.
در این مورد که شما بیان می کنید به نظافت و مراقبت از خودتان توجه می کنید اما بازهم مورد پذیرش نیستید خب این موضوع تماما به شما ارتباط ندارد و در این مسیر هرچقدر هم شما تمیز و در شرایط مناسبی باشید بازهم آنچه در روان همسرتان تجربه می شوند هرچند که با واقعیت همخوانی نداشته باشد می تواند بازهم بر روند رابطه تاثیر گذراد .
چندین بارباهش صحبت کردم اون لحظه میگ باشه ازین ب بعد باهم دیگ درست صحبت میکنیم منم قبول میکنم بعضی چیزایی ک اون دوس نداره ولی باز زمانش ک میرسه فقط دنبال یع نقطعه ظعفه ک غصه بده منو مثلا میگ نمیریم خونه مامانت 😔
فقط بخاطر بچم و خونوادم ک غصه میخورن جدا نمیشم ودارمتحمل میکنم. ولی اگ اینجور باشه اخر دست ب خودکشی میزنم
ببین عزیزم درک میکنم که این شرایط برایت با فشار روحی زیادی همراه شده است اما در احترام به فرزندتان و خانوادیتان شما نیاز است که به شرایط روحی خودتان نیز توجه کنید. خودکشی راحل هیچ مشکلی نیست و به خانواده و فرزند شما نیز اسیب بیشتری وارد می کند پس بهتر است که در این مسیر به شرایطی که دارید توجه کنید و با خودتان در احترام برخورد کنید و با بررسی همه شرایط به کمک روانشناس و دریافت مشاوره حمایتی برای ادامه زندگی و یا حتی جدایی تصمیم گیری کنید.
شما هم ک مشاورین بگین بهم چیکارکنم
شماهم ک مشاورین بگین بهم چیکارکنم ؟
ببین عزیزم در این مورد نیاز است که شما همه مسیر و احساسات خود را بررسی کنید و شرایط و برنامه برای زندگیتان در کنار معیارها که برای زندگی مشترکتان دارید مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانیم در این مسر به شما برای ادامه و یا جدایی تصمیم گیری کنید.
سلام الان کسی هست باهاش حرف بزنم نیاز به مشاوره فوری دارم
سلام به شما دوست عزیز شما می توانید در همین قسمت سوال خود را ارسال کنید و پاسخ را در زیر سوال دریافت کنید.